تبليغاتX
در رگ تاک - زخم را پنهان مکن

اصولاً آدمی هستم که درد یا ناراحتی های جسمی یا روحی شخصی ام را برای خودم نگه می دارم: مرد را دردی اگر باشد خوش است / درد بی دردی علاجش آتش است! اما در مسائل اجتماعی باور دارم باید زخمها را عیان کرد و آشکار تا بتوان دید، شناخت و برای بهبودش تصمیم گرفت. و مگر اعتیاد و ناهنجاری های دیگر از این دست نیست؟ سنتوری... بله! سنتوری! با اجازه آقای مهرجویی! من هم سنتوری را دیدم، از روی نسخه ای که... نسخه ای که وزیر ارشاد می گوید عوامل فیلم خودشان منتشر کرده اند! به هرحال دیدن فیلم برای من غیرقانونی نبود، هرچند اخلاقی هم نه! اما باید می دیدم! اتفاقاً بسیار کنجکاو شده بودم که این همه دعوا بر سر چیست؟ چرا یک فیلم باید همه مراحل کسب مجوز از فیلم نامه تا حتّی «نمایش» را گذرانده باشد، در جشنواره فیلم فجر تحسین شده و بازیگرش سیمرغ بگیرد اما ناگهان مانع اکران عمومی آن بشوند؟! و این عدم اجازه نمایش علیرغم صدور پروانه نمایش را به مثابه نشانه ای از «مدیریت فرهنگی» بدانند که مگر هر فیلمی تولید شده باید نمایش داده شود؟! و می پرسیم «مگر هر فیلمی پروانه نمایش دارد نمی تواند نمایش داده شود؟!» کاری که ندارد! تکذیب کنید: «فیلم پروانه نمایش ندارد» حتماً!

سنتوری، فیلمی خوب و تکان دهنده بود؛ که در سینمای ایران غنیمتی به حساب می آید اما نه یک شاهکار. در یک کلام: ساده و زیبا! البته من داعیه ای بر فیلم شناسی ندارم! اما نمیدانم واقعاً مشکل فیلم کجاست؟ مشکل آنچنانکه «تابناک» می نویسد این است که دختر و پسر فیلم، ازدواج را ساده گرفته بودند؟ خب ساده گرفتند که...! مگر نشان دادن عیب ها، «آیینه بودن» چیز بدی است؟! آن هم نه هر عیبی! آسیبی اجتماعی. می گویند چرا «قوم ظالمین» خطاب شده اند آن جماعت زنان که پای سخنرانی روحانی در مجلس جشن خانگی نشسته اند؟ البته «علی» خانواده خود را «قوم ظالمین» خطاب می کند نه آن زنان و برپایی آن مجلس را. مگر ظلم چیست؟ موسیقی را کفر دانستن و رهانیدن فرزند... اگر شما بگویید، البته عین عدالت است! من حتّی فکر میکنم خلاقیت و اعتقاد فیلمساز در درجه ای است که «بسم الله الرحمن الرحیم» ابتدای فیلم را نه همچون یک «کلیشه» که بلکه در ساختار فیلم می گنجاند و از تابلوی سردر ایستگاه مترو استفاده میکند. فرموده اند چرا «اختلاط»؟ بله! شما می توانید با چشم بستن بر گزارشهای پلیس(به عنوان مرجع رسمی)  از دستگیری در فلان پارتی و... بگویید اصلاً چنین به قول شما «ناهنجاری» وجود ندارد. اصلاً هیچ جوانی به پارتی نمی رود که معتاد شود و... می فرمایید «صحنه های ناهنجار اجتماعی» که من این «اجتماعی»اش را نفهمیدم چیست یا کدام است؟! ظاهراً همچنان «ارزش اجتماعی» عیناً همان «ارزش مذهبی؛ آن هم بر اساس تفسیر ما» است یا این که اساساً هیچ ناهنجاری اجتماعی نباید نشان داده شود و درباره آن اطلاع رسانی شود؛ آن وقت «فرهنگ سازی» پس چگونه اتفاق می افتد؟ با بخشنامه؟! «اختلاط بسیار تنگاتنگ زوج» را هم اگر کسی فیلم را نبیند فکر میکند چه اتفاقی افتاده است! شاید هم نگران بعضی «چیزهای دیگر» هستید. خیالتان راحت! شرع و قانون اجازه می دهد در این وضعیت، زن به دادگاه برود و طلاق بگیرد!

بگذارید خیالتان را راحت کنم! من با دیدن فیلم به عنوان یک ناظر از راه دور، فقط و فقط اشارات «زوج» فیلم به «شهر خشن» که «همه را معتاد میکند» یا «در تهران (با حدّاکثر 10 میلیون نفر جمعیت) چند میلیون نفر معتاد هست!» دلیل عدم اجازه پخش میدانم و بس! تازه نمی خواهم درباره دروغ و بی رحمی چیزی بگویم! در این «شهر زیبا» همه چیز زیباست، هیچ خشونتی وجود ندارد به گونه ای که پاسگاههای نیروی انتظامی و دادسراها همه بیکارند و دولت هم به همین دلیل بودجه پلیس، بخش آسیبهای اجتماعی بهزیستی و دادگستری مخصوصاً ستاد پیشگیری از جرم را کاهش داده و خواهد داد تا به صفر برسد! و از آنجا که رئیس جمهور محترم در دانشگاه کلمبیا فرمودند ایران آزادترین کشور دنیاست (نقل به مضمون) و حتّی برخی نیز می فرمایند «در ایران، آزادی بیش از حد وجود دارد» دیگر هیچکس لازم نیست از این آزادی استفاده کرده و درباره خشونت، اعتیاد، تنگ نظری در بخش فرهنگ و... صحبت کند. شاید حدّاکثر مشکل فیلم در یکی دو کلمه باصطلاح «رکیک» باشد که فکر کنم پیش از صدور مجوز برای فیلم نامه، اکران در جشنواره و صدور پروانه نمایش «ارشاد» فرصت داشت تا کاری بکند!!! به هرحال باز هم امکان «محدودیت سنی» برای تماشاگران وجود دارد. یکی از خوانندگان سایت تابناک نوشته بود که حین فیلم مجبور بوده پسر شش ساله اش را پی نخود سیاه بفرستد! خب سنتوری مثل خون بازی است! چه کار دارد به بچه شش ساله؟! مگر از مهرجویی انتظار ساختن «پلنگ صورتی» دارید؟!

سنتوری، با امید تمام می شود. بگذارید امیدوار باشیم. بگذارید زخمها را بدانیم، نحوه زخم خوردن را بدانیم تا بتوانیم زخمی نشویم و اگر شدیم، درمان کنیم. زخم را عیان کنید! مادرم بعد از دیدن فیلم گفت: «فکر نکنم اگر نوجوانی این فیلم را ببیند، هرگز دنبال اعتیاد برود!»

مشکل، هیچگاه صدای محسن چاووشی نبوده است. سنتوری، فیلم خوبی برای سینمای ایران است؛ سنتوری قابل پخش است! از بین 47 بیننده ای که با صراحت نسبی درباره نقد سایت تابناک اظهارنظر کرده بودند 30 نفر مخالف تابناک (موافق فیلم) و 17 نفر موافق نگرش تابناک بودند! تقریباً 60 به 40، پس افکار عمومی هم موضع منفی شدیدی به فیلم نداشته است و مخالفت 40 درصدی با فیلم هم با توجّه به مضمون آن قابل پیش بینی است، اما نباید فراموش کرد که آن 17 نفر هم تا آخر فیلم پای آن نشسته اند!

 

* دو ترانه از فیلم

» سنگ صبور

رفیق من سنگ صبور غمهام / به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم / چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلیها / خیلی دلم گرفته از خیلیها!

نمونده از جوونیام نشونی / پیر شده ام پیر تو ای جوونی!

تنهای بی سنگ صبور / خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست / موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد / سری به تنهایی ات نزد

اما تو کوه درد باش / طاقت بیار و مرد باش!

تنهای بی سنگ صبور / خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست / موندی و راه چاره نیست

اگر بیای همون جوری که بودی / کم میارن حسودا از حسودی!  

صدای سازم همه جا پر شده / هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه / هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید / همیشه محتاجه به نور خورشید

تنهای بی سنگ صبور / خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست / موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد / سری به تنهایی ات نزد

اما تو کوه درد باش / طاقت بیار و مرد باش!

ترانه: امیر ارجینی

***

» زخم

من با زخمه زبونا رفیقم / مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم

با توام که داری به گریه ام می خندی / کاش می شد بیای و به من دل ببندی!

تنها بودن یه کابوس شومه / عزیزم! کار دل نباشی تمومه!

ترانه: حسین صفا

 

* لینک» حباب سنتوری ترکید – تابناک / » حمایتهای مردمی از آخرین ساخته مهرجویی ادامه دارد – اعتماد

 

نوشته شده در 86/12/09ساعت 2:41 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |