تأسیس و شناسایی کشورهای جدید
ماهنامه بین المللی حقوق، شماره 12 - مهر ۱۳۸۷
در شرایطی که پس از اعلام استقلال یکجانبه ایالت کوزوو از صربستان که با حمایت کامل و به رسمیت شناختن دولت کوزوو توسط برخی کشورهای غربی انجام شد، موضوع تجزیه، بار دیگر بر صدر اخبار حقوقی بین المللی نشست، با حمله نیروهای نظامی گرجستان به دو ایالت خودمختار آبخازیا و اوستیای جنوبی، که بخشی از سرزمین جمهوری گرجستان هستند، مسأله تجزیه طلبی و شناسایی دولتهای کوچک جدید و ضعیف با حمایت قدرتهای دیگر دوباره مطرح شد. این بار، روسیه که از استقلال کوزوو ناراضی بود، با ورود به خاک گرجستان، آزادسازی اوستیای جنوبی و رسیدن به دروازه های تفلیس در مقابله با دولت غربگرای ساکاشویلی که درصدد پیوستن گرجستان به «ناتو» است، معادلات سیاسی و حقوقی قفقاز پیچیدگی های جدیدی پیدا کرد. غربی ها ورود روسیه به اوستیای جنوبی را نقض حاکمیت گرجستان دانستند، اما روسها مدعی حمایت از اتباع خود شدند. در مقابل، ساکاشویلی در مصاحبه ای با روزنامه لیبراسیون، روسهای اوستیای جنوبی را دست نشانده دولت روسیه دانست و گفت: «روس ها طی نسل ها افرادی از تبار خودشان را به این مناطق فرستاده اند و حالا اینها ادعا می کنند دولت خودمختار اوستیای جنوبی یا آبخازی هستند. روس ها هم از آنها حمایت می کنند و می گویند گرجستان حق ندارد این مناطق را باز به خاک گرجستان ملحق کند. پوتین، تسخینوالی (پایتخت اوستیای جنوبی) را به یک پایگاه نظامی روس ها تبدیل کرده است. در آبخازی فاصله ای 90 کیلومتری بین سوخومی و زوگدیدی تقریباً خالی از سکنه است. اینجا، منطقه یی عالی است که به طور کامل از سکنه خالی شده است. از شما می پرسم سکنه این منطقه کجا هستند؟ وقتی که روس ها منطقه یی را گرفته اند و با نیروهای نظامی شان در آنجا مستقر شده اند و این طور تبلیغ می کنند که گرجی ها فقط برای کشتن به آنجا می آیند در واقعیت امکان اینکه بشود از صلح صحبت کرد وجود ندارد.» (اعتماد، 5/6/87) در این شرایط، روسها همان الگوی غربی کوزوو را به کار بسته و پس از تقاضای دولتهای آبخازی و اوستیای جنوبی طی مصوبه ای، استقلال این دو منطقه از گرجستان را به رسمیت شناختند.
پیش از این در نخستین روزهای جنگی که به دلیل همزمانی با رقابتهای المپیک پکن (آن هم در اردوگاه شرقی سابق!)، به «جنگ المپیک» مشهور شد، رؤسای جمهور خودخوانده اوستیای جنوبی و آبخازی طی تماسی تلفنی بر رسمیت استقلال دولتهای خود به عنوان یک «کشور» از سوی جامعه جهانی تأکید کردند. رییس جمهور اوستیای جنوبیدر این گفتگو از عبارت «ملّت اوستیا» نیز استفاده کرده بود. اما پس از میانجیگری سارکوزی رییس جمهور فرانسه و کاهش تنشها در منطقه، و به دنبال درخواست رسمی اوستیای جنوبی و آبخازی از روسیه برای به رسمیت شناخته شدن کشورهایشان، طرح به رسمیت شناخته شدن استقلال اوستیای جنوبی و آبخازی که به درخواست دیمیتری مدودوف رئیس جمهور فدراسیون روسیه در دوما مطرح شده بود بدون حتی یک رای مخالف و با اجماع آرای نمایندگان به تصویب رسید و مدودف نیز مصوبه را امضا و تأیید نمود. در جلسه مجلس دوما که به طور اضطراری برگزار شده بود، سرگئی باگاپش رئیس جمهور آبخازی و ادوارد کوکویتی رئیس جمهور اوستیای جنوبی نیز حضور داشتند. بوریس گریزلوف رئیس دوما روسیه از باگاپش و کوکویتی خواست تا بار دیگر تقاضای استقلال خود را در مجلس دوما تکرار کنند. سرگئی باگاپش با اشاره به اینکه آبخازی در طول 20 سال گذشته 10 بار از سوی گرجستان مورد تهاجم قرار گرفته است، تاکید کرد این جمهوری می توانست در طول این 20 سال یک دولت دموکرات تشکیل دهد. ادوارد کوکویتی نیز ضمن تشکر از روسیه به خاطر حمایتش از اوستیای جنوبی در بحران اخیر قفقاز گفت؛ «ما کشور کوچکی هستیم اما گرجستان می خواهد ما را از اینکه هستیم نیز کوچک تر کند. ما به همین دلیل به دنبال استقلال خود از گرجستان هستیم.» باگاپش رهبر جدایی طلبان آبخازی نیز تاکید کرد؛ «آبخازی و اوستیای جنوبی هرگز تحت لوای دولت گرجستان قرار نخواهند گرفت.» اما ساکاشویلی مدعی شده است «آنچه در این مناطق می گذرد یک حرکت تجزیه طلبانه کلاسیک نیست.» همچنین تیمور یاكوباشویلی از وزرای گرجستان گفت: تصمیم پارلمان روسیه و هر نتیجه قانونی برخاسته از آن برای آینده آبخازی و اوستیای جنوبی هیچ اهمیت واقعی ندارد. وی مدعی شد: اقدام روسیه در به رسمیت شناخته شدن استقلال این دو منطقه تلاش برای مشروعیت بخشیدن به نتایج پاكسازی نژادی است. به گزارش ایرنا، اوستیای جنوبی و آبخازیا بترتیب 70 و 250 هزار نفر جمعیت دارند و بدنبال فروپاشی شوروی استقلال خود را از گرجستان اعلام كردند اما گرجستان استقلال این دو منطقه را نپذیرفته و بر اثر مناقشه بین نیروهای نظامی این كشور با واحدهای نظامی آبخازیا و اوستیای جنوبی در اوایل دهه 90 نیز صدها تن كشته و مجروح شدند.
