تبليغاتX
در رگ تاک - طعم بی همتای سینما

دوره جدید «سینما یک» با «سرقت بانک» (راجر دونالدسون – 2008) امشب آغاز شد. برای من هنوز دوره اول سینما یک، بهترین دوره فیلم دیدن محسوب می شود. دوره دوم این برنامه را دوست نداشتم و تا حدی هم دکور و لباس نامناسب مجری، انتخاب فیلمهای غیرجذاب و غیرمطرح و نبودن کارشناسان دوره اول، باعث شد دوره دوم را دوست نداشته باشم. اما شروع دوره سوم، بهانه ای بودن برای نوشتن این یادداشت. دوره سوم، کمی شبیه دوره اول است. به خصوص از نظر انتخاب فیلمهای جدید. هنوز مطمئن نیستم که فیلمهای باصطلاح «جدی» یا «عمیق» جایی در این دوره داشته باشند، مخصوصاً که برنامه با یک فیلم سرگرم کننده پلیسی (البته نسبتاً قابل قبول) آغاز شده و فیلم بعدی هم یک فیلم کره ای خواهد بود. اما امیدوارم فیلمهای مهم و معتبر این دو سه سال در سری جدید پخش شود و کارشناسان میان رشته ای سینما (مثل کارشناسان فیلم شناس عرصه های علمی هنر، فلسفه، جامعه شناسی، روانشناسی، تاریخ، علوم سیاسی و...) هم در کنار سینماگران به نقد و بررسی فیلمها بنشینند. قسمت نخست، با حضور امیرشهاب رضویان نسبتاً خوب بود، ولی اگر قرار است درباره «افشاگری» و رسوایی صحبت شود، باید از کارشناسان سیاسی و اقتصادی که با این موضوع آشنا هستند هم استفاده شود. البته به شرطی که حرفهای کلّی و شعاری غیرمرتبط مثل ناپاکی و هرزگی همه سیاستمداران دنیا و به ویژه انگلیسی ها ( و البته به جز ما ایرانی ها که هرگز دروغ نمی گوییم و از تز دکتری مان هم در آکسفورد دفاع کرده ایم) مطرح نشود؛ بلکه حرفها، عینی، علمی و دقیق باشد.

در دو سه هفته آینده، معلوم می شود، سینما یک جدید چگونه برنامه ای خواهد بود؟ آیا این، همان سینما یک است که حاضر بودم تا انتهای تیتراژ پایانی اش در سکوت میان خواب اهل خانه، بیدار بمانم؟!

دقایقی می شود دل به سینما سپرد یا حتی دربی یخ تهران، شاید فکرم زیاد مشغول بن بست ها نشود. این یادداشت را از سر بی کاری و در دعوت این برنامه برای شریک شدن در نظرات برای وب سایت هنوز راه اندازی نشده برنامه فرستاده ام. نگاه یک غیرحرفه ای به یک فیلم:

 

در ارزیابی «سرقت بانک» باید از شاخصه های ژانر پلیسی – جنایی بهره گرفت. این ژانر از این جهت که قسمتهای مختلف فیلم – از معرفی و تعلیق ها تا گره گشایی داستان – برای بیننده قابل شناسایی است، جذابیت خاصی برای مخاطبان سینما دارد. بیننده عادی فیلمهای مربوط به «سرقت»، یک به یک «موانع» پیش روی سارقان را پیگیری می کنند تا ببینند «آخر کار چه می شود؟» بنابراین ظاهراً هر بیننده ای تعلیق و گره گشایی در این گونه داستانی را می تواند تشخیص دهد.

معرفی شخصیتها و انگیزه در سرقت بانک نسبتاً مختصر و سریع پیش می رود و خیلی زود، دلیل سرقت بانک و علت ویژه آن اعلام می شود: عکسهایی از خانواده سلطنتی که باید قبل از انتشار توسط دزدان اجیرشده نیروهای امنیتی، از دست مدعی در صندوق امانت بانک، خارج شود؛ زیرا حضور مستقیم دولت در این قضیه، خود به لو رفتن افتضاح منجر می شود و حتی پلیس هم بعد از لو رفتن بی سیم، به علت محرمانه بودن عملیات، از ماجرا بی خبر است. به دلیل جنبه افشاگرانه فیلم، تعلیق های زیادی در جریان دزدی پیش بینی نشده است تا بتواند به اندازه کافی به رسوایی ها بپردازد. البته تعلیقها با دقت و به موقع چیده شده است که شامل بازرسی ساده پلیس، ورود ماشین های پلیس به محل برای بررسی وضع بانکها، لو رفتن ارتباط بی سیم، پیدا کردن عکسها توسط مارتین و گرفتن آنها توسط تری، شناسایی ناقص (با گفتن «پلیس ها پشت درند» توسط تدی)، حرکت پلیس در داخل ساختمان به سمت خزانه و بعد بسته بودن درب، تعقیب ون آبی و توقف سریع آن، قرارهای تری با مأموران سازمان اطلاعات و رویارویی با فوکال. این تعلیقها در جریان فیلم یک به یک پیش می آید و تماشاگر موانع دزدی و پس از آن، موانع آسایش سارقان را پیگیری می کند که دفترچه رشوه ها نقش مهمی در افزایش تعلیقها دارد.

حداقل سه داستان فرعی را هم می توان در فیلم تعقیب کرد. اگر داستان اصلی را سرقت بخاطر عکسها بدانیم، دفترچه رشوه های فوکال، مهمترین داستان فرعی است. پیدا کردن گورستان در حین دزدی، مورد پردازش دقیق و جزیی قرارنگرفته و احتمالاً باید کنایه های فیلم را در آن جستجو کرد. داستان فرعی دیگر، خانواده تری است که خوب پرداخته نشده و حذف آن لطمه ای به ماهیت داستان نمی زد، بلکه وجود آن موجب تکمیل روابط انسانی فیلم است، چون درمورد سایر شخصیتها، خانواده نقشی ندارد. همینطور می توان رابطه تری و مارتین را از اعتراضات همسر تری به وجود «یک زن» در گروه سرقت و گفتگوی غیرصمیمانه شان در فصل پایانی و رابطه مارتین با مأمور اطلاعات را وصله های دراماتیک این داستان پلیسی دانست.

گرچه پایان بندی فیلم با دستگیری مجرم مدعی انتشار عکسها، هوشمندانه است اما این دستگیری با رهاکردن تری و دوستانش پس از دستگیری، سازگار نیست.

نکته: در سکانس آماده سازی تدی برای دیده بانی، انتخاب «چتر» به عنوان نشانه یک مسافر انگلیسی در شهری غریب و کشوری بارانی، نکته ظریف و هوشمندانه ای در طراحی صحنه و لباس به شمار می رود.

نوشته شده در 87/07/12ساعت 3:20 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |