* رأی 708 دیوان عالی بماند که بالأخره شاید مجبور شوم درباره اش بنویسم؛ ولی ظاهراً قضات ما علاقه دارند کارهای جالبی بکنند! سرکلاس مبانی حقوق به مجازات مایلی کهن اشاره کردم. حالا یکی از قضات مقاله نوشته که این رأی خلاف قانون اساسی است، چون «آزادی بیان» را نقض کرده است. جناب قاضی محترم حتماً تبصره یک ماده 62 مکرر مورد اشاره در مقاله شان را مجددا خواهند خواند! وقتی قانونگذار کلمه «از قبیل...» را به کار برده، یعنی این موارد از باب تمثیل است و نه انحصار و سایر موارد نیز می تواند مجازات تتمیمی باشد. «مصاحبه با مطبوعات» یکی از جلوه های «حق آزادی بیان» به مثابه یک حق اجتماعی است. وقتی تمامیت حق اجتماعی نظیر دستیابی به مشاغل سیاسی با این ماده می تواند مورد حکم قرار گیرد، چگونه جلوه ای از آزادی بیان نمی تواند مورد حکم باشد؟ تازه مایلی کهن می توانست به جای مصاحبه، مقاله بنویسد! اگر ایرادی به این ماده وارد است (از باب اصل قانونی بودن جرم و مجازات)، باید آن را در میان نظرات شورای نگهبان جستجو کرد!
این همه گفتیم نقد رأی، نقد رأی... آخرش این شد! نقد موصوف را اینجا بخوانید:
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1734363
* فردا آمریکایی ها می روند پای صندوق رأی. به هرحال تاحدود زیادی نتیجه انتخابات در مسیر آینده جهان در 4 سال آینده مؤثّر است. این انتخابات گفتمان حاکم بر غرب طی چهار سال آینده را تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ شاید هم اوباما بخواهد جهان را تغییر دهد و...! ولی این چندماه مسخره ترین سؤال این بود: اگر شما در انتخابات آمریکا حق رأی داشتید به چه کسی رأی می دادید؟!
در نتیجه اینجا را ببینید، یادداشتی درباره ریاست جمهوری در آمریکا از شماره یازدهم ماهنامه حقوق:
http://ijl.blogfa.com/post-80.aspx
* فردا جناب کردان هم بالأخره استیضاح می شوند. ردای وزارت هم گویا «اومد – نیومد» دارد! این شانس کردان بود! فردا او تنهای تنهاست. حتی رییس جمهور هم نمی رود که از وزیرش دفاع کند، با این که یک هفته پیش گفته بود از او دفاع خواهد کرد. احمدی نژاد راست گفته که مجلس، رأی خودش را کنکاش می کند؛ به نظر من چیزی شبیه «خیار تدلیس»!!! اما تیتر امروز همشهری جالب بود: «استیضاح را قانونی نمی دانیم» این جمله اصلاً به ذهن من خطور نمی کرد! طبق اصل 89 قانون اساسی «نمایندگان مجلس شورای اسلامی می توانند در مواردی که لازم می دانند هیأت وزیران یا هر یک از وزرا را استیضاح کنند...» یعنی تشخیص مورد لزوم استیضاح به 10 نماینده مجلس واگذار شده است و اصلاً ارتباطی به عملکرد دوران وزارت یا قبل از آن یا قضیه «تدلیس» ندارد! حالا عجیب این اظهارات عضو کمیسیون «حقوقی» مجلس است که اظهارات رییس جمهور را «حقوقی» خوانده است!:
http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=55959
همچنین موضوع دیگری که رییس جمهور اشاره کرده این است که بعضی ها می خواهند دولت را از اکثریت بیاندازند (منظورشان تغییر نصف اعضای کابینه بوده است) تا دولت مجبور به رأی اعتماد مجدد شود. من باز هم مخالفم! قبلاً هم نوشته بودم که در اصل 136 از عبارت «تغییر نیمی از هیأت وزیران» استفاده شده است و من معتقدم این به معنای تغییر وزرای نیمی از «وزارتخانه ها»ست. بنابراین قبلاً یک بار وزیر کشور عوض شده و تغییر مجدد آن بر تعداد تغییرات «هیأت وزیران» اضافه نمی کند. پس رییس جمهور خیالشان راحت باشد که در صورت رأی مثبت استیضاح، مشکلی از این بابت نخواهند داشت. اگر هم تردیدی هست، چاره در تقاضای تفسیر اصل 136 است. بعید می دانم شورای نگهبان نظری جز این داشته باشد. یادداشت قبلی ام را اینجا بخوانید:
http://maghami.blogfa.com/post-359.aspx
+ نظر یک حقوقدان دیگر در تأیید این نظریه
+ تکمله 14 آذر 87
رئیس مجلس هم نظرش را تغییر داد:
رئیس مجلس در پاسخ به این پرسش خبرنگار همشهری كه شما بعد از استیضاح علی كردان گفتید دولت در لبه تیغ قرار گرفته و اگر یك وزیر دیگر تغییر كند، همه كابینه باید مجددا از مجلس رأی اعتماد بگیرد، اما اخیرا در مصاحبهای اعلام كردهاید با یك تغییر دیگر، دولت شامل اصل 136 قانون اساسی نمیشود، علت تغییر موضع شما چیست، گفت: برداشت شخصی من از اصل 136 قانون اساسی این است كه اگر در یك وزارتخانه چند تغییر رخ دهد، شامل این تغییر نمیشود، مثلا وزیر ارتباطات دوبار تغییر كند، این تغییر را یكبار حساب میكنند.
لاریجانی افزود: من نظر قطعی اعلام نكردم، و برداشت شخصی من از قانون این است، نه نظر حقوقی مجلس؛ برای اتخاذ تصمیم در این باره باید نظر شورای نگهبان را بپرسیم.
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=74039
* مدیر کل دفتر دولت هم برای خودش دردسر درست کرد. معمولاْ هرکس بخاطر امضای خودش مشکل پیدا می کند اما اینجا مشکل از امضای دیگران است که به تقاضای ایشان انجام شده است! قضیه در قالب «جعل و تزویر» قابل طرح است، مخصوصاً که ماده 523 ق.م.ا در تعریف این جرم از عبارت «و نظایر اینها به قصد تقلب» استفاده کرده است. یعنی فقط ساختن مهر و امضای جعلی، جرم جعل نیست بلکه «امضا گرفتن مزوّرانه» انگونه که نمایندگان مجلس گفتند و مأمور تحقیق مجلس (آقای ابوترابی فرد) تأکید کرد و رییس جمهور بر آن صحه گذاشت تقریباً محرز است. حالا چون امضای نمایندگان مجلس بوده، موضوع از موارد ماده 525 و محکومیت یک تا ده سال حبس است! با این «برون افتادن راز از پرده» ماده 531 هم محل تردید است که بتواند موجب تخفیف آن کارمند باشد. گرچه تفسیر به نفع متهم ایجاب می کند او حداقل با معرفی کردن کسانی که او را ترغیب کرده اند پیش از «تعقیب» رسمی کیفری و قضایی، بتواند از چنین معافیت یا تخفیفی بهره مند شود. «معاون جرم» هم همان مجازات یک سال حبس را باید تحمّل کند؛ مثلاً اگر کسی مدیر دفتر دولت را به چنین کاری ترغیب کرده یا... (ماده 43 ق.م.ا) چنانکه آقای ابوترابی فرد گفته اند احتمالاً این ماجرا «لایه های دیگری» هم دارد. باید به انتظار نشست تا دادستان عمومی تهران، فعلی از خود نشان دهد یا دولت عدالت محور، کارمند خود را به دستگاه قضایی تحویل دهد. مخصوصاً به ماده 92 قانون مدیریت خدمات کشوری توجه شود! طبق این ماده مدیران و مسؤولان بلافصل باید در مورد عملکرد کارکنان خود پاسخگو باشند و...
اگر دکتر حیدرپور به امضای دوم شک نمی کرد و بهش برنمی خورد و بعد از چهار سال و نیم نمایندگی اینطور خودش را سر زبانها نمی انداخت، الآن شاید کردان هم با خیال راحت خوابیده بود که فردا یکی که مثل هیچکس نیست، از او دفاع می کند؛ همانطور که روز رأی اعتماد...
+ در تکمیل مباحث، ماده 534 را ببینید که تأیید می کند امضای مزورانه، نوعی قلب حقیقت است و در این مورد هم چیز اقرار نشده، برعکس جلوه داده شده است. این که نماینده مزبور اخیراً مدعی شده است از متن نامه مطلع شده ولی برای منظور دیگری، آن را امضا کرده تا بعدا افشا کند چیز دیگری است. حال، موضوع حداقل در چارچوب شروع به جعل و تزویر قابل بررسی است. (ماده 542)
* حاشیه روزگار»
حمله انتحاری و تروریستی یک قلاده سگ در حین سفر روز جمعه و شوخی دانشجوها که اسم خانم م.الف (بازیگر سینما) را در لیست دست نویس کلاس جاداده بودند (البته در غیاب آقای م.ر.گ) دو اتفاق نسبتاً جالب این هفته بود. اولی که برای ما به خیر گذشت و دومی برای دانشجوها! به هرحال فعلاً زنده ایم و مشغول تنفّس و دویدن در هوای بارانی. من که تا چند ماه پیش خودم آن طرف کلاس می نشستم و می دانم بعضی ها اسم دوست غایبشان را در لیست می نویسند، اما این یکی را ندیده بودم که...! حالا اصرار از دانشجوها برای خواندن لیست و انکار از من!



