تبليغاتX
در رگ تاک

آفتاب آمد دلیل آفتاب

عبدا... عابدینی

دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، دانشگاه علامه طباطبایی

 

همه ما  قبول داریم كه هر جامعه ایی متشكل از افراد انسانی، نیازمند نظم و تنسیق امورخویش است و این امر از رهگذر قانون امكانپذیر می باشد و این را نیز می دانیم كه قانون بد بهتر از بی قانونی است. بنابراین جامعه متشكل از دولت ها - كه حتی شرایط تشكیل آنها مطابق با ضوابط حقوق بین الملل است - به عنوان یك تقسیم انسانی با ویژگی های تاریخی،قرهنگی و سرشت اجتماعی مشترك نیز نیازمند حقوق و قانون است و این نظام حقوقی همان حقوق بین الملل می باشد. بدین بیان كه اگرچه كشورها مستقل از حقوق ایجاد می شوند ولی معیارهای تأسیس را حقوق بین الملل عرضه می كند...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/11/04ساعت 2:17 توسط نویسندگان میهمان| |

n مهدی شهابی n

دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه نانت فرانسه

 

استاد محترم، جناب آقای دکتر جلالی، مطلبی را در مورد جهانی شدن حقوق کار مطرح فرمودند که در این وبلاگ منتشر شد. با کسب اجازه از استاد گرامی و با تشکر از آقای مقامی که این فرصت را فراهم آوردند، چند نکته دربارة جهانی شدن به مفهوم عام آن قابل طرح است:

فرآیند جهانی شدن حقوق مبتنی بر انتقال برخی ارزشهاست. گسترش رقابت اقتصادی، دولت قانونمند، حقوق بنیادین و حمایت از محیط زیست و... مصادیقی از این ارزشها به شمار می روند. وقتی از جهانی شدن حقوق سخن به میان می آوریم، دو محور اصلی مدّنظر قرار دارند و ارزشهایی که از این مسیر انتقال می یابند حول این دو محور مطالعه می شوند: جهانی شدن اقتصادی و جهانی شدن حقوق بشر...

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/22ساعت 11:2 توسط نویسندگان میهمان| |

n دكتر محمود جلالی n

استادیار گروه حقوق دانشگاه اصفهان

سازمان بین المللی كار یكی از آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد است كه برای ترویج عدالت اجتماعی و اجرای حقوق بشر به رسمیت شناخته شده بین المللی در زمینه كار فعالیت می نماید. سازمان در پایان جنگ جهانی اول و بر اساس معاهده صلح 1919 ورسای كه بوجود آورنده جامعه ملل نیز بود تأسیس و با جنگ دوم جهانی از بین نرفت بلكه اولین آژانس تخصصی سازمان ملل متحد در سال 1946 گردید. این سازمان ملاكهای جهانی كار را در چهارچوب مقاوله نامه ها (Conventions) و توصیه نامه هایی (Recommendations) كه تعیین كننده حداقل استانداردهای موصوف است معین می كند...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/17ساعت 11:18 توسط نویسندگان میهمان| |

 

n دکترسیّدعطاءالله مهاجرانی n

استاد تاریخ، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی

http://mohajerani.maktuob.net

 

چگونه زینب (س) چنان سخن گفت؛ که سخنان او تار و پود نظام استبدادی را از یکدیگر گسست؟ سخن گفتن او شباهتی تمام به سخنان علی (ع) داشت و نیز حالات او، حالات علی بود. عده ای مات و متحیر بودند که... 

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/28ساعت 2:20 توسط نویسندگان میهمان| |

اشاره» نقدی که میخوانید را یک کارشناس ادبیات نوشته که از دور دستی هم بر آتش حقوق دارد و درباره فریب، از کتاب دکتر میرمحمدصادقی هم بهره می برد. بنابراین خواندنش خالی از لطف نیست. با این توضیح که معتقدم اجتهاد، نیاز به تخصص دارد و تعلیم. و در مورد آن مسأله نمازخواندن دوباره دکتر پژوهان هم باید گفت که نظر نویسنده صحیح است؛ به علاوه این که اصول عقلی (با عنوان اصول فقه یا قواعد فقه که برگرفته از منطق و عقل و تأییدشده در دین هستند) وجود دارد که فقها نیز از آنها برای شناخت احکام بهره می برند.... ضمناً تیتر مربوط به این نوشته مربوط به وبلاگ است، نه نویسنده.

باز هم منتظر نوشته ها و آثار خانم مهرعلیزاده و دیگر دوستان هستم.

 

فاطمه مهرعلیزاده

بنام حضرت دوست كه ناجسته اش يابيم و ناديده دوستش داريم.

فیلم « اغما » فیلمی است با شباهت بسیاری به فیلم «او یک فرشته بود». هر دو فیلم داستان انسان هایی است که به دلیل مغرور شدن به  ایمان خویش مورد توجه شیطان* قرار می گیرند و شیطان به این طریق سعی می کند تا آنها را بفریبد . آنها نیز به سادگی در این دام گرفتار می شوند. هر یک به گونه ای؛ یکی به نفس خود امید دارد و دیگری به علاقه و ایمان بی حد خود به خدا.... 
ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/07/24ساعت 21:16 توسط نویسندگان میهمان| |

آقای مقامی سلام

من یک تشکر به شما بدهکارم . شاید بپرسید چرا !

من یک فارغ التحصیل ادبیاتم که بنا به دلایلی به حقوق علاقمند شدم . از بیش از یک سال پیش که به صورت جدی به مطالعه حقوق پرداختم تصمیم گرفتم تا از طریق اینترنت به اطلاعات بسیار اندکم در این زمینه بیافزایم و چون با هیچ سایت حقوقی ای آشنایی نداشتم از طریق گوگل به جستجوی سایتی در این زمینه پرداختم و یکی از سایت هایی که گوگل به من معرفی کرد وبلاگ شما بود و من به دلیل اسم خاص آن ـ قانون سبز ـ وارد آن شدم و از آن به بعد به مشتری پر و پا قرص این وبلاگ تبدیل شدم چون اکثر سایت هایی که در این زمینه فعال بودند به صورت تخصصی به این رشته می پرداختند و این امر کار را برای من که تقریبا هیچ چیزی از حقوق نمی  دانستم مشکل می کرد به خصوص اصطلاحات تخصصی ای که من از آنها سر در نمی آوردم . ولی وبلاگ شما مطالب را طوری بیان می کرد تا من بتوانم از آن سر در بیاورم و به مرور بر دانسته هایم بیافزایم . به خصوص که در این وبلاگ تقریبا هر مطلبی که به کار من می آمد وجود داشت از جرم شناسی تا وقف و حتی مقالات بسیار خوبی که واقعا کمک حال من بودند ( و من حتی هنوز هم مقالاتی را که از این وبلاگ دانلود کرده ام در اختیار دارم و از آنها بهره ها می برم مثل آینده ی جرم شناسی و جرم شناسی آینده ، بررسی فقهی و حقوقی جرم سیاسی و مطبوعاتی ، گزارشی از کتاب بزه دیده و بزه دیده شناسی و ...... ) . به همین جهت من مرتب به این وبلاگ مراجعه می کردم تا مطلب جدیدی از آن بیرون بکشم و اندک اندک در این راه وضیت بهتری پیدا کنم . حال که تقریبا می توانم گلیم خود را از آب بیرون بکشم و اندک اندک در جرگه ی حقوقدانان در آمده ام و بیش از یک سال از این ماجرا می گذرد ( آن زمان شما در معرض فارغ التحصیلی و قبولی در ارشد بودید و حتی تهدید کرده بودید که وبلاگتان را می بندید چون مانع از درس خواندنتان می شود ) بر خود لازم دیدم تا از شما و وبلاگتان که کمک بسیاری در این زمینه به من کرده اند تشکر کنم چون هر چه باشد پایه ی حقوق خوانی و حقوق دانی من را این وبلاگ ریخته است.

بسیار از شما سپاسگزارم

فاطمه مهر علی زاده ؛ فارغ التحصیل سابق زبان و ادبیات فارسی و علاقمند به حقوق فعلی / مازندران ـ شیرگاه

بر باد...

دقایقی پیش که نامه دوستی از دیار سبز مازندران را روی وب بدون هیچ توضیحی منتشر کردم – البته با اجازه خودشان – گمان نمی کردم لازم باشد سخنی بگویم... اما اول فکر کردم بهتر است این توضیح را بدهم که اصلاً قصدم بهره برداری از این نامه برای خودستایی نبوده است. مبادا! بعد دوباره همه داستانهای وب را مرور کردم! بارها گفته ام که وبلاگ خیلی چیزها به من داد، مثل همین تشکر و شاید دعای خیر؛ و البته شاید به خوانندگانم هم چیزی افزوده شده باشد؛ حداقل تبادل اطلاعات بوده است... اما حالا میخواهم بگویم که امیدوارم مهمترین چیزهایی را که با یاری وبلاگ به دست آورده ام، از دست ندهم...

نوشته شده در 86/06/19ساعت 17:39 توسط نویسندگان میهمان| |

دوستانمان در مرکز (مجازی) مطالعات حقوق بین الملل، پیرو یادداشت من درباره چالش تنوع فرهنگی، مطالبی به عنوان «نظر» ارسال نمودند که ضمن تشکر از ایشان لازم دیدم این نوشته به عنوان نویسنده مهمان به طور جداگانه نیز منتشر گردد. یقیناً مسأله این روزها، یعنی کم نوشتن من، به معنی حرفی برای گفتن نداشتن نیست؛ کم حرف شده ام؛ روزگار سخت شده و فرصت کم است؛ چنانکه امروز هم درگیر ثبت نام دانشگاه بودم. امیدوارم تا یکشنبه شب، با مطلبی جدید از خودم بیایم!  این هم نوشته دوستان در مرکز مطالعات... باز هم از ایشان متشکرم و امیدوارم در اولین فرصت باز هم به این موضوع بپردازم.

 

میان آنچه که نسبیت گرایی فرهنگی نامیده می شود -منصرف از پذیرش یا رد آن- با تنوع فرهنگی که به نوعی مورد پذیرش خود نظام بین المللی حقوق بشر نیز هست، در دیدگاه برخی کشورها خلطی مفهومی بوجود آورده که و سبب شده آن را معادل نسبیت فرهنگی بدانند. جهانشمولی حقوق بشر یکسان سازی فرهنگی نیست و تایید تنوع فرهنگی نیز رد آن نمی تواند باشد.


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/06/18ساعت 0:33 توسط نویسندگان میهمان| |

پدر و مادر دیشب جر و بحث داشتند. ماهی 200 هزار تومان حقوق كارگری، نزدیك عید و مهمانها كه به زودی سرمیرسند. پسرك میخواست به مدرسه برود، مثل همیشه گفت «مامان! بیا بند كفشمو ببند!» مادر یك سیلی بهش زد «یك كاری یاد بگیر خودت بكن!» بغضی كه از دیشب داشت تركید و با گریه، پابرهنه و كفش به دست از خانه بیرون آمد. پیرمردی او را دید «چی شده؟» «آقا! بند كفشمو می‌بندی؟» «بله! گل‌پسر!»

 

ناصر مقامی

نوشته شده در 86/02/06ساعت 20:6 توسط نویسندگان میهمان| |

صفحه نویسندگان میهمان، متعلق به همه دوستانیست كه لطف میكنند و آثار خود را برای اولین انتشار اختصاصا در اختیار من میگذارند. پس منتظر نوشته‌های شما برای این صفحه هستم.

امیر مقامی

نوشته شده در 86/01/13ساعت 16:1 توسط نویسندگان میهمان| |