اکثر حقوقدانان معتقدند شناسایی، بخشی از شرایط ایجاد یک کشور نیست و «اعلام کننده» وجود یک کشور است. بنابراین روسها وجود کشورهایی به نامهای اوستیای جنوبی و آبخازی را به رسمیت شناخته اند. از سوی دیگر در شرایطی که روسیه مدّعی حمایت از اتباع خود و اجرای نظریه «تعهّد به حمایت» است، به نظر می رسد این اقدام ورود غیرقانونی به خاک گرجستان تلقّی شده و از آنجا که این استقلال نیز در پی حوادث سیاسی ناشی از این جنگ، حاصل شده است با توجّه به برخی اصول و نظریات بین المللی نظیر اعلامیه مربوط به اصول حقوق بین الملل در زمینه روابط دوستانه و همکاری میان کشورها (مصوب 1970 مجمع عمومی سازمان ملل)، می توان گفت این شناسایی ناشی از اعمال غیرقانونی زود و مغایر حقوق بین الملل است. البته نمی توان نقش مهم ملاحظات سیاسی را در اقدام دولتها به شناسایی نادیده گرفت. شناسایی دولتهای جدید ممکن است به صورت دوژور (De jure) به عمل آید که به منزله شناسایی قطعی، غیرقابل لغو و کامل است و نشان می دهد دولت شناسایی کننده، معتقد است دولت جدید توانایی برقراری نظم و قانون در قلمرو سرزمین خود و نیز انجام تعهّدات بین المللی را دارد. در مقابل، شناسایی دوفاکتو (De facto) زمانی اتفاق می افتد که در خصوص ثبات سیاسی و امکان برعهده گرفتن تعهّدات بین المللی توسّط کشور جدید، تردید وجود داشته باشد. این شناسایی ممکن است بعداً لغو شود یا در صورت رفع تردیدها و ابهامات، شناسایی دوژور اعلام گردد.
در مقابل این اقدام روسیه، دولتهای غربی که در قضیه کوزوو همین رویه یکجانبه را در پیش گرفته بودند، این بار با سردرگمی ناشی از اعمال استانداردهای دوگانه، به تلاش برای خروج نظامیان روس از «تمامیت ارضی گرجستان» ادامه می دهند. سخنگوی وزارت خارج فرانسه این اقدام روسیه را تأسف بار توصیف کرد. سخنگوی وزارت خارجه بریتانیا هم چنین موضعی اتخاذ کرد و صدراعظم آلمان نیز تصمیم روسها را خلاف حقوق بین الملل دانست. همچنین نیکاراگوئه که با رهبری اورتگا دولتی ضدآمریکایی است، دومین کشوری بود که استقلال این دو منطقه را به رسمیت شناخت.
در رویداد دیگری، دولت گرجستان دو دادخواست را علیه روسیه به دیوان بین المللی دادگستری و دادگاه اروپایی حقوق بشر ارائه داده است. به گزارش وبلاگ حقوق بین الملل، ادعای گرجستان نزد دیوان بین المللی دادگستری، تخلف روسیه توسط ارگان های دولتی و دیگر اشخاص و موجودیت های تحت کنترل آن کشور (منتسب کردن اعمال شورشیان آبخازیا به دولت روسیه)، از مقررات کنوانسیون بین المللی امحاء تمام اشکال تبعیض نژادی 1965 درون و اطراف قلمرو گرجستان است. گرجستان در این دادخواست به حمایت روسیه از بازیگران غیر دولتی (شورشیان وجدایی طلبان) در آبخازیا و اوستیای جنوبی اشاره کرده است و محدوده زمانی این دخالتها را از 1990 تا آگوست 2008 تخمین زده است. درخواست گرجیها، الزام روسیه به عمل به تعهداتتش در راستای ترتیبات کنوانسیون فوق الذکر (مواد 2، 3، 4، 5 و6) بوده و صلاحیت دیوان را با استناد به ماده ی 22 کنوانسیون محرز دانسته و به ماده 9 کنوانسیون منع ژنوسید به عنوان پشتوانه ی دادخواست تکیه کرده است. گرجستان در درخواستی دیگر، خواستار اتخاذ تدابیر موقت در ارتباط با دعوای ثبت شده شد. دیوان نیز اعلام نمود که ادعای گرجستان را در کاخ صلح لاهه استماع خواهد کرد.
همچنین روز یازدهم آگوست نیز گرجستان به استناد مواد 2 (حق حیات) و 3 (منع رفتار غیرانسانی و خفت بار) کنوانسیون اروپایی حقوق بشر دعوایی علیه روسیه نزد دادگاه اروپایی حقوق بشر مطرح نمود.
+ وضعیت نهایی لوایح کشورها در مورد رأی مشورتی دیوان درخصوص استقلال کوزوو
http://internationallawof.blogfa.com/post-516.aspx
+ بررسی تطبیقی استقلال کوزوو و اوستیای جنوبی – سیدیاسر ضیایی



