تبليغاتX
در رگ تاک

 

 چهارمین نشست حقوقی هفتگی با موضوع

 

اصول حقوق کیفری اسلام

 

 

با حضور جناب آقای مهدی فرد

کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامی

 

به زودی...

این نشست به روز دیگری موکول شد 

 

گروه مشاوره حقوقی صنوف

دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر اصفهان

حضور دانشجویان سایر رشته ها آزاد است.

نوشته شده در 88/01/30ساعت 10:42 توسط امیر مقامی| |

نمیدانم مستندات سازنده سریال «یوزارسیف» چیست که این گفتگوها را از جانب شخصیت «یوسف پیامبر» جاری می کند؟ عزیزترین «عزیز» مصر، در اولین دیدار خود از مناطق فقیر تبس می گوید: «چنان می کنم که زیردستان، بالا بیایند و بالانشینان به پایین کشیده شوند.» (نقل به مضمون) و او این را عین «عدالت» می شمارد. زمان می گذرد تا این که همان بالانشینان خودخواه و مغرور و بد و برده دار به علت عدم سپردن گندم به سیلوهای حکومتی مجبور می شوند خود را به بردگی دولت دربیاورند تا گندم بگیرند و «بهای جان خود» را بپردازند. تا اینجا هم می توان گفت که این بردگی «برای همه» است. اما نمیدانم نویسنده و کارگردان «یوسف پیامبر» از «عدالت» چه برداشتی دارند که هنگام «عفو عمومی» یا بهتر بگوییم هنگام صدور «اعلامیه آزادی» از یکسو یوسف می گوید که «دیگر هیچ کس برده نیست» و بعد می گوید که برده داران قدیم همچنان برده دولت باقی خواهند ماند! از یکسو کارگردان اعلامیه ای در مدح آزادی صادر می کند و از سوی دیگر بردگی ثروتمندان سابق – و دور ماندن آنها از امکان آزادی عمومی – را عین «عدالت» می داند. و تعجّب می کنم از این دوگانگی... از این که اصلاً چرا کارگردان اصرار دارد که اولاً بردگی بد است، ثانیاً هیچکس نباید برده باشد اما اولاً بردگی یوسف از آزادی بهتر است! ثانیاً آدمهای بد گذشته باید برده باشند! این در حالی است که به اقتضای اصل استمرار وحی و «یکی بودن دین نزد خداوند» گاه جملاتی شبیه آیات قرآن در گفتگوهای روزمره یعقوب نبی و یوسف پیامبر جاری می شود؛ اما همین رفتار دوگانه در برابر موضوع «بردگی» هم با آزادیخواهی و عدالت طلبی دینی اسلام و مسلمانان سازگاری ندارد. برای مثال در قرآن کریم یکی از اهداف رسالت پیامبر، گشودن زنجیر از پای انسانها ذکر می شود: «الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوریه و الانجیل یأمرهم بالمعروف و ینهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم و الأغلال التی کانت علیهم.» (اعراف، 157) و حدیث معروفی است از حضرت علی (ع) که «خداوند تو را آزاد آفرید، پس بنده هیچ کس نباش.»

عقل عرفی بشر مدرن هم در چارچوب حقوق بشر از «آزادی، برابری و برادری» سخن می گوید. طبیعتاً قرار است این آزادی و برابری برای همه بشر باشد نه برای بشرترها! نه ثروتمند و نه فقیر در زندگی اجتماعی، ارزش و کرامت و حیثیتی بیش از دیگری ندارند.

امیدوارم آقای سلحشور پاسخ مناسبی در آستین داشته باشد! همینطور ایشان بفرمایند که آیا لفظ «سیلو» در زمان مصر باستان به کار می رفته است یا نه؟ و...

» در همین موضوع

+ یک نقد

http://www.hayat.ir/?lang=fa&page=showbody_news&key=&row_id=30044

+ نمایش قایق موتوری در مصر باستان

http://ghaedeyebazi.blogfa.com/post-16.aspx

+ یوسف خوانی

http://maghami.blogfa.com/post-426.aspx
نوشته شده در 88/01/29ساعت 10:6 توسط امیر مقامی| |

روزنامه اعتماد نوشته است که رئیس مجلس نمی دانست تعریف نشریه الکترونیک در قانون وجود ندارد؛، اما می گفت وجود دارد و با همین اشتباه، کسانی را که میگفتند این تعریف در قانون وجود دارد اما استنادی نداشتند به اشتباه انداخت و... خلاصه کلیات لایحه اصلاح قانون مطبوعات به تصویب رسید! در حالی که البته تعریف نشریه الکترونیک در قانون وجود ندارد اما در تبصره یک ماده یک آیین نامه اجرایی قانون مطبوعات تعریف شده است...

نمیدانم اداره قوانین مجلس وقتی با یک لایحه روبرو می شود چه کار می کند، اما میدانم که اصولاً باید سوابق قانونی مربوطه را به اطلاع نمایندگان برساند تا در این آشفته بازار قوانین پریشان و سردرگم و فراوان با قانون جدیدی که حرف جدیدی ندارد روبرو نشویم! البته ظاهراً قرار است «خبرگزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی اینترنتی» هم مشمول قانون مطبوعات شوند.

گزارش اعتماد را با یادداشتی از کامبیز نوروزی حقوقدان و روزنامه نگار (که البته ایرادی جزیی در بی تعریف دانستن نشریه الکترونیک دارد) اینجا بخوانید. البته ظاهرا نویسنده گزارش اعتماد هم نمی دانسته که نمی داند که تعریف نشریه الکترونیکی وجود دارد یا نه؟

http://www.etemaad.ir/Released/88-01-26/150.htm

و گزارش ایسنا از جلسه مزبور را اینجا

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1317423&Lang=P
نوشته شده در 88/01/27ساعت 8:34 توسط امیر مقامی| |

دانشجو می پرسد که «آخرش ماهواره جرم است یا نه؟!» گویی که از بگیر – نگیر اجرای قانون؛ از آن سخت گیری تا رها کردن مرددش کرده باشد! می گویم «جرم پسندیده است!» که قانون می گوید جرم است اما قبح اجتماعی ندارد؛ همان مثال همیشگی صدور چک وعده دار، پیش از آخرین اصلاح قانون چک را می گویم. با خودم فکر می کنم که اگر حمایت قانونی (و در وجه شدیدش حمایت کیفری) از اخلاق ضروری است؛ آیا «ابزار»ها مطلقاً موضوع قواعد حقوقی هستند؟! ماهواره ابزار است و آن را محتوا دیده اند و فقط هم محتوایی که یا کاملاً با دین و اخلاق ناسازگار بوده یا این که (بدتر) محتوایی را دیده اند که با «سلیقه» قانونگذاران سازگار نبوده است؛ پس چنین حکم کرده اند به «غیراخلاقی بودن ابزار» فارغ از متحوای آن!

در این وضع، بیانیه یک نامزد ریاست جمهوری – که معلوم است کدام مشاورانش نوشته اند! – از راه می رسد که خواندنی است؛ از حاکمیت قانون می گوید، اصلاح ضروری قانون اساسی و... متن کامل بیانیه آقای کروبی از نظر حقوقی آموزنده و جالب است: «وضعیت جاری به عنوان یک خطر برای سلامت اطلاع‌رسانی تلقی شده است، از این رو معتقدم که تمامی نیروهایی که در چارچوب قانون فعالیت می‌کنند و قصد خدمت به جامعه را دارند، باید بتوانند آزادانه به رسانه‌های خاص خود دسترسی داشته باشند، و نیز باید شرایط رقابتی را برای رسانه‌های دیداری و شنیداری و نیز رسانه‌های مکتوب فراهم کرد..»

http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=79891

+ نکته ضروری: یادداشت فوق، نشانه حمایت بنده از آقای کروبی نیست؛ بلکه «در حال بررسی نامزدی خودم هستم!!!!»

+ رد پای من!

 http://dobal.blogfa.com/post-9.aspx

نوشته شده در 88/01/26ساعت 10:7 توسط امیر مقامی| |

با یکی از اساتید ادبیات گپ می زدیم؛ ناخواسته از رابطه حقوق و ادبیات! به اشعاری اشاره می کرد که مربوط به زندان است (حبسیات) یا شعرهای فراوان علیه قضات!!! مضمون یکی از ابیات سعدی به خاطرم آمد اما شعر بر زبانم جاری نمی شد! قانون مدنی را باز کردم و گفتم که مربوط به این ماده است که می گوید «انکار بعد از اقرار مسموع نیست...» اما باز هم شعر یادم نمی آمد! بعد از این که کلاس تمام شد؛ در راه برگشت دوباره به آن ماده فکر کردم... ناگاه یادم آمد:

 

دگر مگوی که ترک عشق خواهم کرد

که قاضی از پس اقرار نشنود انکار...

 

ماده 1277 قانون مدنی را ببینید! نمیدانم سعدی "فقیهی شاعر" بود یا "شاعری فقیه"!

و این هم کمی از «اقرار در ادبیات فارسی»!

http://www.mibosearch.com/word.aspx?wName=%D8%A7%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1
نوشته شده در 88/01/24ساعت 22:52 توسط امیر مقامی| |

پاروی برقی هم

چاره ساز نبود

 

                        نگاه کن:

                                      همان برف اندک

                                                             هنوز باقی است!

 

+ http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=79854

نوشته شده در 88/01/19ساعت 17:24 توسط امیر مقامی| |

سومین نشست حقوقی هفتگی با موضوع

 

اهلیت در معاملات

 

 

پنجشنبه 20  فروردین 1388 - ساعت 16

کلاس 107

 

گروه مشاوره حقوقی صنوف

دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر اصفهان

حضور دانشجویان سایر رشته ها آزاد است.

 

+ این سخنرانی توسط یکی از دانشجویان ارائه می شود.

نوشته شده در 88/01/18ساعت 9:10 توسط امیر مقامی| |

سالهای 2004-1995 به عنوان «دهه ملل متحد برای آموزش حقوق بشر» نامگذاری شده بود. دیروز اتفاقی کتابی دیدم درباره آموزش حقوق بشر و جالب آن که در صفحه عنوان کتاب نوشته شده بود «این کتاب به سفارش و با حمایت دبیرخانه پروژه آموزش حقوق بشر وزارت آموزش و پرورش به چاپ رسیده است.» باور این که چنین موضوعی در دستور کار وزارت روزمرگی گذران آموزش و پرورش قرار بگیرد هم برایم مشکل است! آن هم در شرایطی که هنوز درس حقوق در درسهای دوره دبیرستان (حتی در رشته علوم انسانی که قرار است حقوقدانان آینده را تربیت کند) جایگاهی ندارد و البته آمار، زیست شناسی، نقد ادبی، قافیه و عروض، تاریخ معاصر، تاریخ اسلام، تاریخ ایران پیش از اسلام، اقتصاد، منطق، فلسفه، روانشناسی و... فهرست بلند واحدهای درسی دوره دبیرستان و پیش دانشگاهی در رشته علوم انسانی است؛ در واقع زمان ما این درسها بود و گمان نکنم تغییر جدی در عناوین درسها ایجاد شده باشد. این در حالی است که برخی آموزشهای حقوقی و حقوق بشری همگانی از تعهّدات بین المللی دولتها هستند.

ناگفته نماند کتاب مزبور در بهار 84 چاپ شده است؛ یعنی در آخرین ماههای دولت هشتم و احتمالاً با روی کار آمدن دولت جدید پروژه مزبور هم منتفی شده است. همان ماجرای همیشگی زیرسؤال بردن «همه غرب»!

+ پیوندهای مربوط

برنامه جهانی آموزش حقوق بشر یونسکو

http://portal.unesco.org/geography/en/ev.php-URL_ID=8111&URL_DO=DO_TOPIC&URL_SECTION=201.html

دانلود کتاب

http://portal.unesco.org/shs/en/ev.php-URL_ID=4658&URL_DO=DO_PRINTPAGE&URL_SECTION=-465.html

نوشته شده در 88/01/16ساعت 11:48 توسط امیر مقامی| |

تصاویر روز سیزدهم عید، روز طبیعت را می بینید، مردمی که در مناطق جنوبی بهارستان پای کوه نشسته اند؛ حتی از اصفهان هم مسافرانی برای گذراندن این روز آمده بودند؛ پروانه ای که با من کوه می پیمایید، گلهایی که میان سنگها روییده بودند؛ مردی که رو به شهر نشسته بود و نمیدانم چه می دید... و دست آخر تصویری جالب از صفحه گزارش مخاطبان وبلاگ!!!

    


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 88/01/14ساعت 15:11 توسط امیر مقامی| |

کتابی در زمینه حقوق بشر (آن هم با رویکردی تقریباً محض گرایانه حقوقی) تورق میکردم که توسط یکی از اساتید علوم سیاسی ترجمه شده است. در کتاب اشتباه ترجمه ای نسبتاً زیاد به چشم می خورد. مثلاً شما از یک استاد علوم سیاسی انتظار دارید بنویسد «ساحل عاج» و نه «کوت دیویر» (۱) البته ترجمه کتاب مزبور، تلاش محترمانه ای است برای پیشبرد حقوق بشر. به هرحال... در صفحاتی از کتاب به موضوع حق محیط زیست سالم اشاره شده است. نویسنده تأکید دارد که بیش از 300 کنوانسیون و حدود 900 توافق دوجانبه در مورد حفظ و نگهداری محیط زیست وجود دارد که می توان 200 متن در سازمانهای بین المللی و صدها سند قانونی داخلی را به آن افزود. همینجا باز به یاد یکی از اساتید غیرحقوقی افتادم که اتفاقاً «محیط زیست» هم تدریس می کند؛ یعنی «حقوق بین الملل محیط زیست». او که متنی از من را خوانده بود، تأکید داشت که «هیچ قاعده/تعهد بین المللی در مورد محیط زیست وجود ندارد.» دقیقاً یادم نیست کلمه تعهّد را به کار برد یا قاعده را؛ اما یادم هست که چه کتابی را (البته در یک موضوع بسیار خاص در این زمینه!!!) به من نشان داد (در حالیکه به طور «مطلق» از محیط زیست سخن میگفت!) و من فقط فرصت داشتم جلد کتاب را ببینم و باید حرفش را هم تأیید می کردم. از آن موقع هر وقت چیزی درباب محیط زیست می بینم یاد آن استاد می افتم! مثلاً مواد 192 به بعد کنوانسیون 1982 حقوق دریاها که صراحتاً می گویند: «کشورها وظیفه دارند محیط زیست دریا را حفاظت و حمایت نمایند.» حتی در کنوانسیونهای 1958 هم چه در تمام کنوانسیون مربوط به ماهیگیری و حفظ منابع جاندار و چه در مواد 24 و 25 کنوانسیون دریای آزاد، یا حتی در منشور آفریقایی حقوق بشر صراحتاً به حق محیط زیست سالم اشاره شده است؛، بی آن که کسی منتظر بماند تا این حق چهره ای از حق بر سلامت باشد! کنوانسیون 1976 درخصوص منع کاربرد تکنیک های تغییر محیط زیست در زمان جنگ هم کاملاً از عنوانش گویاست که حاوی چه قواعد و تعهّدات بین المللی است!

آن جملاتی که مورد اعتراض آن استاد حقوق بین الملل محیط زیست (!!!) بود و البته من نیز از منبعی دیگر (نگاهی موشکافانه برپدیده جهانی شدن، شولت) ذکر و استفاده کردم را بخوانید:

 

«جهانی شدن در سیاست، دولتها را مجبور به احترام به افکار عمومی در سطح ملّی و جهانی کرده و رعایت حقوق بشر و تأمین آزادی های افراد را طبق میثاقها و معاهدات حقوق بشر، مشروعیت بخشیدن به نظام سیاسی و دولت از طریق برگزاری انتخابات آزاد و مردمی و نیز رعایت قوانین بین المللی برای حفظ محیط زیست را الزام آور و اجتناب ناپذیر ساخته است...»

 

آن آقا می فرمودند که «کدام الزام؟ چه اجتناب ناپذیری؟»!!! فردا روز طبیعت است، در گردش هایتان، هوای هوا و آب و درخت و سبزه و زمین را داشته باشید!

 

پی نوشت:

1 – Cote d'ivoire

 

» حاشیه شهر

شبهای جام ملتهای اروپا قصد داشتم هر شب چیزی از فوتبال بنویسم؛ اما وقتی دیدم نوشتن از فوتبال با لمپنیسم مترادف شده است؛ منصرف شدم. این شبها مهران مدیری لمپنیسم ورزشی را به تصویر کشانده است. بی تردید با انتشار مجدد نشریات از روز شنبه، بیشترین بخش انتقادها از مدیری به ترسیم چهره مطبوعات ورزشی مربوط خواهد شد. مطبوعاتی که کمترین تصوّری از کار علمی و اصولی در ورزش ندارند و بخش عمده حجم آنها (اگر عکسهای درشت احیاناً با مقاصد آنچنانی را نادیده بگیریم!) از نظر علمی چیزی جز مزخرفات، از نظر ادبی چیزی بیش از انشای کودکان دبستانی و از نظر ادبیات روزنامه نگاری جز لمپنیسیم نیست! لمپنیسیمی که به بهترین وجه پشت کلمات محرم نویدکیا (کاپیتان سپاهان) پنهان است. وقتی برانکو برای دومین بار (بعد از بازیهای آسیایی) با سلام و صلوات مربیگری تیم ملی را قبول کرد نویدکیا گفت: «آقای برانکو باید روزنامه های امروز را نگهدارد برای وقتی که می رود!» آنچه این شبها من و آشنایان و اهالی فوتبال را می خنداند مصداق همین مثل معروف است که «کارم از گریه گذشته است، بر آن می خندم!»

نوشته شده در 88/01/12ساعت 15:44 توسط امیر مقامی| |

کلیات، مواد 15، 16 و 23

چهار گفتار در نقد لایحه حمایت خانواده

1) کلیات: مبانی حقوقی تعهّد به حمایت از خانواده

دولت جمهوری اسلامی ایران (به معنی عام) از منظر حقوق داخلی و حقوق بین الملل براساس مبانی حقوقی و به ویژه با توجّه به مبانی اعتقادی اسلامی، متعهّد به حمایت از خانواده است که این حمایت باید در تمامی تصمیم گیری ها و قانونگذاری ها مورد توجّه قرار گیرد. در مقدمه قانون اساسی، ذیل بحث «زن در قانون اساسی» تأکید شده است که «خانواده...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 88/01/08ساعت 20:59 توسط امیر مقامی| |

برخی مطالب شماره 12 ماهنامه حقوق روی وبلاگ ماهنامه منتشر شد... این هم عیدی مختصر ماست برای اهالی اینترنتی حقوق:

+ خبر و تحلیل

http://ijl.blogfa.com/post-196.aspx

+ چالش جدید شرق و غرب: تأسیس و شناسایی کشورهای جدید

http://ijl.blogfa.com/post-197.aspx

+ رابطه دیوان بین المللی دادگستری با کمیسیون حقوق بین الملل / رزالین هیگینز (رئیس سابق دیوان) – ترجمه علی شیروانی

http://ijl.blogfa.com/post-198.aspx

+ ضرورت استفاده از مشاور حقوقی در سریالهای تلویزیونی

http://ijl.blogfa.com/post-199.aspx

+ پرونده مفتوح: لایحه حمایت خانواده – معرفی پرونده

http://ijl.blogfa.com/post-200.aspx

+اظهارنظرها درباره لایحه حمایت خانواده: از محمود احمدی نژاد تا الهه کولایی

http://ijl.blogfa.com/post-201.aspx

+ نقد و بررسی لایحه حمایت خانواده با تأکید بر مهمترین نکات و ایرادات لایحه / دکتر رزا قراچورلو

http://ijl.blogfa.com/post-202.aspx

+ نقد آیین دادرسی دعاوی خانوادگی در لایحۀ حمایت خانواده / حسن محسنی

http://ijl.blogfa.com/post-203.aspx

+ کلیات، مواد 15، 16 و 23؛ چهار گفتار در نقد لایحه حمایت خانواده / امیر مقامی

http://ijl.blogfa.com/post-204.aspx

+ لایحه حمایت از خانواده؛ بیم ها و امیدها / مصطفی مظفری

http://ijl.blogfa.com/post-205.aspx

+ ماهیت طلاق توافقی؛ رجعی یا باین؟ / ذبیح اله شمس

http://ijl.blogfa.com/post-206.aspx

+ متن کامل لایحه حمایت خانواده

http://ijl.blogfa.com/post-207.aspx

 

نوشته شده در 88/01/08ساعت 20:57 توسط امیر مقامی| |

دقایقی کتاب ربکا والاس را میخواندم (حقوق بین الملل، ترجمه دکتر زمانی و خانم بهراملو)؛ دیدم از اتفاق همان حرفهایی که در کلاسها در مورد «حقوق بودن حقوق بین الملل» (!) مطرح میکنم را آورده است. اما هنوز در یک نقطه به نتیجه نرسیده ام! صلح یا عدالت؟ این هنوز مسأله ذهنی من است. والاس می نویسد: «دولتها نیازمند همزیستی اند و چنین به نظر می رسد که از همین نیاز نشأت گرفته و برای پیشبرد صلح و وفاق بین المللی پای به عرصا وجود نهاده اند. نظامی (ساختاری) که صرفاً در صدد متخلّف شناختن یک دولت و بی گناه دانستن دولتی دیگر باشد، تحقّق صلح بین المللی را تسهیل نخواهد کرد. بنابراین حقوق بین الملل باید مصالحه آمیز باشد و نه اختلاف برانگیز.» (ص 5) کسسه و بسیاری دیگر از حقوقدانان نیز حقوق بین الملل را یک نظام «واقع گرایانه» می دانند که میخواهد توجیه حقوقی روابط قدرت در عرصه بین المللی باشد. (ازجمله کسسه، حقوق بین الملل، ترجمه دکتر طرازکوهی، ص 39)

از سوی دیگر گمان نمیکنم هیچ کس در فلسفه حقوق اظهارنظر کند و در باب این که «عدالت» ممکن است یکی از اهداف هر نظام حقوقی باشد؛ بحثی را آغاز نکند. این که یک نظام حقوقی – چنانچه بنا بر ذات حقوقی اش عدالتخواه نیز باشد – چگونه می تواند به توجیه کننده روابط قدرت تقلیل یابد، بحث من نیست؛ اما بدون شک این نظر هم حقوق بین الملل را خالی از عدالت می کند و صلح از نوع «همین پنج روز و شش باشد» را به عدالت پایدار ترجیح می دهد؛ صلحی که گرچه حتی با تحمیل یا اکراه چند روزی برقرار شود؛ اما احتمالاً به گسترش نفرت و خشونت و دور تسلسل خشونت طلبی می انجامد. اما در «حقوق» بین الملل چه می خواهیم؟ صلح یا عدالت؟! گفتمان ایرانی حقوق بین الملل همواره بر «صلح مبتنی بر عدالت» تأکید داشته است؛ اما در این نظام افقی و در این برهوت قدرت مرکزی (در این شهر بی شهردار) چگونه می توان صلح مبتنی بر عدالت را تحقق ساخت؟ پیشفرض چنین صلحی، تحقق عدالت است. هر روز که میگذرد به ضرورت حکومت فراملّی بیشتر اعتقاد پیدا می کنم! در این روزگار حداقل یک فدرالیسم بین المللی ضروری است! همین هم البته رؤیای دور از دسترسی می نماید!

اگر نشانه های صلح از نوع «همین پنج روز و شش» می خواهید، صبر کنید! در نوبتهای بعد نشانه های حقوقی بیشتری خواهم داد؛ اگر همراهی ام کنید و ایده های ذهنی تان را دریغ نکنید.

فعلاً سخنرانی خاتمی در دانشگاه ملّی استرالیا را بخوانید که از کشف ارزشهای اخلاقی مشترک (اخلاق جهانی) برای ساختن نظم حقوقی فراملّی سخن گفته است:

http://emruz.net/ShowItem.aspx?ID=21363&p=1
نوشته شده در 88/01/08ساعت 14:55 توسط امیر مقامی| |

در ادامه، هشت نمای اول دوربینم از بهار هشتادوهشت را می بینید...

در این هشت تصویر تلاش کردم به قاب بندی تلویزیونی نزدیک شوم!

    


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 88/01/06ساعت 9:1 توسط امیر مقامی| |

احتمالا در دوسالگی ام... البته کلاه قرمزی مربوط به حدود 9 - 10 سالگی من می شود. یعنی دهه 70اگر عید برای همه زحمت دارد و خستگی؛ یا حداکثر معجونی از شادی و تعطیلی با خستگی و هزینه است، برای بچه ها همیشه «عید» می ماند؛ فصل لباس های نو و عیدی... چه حسرتی دارد لباس نو و تانخورده ای که بچه ها می پوشند و یادآوری می کنند که آقا! شما بزرگ شده اید! آخر این سالها من اهل لباس شب عید نبوده ام و خریدهایم را در طول سال انجام می دهم که دردسرهایش کمتر است. بگذریم..

دو قسمت اول «کلاه قرمزی» نوروزی را دیدم. از ته دل خندیدم. با این که همان روزها «آی مرجی» متأهّل شد و یک بار هم کلاه قرمزی هوای سروناز کرد؛ اما خوشحالم که «مرجی» پیر نشده است و بیشتر وقتی شادم که می بینم که برخلاف ما، کلاه قرمزی و پسرخاله اش بزرگ نشده اند و کودک مانده اند...

روزگار کودکی برنگردد دریغا...

شور و حال کودکی برنگردد دریغا...

+ بی خیال پیام نوروزی اوباما. فعلا کلاه قرمزی را داشته باشید! البته برای تمرین شنوایی و درک مطلب (آندرستندینگ!!!) انگلیسی هم که شده میتوانید فیلم پیام اوباما را اینجا ببینید!

نوشته شده در 88/01/02ساعت 6:21 توسط امیر مقامی| |