فکر می کنم خیلی از ما هر روز برخی کلمات را در جای خودشان به کار نمی بریم. قبلا در این زمینه به "عنصر نامطلوب" اشاره کرده بودم. من هم اگر از کسی سوالی بپرسم - و از آنجا که جز چیزهایی از حقوق چیز زیاد دیگری نمی دانم زیاد هم پیش می آید - می گویم: سوالی پرسیدم و جواب گرفتم! نمی گویم "بحث کردم!" همین! وگرنه وقتی آن گفتگو میان من و ان فرد شکل می گرفت، بندۀ مؤمنی بودم و فخرفروشی نمی کردم که می دانستم چیزهایی را من نمی دانم که طرف مقابلم می داند. ضمن این که از این به بعد سعی می کنم نمونه های بیشتری از این استفاده نادرست کلمات در زندگی روزمره را - که خود نیز از آن مبرا نیستم - نشان دهم. شاید روندی برای اصلاح آغاز شود!
این مقدمه هم پاسخی بود به یکی از خوانندگان که مطلب قبلی را به طور ضمنی، ایرادگرفتن از دیگران و فخرفروشی دانسته بود و هم نشانه عزمی است برای ادامه این راه، برای نشان دادن برخی اشتباهات که به راحتی در زبان ما جای گرفته اند. قصد من تلاش برای حفظ زبان از آفت جابجایی معانی و از بین رفتن معنی کلمات است که به کارگیری سهوی آنها ممکن است برای گوینده و شنونده زیان بار باشد و به ویژه در تفسیر و تأویل گفته ها موجب گمراهی و در نتیجه عدم شفافیت و صداقت گردد. از این رو در تمام موارد با ارائه مصداق به بحث می پردازم و از این مقدمه گریزی می زنم به یکی دیگر از واژه هایی که معنای عجیبی یافته اند و در طول روز بسیار از آن استفاده می کنیم: مسؤول! مسؤولین محترم!
در یکی از سکانسهای «دوئل»، احمدرضا درویش به نحوی عامدانه و آگاهانه سعید راد و پرویز پرستویی را در مقابل هم قرار می دهد.
- راد: اینجا مقام مسؤول کیه؟
- پرستویی (با لهجه جنوبی): مقام نداره! مسؤول منم!
این دیالوگ برای زمان اوایل جنگ نوشته شده است. اینک در سال 1387، گوینده «خارج از گود» برنامه 20:30 جلوی دوربین می آید و می گوید: «ظاهراً مسؤولین اماراتی هم از این که تیم پیروزی، دبی را برای تمرینات در این فصل سال (گرما) انتخاب کرده است، متعجّب شده اند!» (نقل به مضمون) و بعداً کاشف به عمل می آید که یکی دو یادداشت در روزنامه های امارات اشاره ای به این «تعجّب» داشته است و هیچ «مقام» یا «مسؤول» اماراتی نه تنها اظهار تعجّبی نکرده بلکه احتمالاً از لحاظ اقتصادی، شادمان از این انتخاب هم بوده است!
به نظر می رسد، ما از مقام، سمت، پست، رییس و هر واژه ای که بو و نشانی از «بالاتر» و «مافوق» داشته باشد، فراری شده ایم. دلیلش هر چه باشد – که احتمالاً سیاسی و مربوط به جوّ انقلابی است – نکته اصلی اینجاست که بدون درنظر گرفتن رابطه «اختیارات» و «مسؤولیت»، افراد «صاحب منصب» را صرفاً «مسؤول» می دانیم، و البته «مسؤول همه چیز!» مثلاً این جمله را در برنامه های ورزشی بعد از المپیک زیاد شنیده ایم: «مسؤولین باید پاسخگوی نتایج کاروان ایران باشند.» در این جمله انگار گوینده با «رییس سازمان تربیت بدنی» یا هر شخص یا مقام رسمی دیگری «رودربایستی» دارد. این رودربایستی سبب شده است ما «همه» دولت و چه بسا نظام را که همگی مشمول «مسؤولیت» می شوند برای هر موضوعی پاسخگو بدانیم، و در نتیجه طرف مقابل (همان مسؤولین) هم از آنجا که هر یک مسؤول همه چیز هستند در هر موضوعی می توانند دخالت کنند. مثلاً رییس جمهور از رییس سازمان تربیت بدنی می خواهد که «فوتبال را درست کند!» و در نتیجه خودش رییس فدراسیون بشود! یعنی رییس سازمان، مافوق خودش به عنوان رییس فدراسیون بشود! چرا؟ چون به هرحال مسؤول اوست! این استفاده خاص از واژه «مسؤولین» تاحدودی در سوسیالیست مسلکی ایرانیان نیز ریشه دارد که در جای دیگری به این مسلک خواهم پرداخت، خلاصه اش این که همه چیز را از دولت می خواهیم. مثلاً اگر دولت از سینما حمایت مالی نکند، سینماگران شاکی می شوند. اگر هم حمایت کند، از آنجا که این حمایت، رفاقت بی کلک و از سر «عاشق چشم و ابروی سینما بودن» نیست، موجب انتظاراتی از سوی دولت می شود که باز هم سینماگران را می رنجاند! در حالی که سینما، فوتبال و حتّی اقتصاد می توانند روی پای خود بایستند! البته تجویز مداخلات حدّاقلی دولت در بهبود شاخص های عدالت بحثی دیگر است.
در این شرایط، صداوسیما به عنوان رسانه فراگیر و بسیاری از مطبوعات به این کاربرد خاص واژه ها رونق بیشتری می بخشند چون مستقیماً با عامه مردم در ارتباطند و گویی این مردم بین دو جمله زیر بیشتر دوست دارند اولی را بشنوند و دومی را نشانه تفاخر و اشرافی گری گوینده می دانند. نگاه کنید:
- از زمانی که این مسؤولیت را برعهده گرفتم، سعی کردم...
- از زمانی که این سمت (پست، مقام، وظیفه یا...) را برعهده گرفتم، سعی کردم...
در حالی که در دومی، اولی هم مستتر است و مگر می شود کسی بدون اختیارات، در معرض مسؤولیت قرار گیرد؟ وانگهی در معنای فقهی و حقوقی، «مسؤولیت» نتیجه نقض تعهّد یا نقص در انجام وظیفه است. هیچ کس بدواً مسؤول نیست. اگر هم معنای دیگر مسؤولیت (پاسخگویی) مطرح باشد که باز هم باید گفت پاسخگویی هم نتیجه تصدّی سمت است و نه همردیف آن. تصدّی سمت، مقدمه مسؤولیت و پاسخگویی و همردیف وظیفه است. به نظر من هیچ دلیلی جز آزار از برخی واژه ها موجب انتخاب نابجای واژه «مسؤول» و کاربرد فراوان، کلّی و مبهم آن نشده است. کاربرد فراوان به دلیل فراوانی آماری این کلمه در زبان «مسؤولان» و «مردم»! کاربرد کلّی به دلیل عدم تعیین شخص یا مقام معیّن مورد نظر. کاربرد مبهم به دلیل عدم تعیین معنای دقیق مسؤولیت که نتیجه نقض تعهّد است یا به معنای پاسخگویی و در هر دو صورت نتیجه «تصدّی» است و نه مترادف آن.
واژه های زیادی مانده اند که در فرصت مناسب به آنها نیز خواهم پرداخت.
این یادداشت عباس عبدی را در این زمینه بخوانید: اغتشاش فکری و تحلیلی / مگر دروغ سهوی هم می شود؟!



