اشاره» نقدی که میخوانید را یک کارشناس ادبیات نوشته که از دور دستی هم بر آتش حقوق دارد و درباره فریب، از کتاب دکتر میرمحمدصادقی هم بهره می برد. بنابراین خواندنش خالی از لطف نیست. با این توضیح که معتقدم اجتهاد، نیاز به تخصص دارد و تعلیم. و در مورد آن مسأله نمازخواندن دوباره دکتر پژوهان هم باید گفت که نظر نویسنده صحیح است؛ به علاوه این که اصول عقلی (با عنوان اصول فقه یا قواعد فقه که برگرفته از منطق و عقل و تأییدشده در دین هستند) وجود دارد که فقها نیز از آنها برای شناخت احکام بهره می برند.... ضمناً تیتر مربوط به این نوشته مربوط به وبلاگ است، نه نویسنده.
باز هم منتظر نوشته ها و آثار خانم مهرعلیزاده و دیگر دوستان هستم.
فاطمه مهرعلیزاده
بنام حضرت دوست كه ناجسته اش يابيم و ناديده دوستش داريم.
فیلم « اغما » فیلمی است با شباهت بسیاری به فیلم «او یک فرشته بود». هر دو فیلم داستان انسان هایی است که به دلیل مغرور شدن به ایمان خویش مورد توجه شیطان* قرار می گیرند و شیطان به این طریق سعی می کند تا آنها را بفریبد . آنها نیز به سادگی در این دام گرفتار می شوند. هر یک به گونه ای؛ یکی به نفس خود امید دارد و دیگری به علاقه و ایمان بی حد خود به خدا.
از این ایراد و دیگر ایرادات شکلی این فیلم که بگذریم ـ مثل اِتمام ناگهانی فیلم درست مثل رها کردن کِشی که تا انتها کشیده شده ـ نکات ظریفی در این فیلم وجود دارد که شاید چندان توجهی به آنها نشده باشد و من سعی در روشن کردن این نکات دارم .
آیا هیچ به این نکته توجه شده که تمامی اطلاعاتی که الیاس به دکتر پژوهان می دهد صحت دارد از ابتدا تا انتها و پژوهان در شرایطی قرار دارد که شاید برای هیچ انسانی رخ ندهد . بیایید خود را لحظه ای به جای دکتر پژوهان بگذاریم . کسی به سراغ ما می آید که توانسته با دعا تومور مغزی لاعلاجی را که تنها مرگ را برای میزبان خود به ارمغان دارد درمان کند (و یا تصور می شود که اوست). وی پس از مدتی بی خبری به سراغ پزشک معالج خود می آید و مطالبی به او می گوید که همه تازگی دارد:
در ارتباط با رز و ماجرای پیش آمده در اتاق عمل . توجه کنید!! تمامی مطالب بیان شده توسط رز صحت داشته، مطالبی که جز پزشکی متخصص کسی چیزی از آن نمی داند ـ مگر چند تن از ما می داند ساپکورتیکال کجاست؟ ـ ولی رز همه ی آن را می گوید و تصویری که از الیاس در اتاق ظاهر می شود . این شرایط چقدر امکان رخ دادن در عالم واقع را دارند؟
خبری که الیاس در ارتباط با آن جوان قاتل و آمدنش به بیمارستان و نوع مشکلی که دارد می دهد و اینکه اگر دکتر دیگری عمل را انجام دهد بیمار می میرد و دقیقا هم همین اتفاق رخ می دهد .
صحبت در ارتباط با بیماری به نام منوچهر پرویزی، مسئله ی آقای موسوی و خواستگاری او از پری، مسئله ی خانم علیپور و اینکه چه ساعتی از شرکت خارج می شود و به بانک می رود و اینکه آن شرکت واقعا همانطور که الیاس گفت متعلق به برادر خانم علیپور بود و تمامی مسایلی اینچنینی. واقعا اگر این اتفاقات برای ما رخ می داد و کسی این حرف ها را که خود به نوعی غیب دانستن است به ما می گفت، به او ایمان نمی آوردیم و هر چه می گفت عمل نمی کردیم؟ اصلاً مگر معجزه ی پیامبران چقدر با این اعمال تفاوت دارد؟ شاید بحث برگزیده شدن کمی اغراق آمیز باشد ولی نباید باقی مسایل را نادیده گرفت. ما به عنوان بیننده ی فیلم از تمامی ماجرا ها ی پشت پرده اطلاع داریم ولی دکتر پژوهان که نداشت و می دید الیاس هر چه می گوید صحت پیدا می کند و طبیعی است که به باقی حرف های او هم اعتماد کند، تازه حتی می توان گفت به نوعی با تردید هم عمل می کرد و شک زیادی به الیاس و گفته های او داشت که شاید ما اینگونه عمل نکنیم. پس نباید به او به دلیل رفتارهایش خرده گرفت. فیلم از این جهت نه تنها درست عمل نمی کند بلکه بهانه به دست ما انسان ها می دهد که دیگر یا به هیچ کس اعتماد نکنیم و یا گناه تمام کارهای اشتباهمان را به گردن این شیطان ها بیاندازیم. چون وقتی شیطان می تواند به اینصورت برای فریب انسان ها اقدام کند دیگر فریفته شدن از او نه تنها عجیب و ناپسند نیست بلکه «برخی از کلاهبرداری ها چنان خوب طراحی شده اند که اغفال نشدن به وسیله ی آنها خود نوعی حماقت است.» (کتاب جرایم علیه اموال از دکتر میر محمّد صادقی ابتدای بحث مربوط به کلاهبرداری). اگر شیطانی که ما می شناسیم واقعاً می توانست اینگونه به مردم حمله کند ایمان چند تن از ما سالم می ماند؟
نکته ای که شاید از دیگر نقاط منفی این فیلم باشد این است که نجات جان انسان ها تنها به این دلیل که احیاناً خلاف کار هستند را عملی زشت و ناپسند نشان می دهد. کارهایی که دکتر انجام می دهد صرفاً نجات جان انسان ها است هر چند که دارای مشکلاتی باشند که از نظر ما نادرست باشد. آدم ربایی ، قتل ، اعتیاد ، ربا و ... همه اعمالی هستند که از دیدگاه ما ناپسندند ولی آیا یک پزشک می تواند به این بهانه از نجات جان انسان ها خود داری کند؟ چرا اینقدر روی این مسئله مانور داده می شود؟ به قول دکتر بردیا برای یک پزشک اعمال بیمار اهمیت ندارد و تنها بیماری او و نجات یافتنش دارای اهمیت است.
باز هم نکته ای دیگر و آن هم در ارتباط با چگونگی انجام عبادات توسط الیاس و دکتر است. دکتر پژوهان مرتب در مورد اعمالی که باید انجام شود به رساله ها استناد می کند و الیاس به اجتهاد شخصی. هرچند دلیلی که الیاس می آورد ـ تفاوت دکتر با انسان های عادی و اینکه رساله ها برای مردمی نوشته شدند که درک زیادی ندارد ـ چندان منصفانه به نظر نمی رسد ولی آیا ما به عنوان یک مسلمان آن هم شیعه باید طوطی وار مطالب مندرج در رساله ها تکرار کنیم و ماشین وار انجامشان دهیم؟ وقتی دکتر به الیاس اقتدا کرد و او ـ البته از نظر دکتر ـ نماز چهار رکعتی را سه رکعت خواند دکتر تنها به این دلیل که مطمئن است نماز الیاس نادرست است نماز خود را مجدد خواند بدون توجه به تحلیل درست الیاس که گفت دکتر به او اقتدا کرده و اگر هم نماز را اشتباه خوانده باشد باز هم گناه آن به گردن الیاس است و نه دکتر. مگر خداوند در عرش منتظر نشسته تا کدام بنده ای کوچکترین تخلفی در اجرای عباداتش می کند تا اصطلاحاً حالش را بگیرد؟ آیا مسئله ی اجتهاد شخصی مسئله ی نادرستی است؟ آیا باید تا این حد در انجام اعمال دینی شدت به خرج داد؟ مگر پیامبر به کسانی که اعمال دینی ای را سهواً نادرست انجام می دادند نمی گفت لاحرج ؟ و اینکه تمامی آن اعمال درست است. پذیرنده ی اعمال ما فقها هستند و یا خداوند؟ چرا با این دیدگاه ها دین را خشن و بی انعطاف نشان می دهیم؟ یک بار در تلویزیون از قول فقیهی شنیدم که می گفت که شاهد بوده در مکّه پیرزنی در حال نماز خواندن بود و فقیهی دیگر به آن زن می گوید که نمازش کاملاً نادرست است و باید تمامی نماز هایی را که تا به حال به این صورت خوانده را تکرار کند ـ البته ایشان به درستی این دیدگاه را نقد کردند ـ آیا این اسلام است؟ همان دین رحمت و مغفرت و خداوندی که بخشنده و مهربان است. اینکه مرتب از ترس این که مبادا کار ناشایستی رخ دهد حتی اموری که خداوند بر ما حلال معرفی کرده را حرام بدانیم؟ حتی این گفته ی او که اعمال عبادی ای که انجام می دهیم تنها پوسته ی دین است و مغز آن چیز دیگریست نیز درست است. اسلام چیزیست فراتر از آنچه ما می پنداریم و این اعمال تنها مسیریست که ما برای رسیدن به مقصود باید از آن استفاده کنیم و نه هدف ما. هدف دین گوهریست که هر چند با انجام اعمال عبادی و واجبات و مستحبات دینی بدست آوردنش آسان می شود ولی خود چیزی فراتر از آنهاست ما نباید در راه مانده و راه را بپرستیم بلکه باید به وسیله بودن آن هم توجه داشته باشیم. هرچند تحلیلی که الیاس از ارزش گناه برای رسیدن به خداوند گفته نادرست است ولی باید دانست گاهی یک گناه سهوی** که از ما انسان ها سر می زند می تواند تلنگری باشد بر روح تکرار زده ی ما.
دیگر چندان به صحنه ی ورود دکتر پژوهان به خانه ـ باغ ، بعد از گفتگو با پیربابا و نحوه ی برخورد با الیاس و چگونگی به کار بردن او از قرآن که انسان را به یاد جادوگران قرون وسطایی و نحوه ی استفاده کردن آنها از اوراد جادویی خود می اندازد نمی پردازم، چون به قدر کافی زننده است و به اندازه ی لازم قرآن را تحقیر می کند.
ولی نکات ظریف و زیبایی هم در این فیلم وجود دارد که می توان به عنوان نمونه به تعدادی از آنها اشاره کرد . یکی از این نکات این است که ما باید دقت داشته باشیم که گاهی مسایل ظاهری ما را فریب ندهد و تنها به اطلاعاتی که از ظاهر حوادث بدست می آوریم اکتفا نکنیم چه بسا واقعیت چیزی باشد که حتی در ذهن ما هم خطور نمی کند که نمونه ی ان داستان خانم علیپور است. که آنچه از ظاهر حوادث بر می آمد با اصل ماجرا زمین تا آسمان فاصله دارد. بدانیم هیچ گاه نباید تنها بر اساس حدسیات و ظواهر امور قضاوت کرد .
البته پدیده ی شیطان که در این فیلم مورد توجه قرار گرفته خود جای بحث دارد که آیا شیطان مذکور در قرآن همان است که به ما تا به حال معرفی شده و یا خیر و اینکه آیا شیطان ـ حتی با پذیرفتن دیدگاه غالب نسبت به شیطان ـ می تواند برای اغفال مردم به این نوع اعمال اقدام کند ؟ *
در ضمن نکته ای که بد نیست به آن توجه شود این است که هیچ گاه وسط خیابان را برای رفت و آمد انتخاب نکنیم چون ممکن است تصادف کنیم ( همانطور که پری ـ البته به دستور کارگردان ـ این کار را کرد و با رز تصادف کرد ) . مگر در ایران پیاده رو وجود ندارد.
پی نوشت:
* شیطانی که در ذهن من تصویر می شود با شیطانی که معمولا می شناسیم تفاوت بسیاری دارد . هرچند دلایل بسیاری دارم که نشان می دهد شیطان اساسا آنی نیست که ما می شناسیم ولی به دلیل خام بودن این نظریه و اینکه اصطلاحا هنوز جامع و مانع نیست ـ بخصوص مانع ـ از آوردن آن در این مطلب خودداری می کنم . انتشار کردن آن را واگذار می کنم به تکمیل شدنش.
** روی سهوی بودن گناهان تاکید بسیاری دارم.
در حاشیه روزگار»
پوتین آمد! امشب فرصت نیست که درباره بیانیه تهران بنویسم! انشاءلله فردا شب. البته دیدن دکتر بیگ زاده در اجلاس سران، ان هم پشت سر رئیس جمهور خیلی عجیب بود. البته باید نظرات این استاد ارجمند را شناخت و بعد فهمید که چرا «عجیب»؟ به هرحال ایشان استاد دانشمندی هستند که امیدواریم همچنان از ایشان و دیگر اساتید در دستگاه دیپلماسی کشور بهره گرفته شود؛ به ویژه در مقاطعی چون نشستهای بین المللی که ممکن است منجر به تعهّداتی برای کشور شود. چند ماه پیش در اجلاس وزرای خارجه کشورهای ساحلی خزر نیز دکتر ممتاز همراه هیأت ایرانی در اجلاس حاضر بودند.



