تبليغاتX
در رگ تاک - تهیه کننده به جای مدیرمسؤول!

چند روز پیش نشریه ای محلّی به دستم رسید که به جز مشکل معروف مشابهت و «تداعی» لوگو، نه تنها هیچ آثاری از مجوز وزارت ارشاد نداشت، بلکه تنها به درج عنوان غیرمرسوم «تهیه کننده» (به جای مدیرمسؤول، صاحب امتیاز و... مثل بعضی تحقیقات درسی!) و یک شماره فاکس در شناسنامه اکتفا شده بود! این ظاهراً پنجمین شماره این نشریه بود که «رایگان» هم توزیع می شود! در حالی که هزینه انتشار «نشریه» بالاست و چهار آگهی در این نشریه چهار صفحه ای رنگی درج شده است. البته گرچه ظاهر نشریه حکایت از رویکردی «شهری» و اجتماعی دارد اما فارغ از رویکردهای سیاسی کلان و کشوری هم نیست؛ چنانکه مقاله ای نیز با عنوان «دولت نهم، پرچمدار زدودن عملکرد "شاه سلطان حسین ها"» منتشر کرده است! و این در حالی است که روزنامه کیهان هم از این که دولتهای گذشته «شاه سلطان حسینی» خوانده شوند، پرهیز دارد و چنین تفسیری از هشدار رهبری مبنی بر حاکمیت شاه سلطان حسین ها ندارد. این نشریه یک مسابقه هم برگزار کرده است و از شهروندان پرسیده که وجود گورستان در نزدیکی شهر (بهارستان)، چه تأثیر و اهمیتی برای مردم دارد؟ به «بهترین پاسخ» هم هزینه سفر به مشهد مقدّس جایزه داده می شود.(1)

از این شرح ماوقع که بگذریم، به تحلیل حقوقی ماجرا می رسیم. در نظامهای بهره مندی از حقوق بشر و آزادیهای اساسی، بسته به نوع نظام سیاسی می توان از چهار نوع نظام حقوقی آزادی مطلق، منع مطلق، ضرورت کسب اجازه و ضرورت اعلام قبلی نام برد. نظام حقوق مطبوعات ایران نیز از نوع «ضرورت کسب اجازه» است، یعنی هیچکس از حق انتشار نشریه به عنوان یک حق مصرّح در قانون اساسی (اصل 24) برخوردار نمی شود مگر آن که مطابق شرایط قانون مطبوعات، مجوز صدور نشریه را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کند.(2) البته من در مطابقت این مقرره قانون مطبوعات با اطلاق قانون اساسی تردید دارم.(3) به هرحال، هر بویی که از این نشریه استشمام شود، گمان می کنم بد نیست همین نشریه حامی دولت نهم در برابر قانون مطبوعات به اطلاق قانون اساسی در آزادی مطبوعات استناد کند و بدون دریافت مجوز به کار خود ادامه دهد.

در اصل 24 یک موضوع فرعی وجود دارد که می تواند مستمسکی برای زیر سؤال بردن اطلاق آزادی مطبوعات باشد: «تفصیل آن را قانون معیّن می کند.» اما به نظرم این قید مربوط به مسأله «ماهیت مطالب» منتشرشده در مطبوعات است که نباید «مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی» باشد و آنچه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی است باید در قانون به تفصیل بیان شود و نه شرایط «شکلی» انتشار مطالب.

 

» پی نوشت:

1- در حالی که رئیس جمهور در دور اول سفرهای استانی به بهارستان نیامدند (و نمیدانم چرا اصرار دارند که «اولین رئیس جمهوری که همه ایران را دیده است» شناخته شوند)، نشریات محلی تلاش می کنند ایشان را برای سفر دور دوم به بهارستان دعوت کنند که گمان نمی کنم این درخواست اجابت شود چون در دور دوم سفرها، فقط سفر به مرکز استان در برنامه است و سر زدن به یک منطقه محروم و برخی دیدارها با خواص و نهایتاً جلسه هیأت دولت، که خداراشکر بهارستان آنقدر محروم نیست!

2 - همین اطلاق آزادی مصرّح در قانون اساسی و تقیید شکلی آن به دریافت مجوز در مورد احزاب سیاسی بارها محل مناقشه بوده است. (رک: اصل 26 قانون اساسی)

3 - همین مدل را می توان در مورد سایر حقوق و آزادیهای مصرّح در قانون اساسی نیز بیان کرد. قوانین عادی در برخی موارد، به آزادی مطلق رأی داده اند (مانند حق اقامت در محل دلخواه!!!!)، و در بسیاری موارد به کسب مجوز (حتی اشتغال: ماده 12 قانون نظام صنفی مصوب 1382).

 

» حاشیه شهر

شهرآورد خوبی نبود! بعد از پنج مساوی پیاپی یک – یک حس خوبی نیست که فکر کنی مبادا...!

نوشته شده در 87/11/25ساعت 23:1 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |