آقای مقامی سلام
من یک تشکر به شما بدهکارم . شاید بپرسید چرا !
من یک فارغ التحصیل ادبیاتم که بنا به دلایلی به حقوق علاقمند شدم . از بیش از یک سال پیش که به صورت جدی به مطالعه حقوق پرداختم تصمیم گرفتم تا از طریق اینترنت به اطلاعات بسیار اندکم در این زمینه بیافزایم و چون با هیچ سایت حقوقی ای آشنایی نداشتم از طریق گوگل به جستجوی سایتی در این زمینه پرداختم و یکی از سایت هایی که گوگل به من معرفی کرد وبلاگ شما بود و من به دلیل اسم خاص آن ـ قانون سبز ـ وارد آن شدم و از آن به بعد به مشتری پر و پا قرص این وبلاگ تبدیل شدم چون اکثر سایت هایی که در این زمینه فعال بودند به صورت تخصصی به این رشته می پرداختند و این امر کار را برای من که تقریبا هیچ چیزی از حقوق نمی دانستم مشکل می کرد به خصوص اصطلاحات تخصصی ای که من از آنها سر در نمی آوردم . ولی وبلاگ شما مطالب را طوری بیان می کرد تا من بتوانم از آن سر در بیاورم و به مرور بر دانسته هایم بیافزایم . به خصوص که در این وبلاگ تقریبا هر مطلبی که به کار من می آمد وجود داشت از جرم شناسی تا وقف و حتی مقالات بسیار خوبی که واقعا کمک حال من بودند ( و من حتی هنوز هم مقالاتی را که از این وبلاگ دانلود کرده ام در اختیار دارم و از آنها بهره ها می برم مثل آینده ی جرم شناسی و جرم شناسی آینده ، بررسی فقهی و حقوقی جرم سیاسی و مطبوعاتی ، گزارشی از کتاب بزه دیده و بزه دیده شناسی و ...... ) . به همین جهت من مرتب به این وبلاگ مراجعه می کردم تا مطلب جدیدی از آن بیرون بکشم و اندک اندک در این راه وضیت بهتری پیدا کنم . حال که تقریبا می توانم گلیم خود را از آب بیرون بکشم و اندک اندک در جرگه ی حقوقدانان در آمده ام و بیش از یک سال از این ماجرا می گذرد ( آن زمان شما در معرض فارغ التحصیلی و قبولی در ارشد بودید و حتی تهدید کرده بودید که وبلاگتان را می بندید چون مانع از درس خواندنتان می شود ) بر خود لازم دیدم تا از شما و وبلاگتان که کمک بسیاری در این زمینه به من کرده اند تشکر کنم چون هر چه باشد پایه ی حقوق خوانی و حقوق دانی من را این وبلاگ ریخته است.
بسیار از شما سپاسگزارم
فاطمه مهر علی زاده ؛ فارغ التحصیل سابق زبان و ادبیات فارسی و علاقمند به حقوق فعلی / مازندران ـ شیرگاه
بر باد...
دقایقی پیش که نامه دوستی از دیار سبز مازندران را روی وب بدون هیچ توضیحی منتشر کردم – البته با اجازه خودشان – گمان نمی کردم لازم باشد سخنی بگویم... اما اول فکر کردم بهتر است این توضیح را بدهم که اصلاً قصدم بهره برداری از این نامه برای خودستایی نبوده است. مبادا! بعد دوباره همه داستانهای وب را مرور کردم! بارها گفته ام که وبلاگ خیلی چیزها به من داد، مثل همین تشکر و شاید دعای خیر؛ و البته شاید به خوانندگانم هم چیزی افزوده شده باشد؛ حداقل تبادل اطلاعات بوده است... اما حالا میخواهم بگویم که امیدوارم مهمترین چیزهایی را که با یاری وبلاگ به دست آورده ام، از دست ندهم...



