تبليغاتX
در رگ تاک

1) درخواست

حدود 8 ساعت دیگر سالی و بهاری نو آغاز می شود: 1388. حرف ناگفته از سالی که گذشت، بسیار باقی مانده است که اینک زمان و مکان گفتن آنها نیست. همینطور حرفهای زیادی از روزهای آخر سال که واژه «اخلاق» به طور جدی وارد گفتگوهای روزمره و سیاسی مان شد... سالی سخت سپری شد و سالی پرکار و پرهیجان آغاز می شود. پیش از آن که تبریک خود را تقدیمتان کنم، درخواستی دارم و آن این که همه کسانی که مرا به نحوی و طریقی (رودررو یا اینترنتی) می شناسند، از خودم برایم بگویند! از این که در سال 87 چه تغییری با سال یا سالهای پیش از آن داشتم؟ چه ایراداتی باقی مانده است؟ و چه پیشنهادی برایم دارند؟! پیشاپیش باید بگویم که تنها نظراتی را مورد توجه قرار خواهم داد که با رعایت اصل «شفافیت» ارسال شده باشند؛ یعنی یا با نام حقیقی یا با نامی که برایم قابل شناسایی باشد. در غیراینصورت، باید فرض را بر عدم صداقت در گفتار قرار داد! می توانید نظرات را به صورت کامنت خصوصی یا علنی و نیز با ایمیل برایم بفرستید؛ البته اگر فرصت فراغت و حوصله ای داشتید.

از همراهی تان در سال 87 سپاسگزارم و امیدوارم در سال نو هم بتوانم با این رسانه کوچک مجازی، دریچه ای به گفتگو و همدلی بگشایم.

 

2) تبریک

سخن در پرده می گویم، چو گل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

مستانه طراوت طبیعت، بی قراری باد و باران در فضای تعلیق و بی تعلّقی برای بوسیدن زمین، نوربازی ابر و آفتاب در پهنه آسمان؛ همگی روایتی است از تازگی و پیروزی و نوروزی. روزگاری به، نو و شیرین برایتان آرزومندم.

امیر مقامی

نوروز 1388 هجری خورشیدی

 

+ ببینید و بشنوید (با تشکر از دکتر هاشمی عزیز)

http://www.iranmania.com/cards/Hafez-II.swf

نوشته شده در 87/12/30ساعت 7:9 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

میخواستم از «امتناع نوآوری» در جامعه روزمرگی زده مان بنویسم؛ بماند اگر فرصتی بود برای سال آینده. در وصف روزمرگی مان همین بس که هنوز در دقیقه 90 به فکر بیرون کشیدن پول از حسابهایمان هستیم که مبادا در «تعطیلات» طولانی ابتدای سال کم بیاوریم!

بانک ملی – شعبه بهارستان / البته من برای کاری جز پول خارج کردن از بانک، دیروز باید سری می زدم!  

نوشته شده در 87/12/29ساعت 14:16 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

برخی اساتید و دوستانم که افتخار شاگردی دکتر آزمایش را داشته اند؛ از منش و روش ایشان بسیار تعریف و تمجید می کنند. گرچه مستقیماً از این افتخار بی بهره بوده ام اما اظهارات اخیر منتسب به ایشان درخصوص احراز صلاحیت دیوان کیفری بین المللی را بهانه ای برای عرض ارادت به محضر ایشان و دیگر اساتید برجسته قرار می دهم.


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/12/26ساعت 16:9 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم

شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

سخن نو گفتن در این روز، کار سختی است. فقط همینقدر می گویم که حدود یک سال است یکی از دو قاب اتاقم، طرحی است از این حدیث:

«انی بعثت لأتمم مکارم الأخلاق»

این روزها بیش از فقه اسلامی، بیش از اقتصاد اسلامی، بیش از «اسلامی شدن هر چیز» به اسلامی شدن و مخصوصاً «نبوی شدن» اخلاق، یعنی همین خلق و خوی روزانه مان نیازمندیم. آن هم آن اخلاق نبوی که روزآمد شده و با همان اصول و روشها پاسخگوی نیازهای تازه اخلاقی نظیر اخلاق شفافیت، رقابت و سیاست باشد؛ البته اگر «او» را چنان «اسوه حسنه»ای برای خویش بدانیم.

نوشته شده در 87/12/25ساعت 18:56 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

* چندی است فرصت نوشتن نداشته ام. پشت سر هم سفر و درس. رفت و برگشتم تا دانشگاه های محل تدریس معمولاً حدود 4 ساعت طول می کشد. کم کاری اخیر وب از این جهت بوده است.

* نمیدانم چرا غیرحقوقیها دست از سر حقوق بر نمی دارند؟! در یکی از دانشگاهها گفتند که بیا و «اصول روابط بین الملل» درس بده! آن وقت درس خوانده «روابط بین الملل» را گذاشته بودند برای «حقوق بین الملل عمومی و خصوصی و...!» به هرحال مشکل که حل شد اما علاوه بر همه مشکلاتی که دانشجویان پیام نور دارند؛ یکی از مشکلاتشان هم کتاب محوری و دور بودن – آن هم در مناطق محروم – از تحولات حقوقی روز است. مدرسی که روابط ( ظاهراً در این رشته حتی یک واحد درس حقوقی اجباری هم تدریس نمی شود) یا علوم سیاسی یا فقه یا هر چیز دیگر خوانده و متد حقوقی، تفکر حقوقی، نظام مندی حقوقی را احتمالاً ندارد و تحولات روز حقوقی را با دید حقوقی پیگیری نمی کند چه میخواهد به دانشجو اضافه کند؟ مثلاً در کتاب حقوق بین الملل خصوصی (چاپ 1386) هنوز اشاره ای به تحولات جدید قوانین تابعیت ایران نشده است! یا همین چند روز دیگر، اصلاحیه قانون مدنی درباره ارث زنان اجرایی می شود و در هیچ کتابی اثری از آن نیست! کتاب حفظ کردن و درس دادن؟! این مشکل نه تنها در پیام نور، بلکه در برخی دانشگاههای دیگر هم وجود دارد و واقعاً مایه شگفتی است! جدا از تدریس آثار ناشی از مداخلات حقوقی غیرحقوقدانان هم نباید نادیده گرفته شود. این یادداشت دکتر میرمحمدصادقی را بخوانید:

http://ijl.blogfa.com/post-190.aspx

* این روزها مدام به کارهای ناتمام 87 فکر می کنم و آرزو میکنم کاش این سال فعلاً تمام نشود! سالی که با شروع سنگین و ادامه عذاب آورش، این روزها سبک تر شده است. بهار سخت نوشتن پایان نامه، تابستان سخت انتظار برای دفاع، پاییز تلخ گنگی و منگی... و حالا زمستانی کم باران و پایانی تقریباً خوش. چه روزهایی را در این سال سخت از دست دادم که حالا به فکر جبرانشان هستم. درست است که بهار عجله دارد که خودش را بنمایاند و شکوفه های درختان دانشگاه به همین زودی سر از شاخه ها بیرون کشیده اند؛ اما من عجیب میخواهم جلویشان را بگیرم! میخواهم جلوی تقویم را بگیرم، چه کوشش بیهوده ای! در عوض باید در سال 88 به اندازه دو سال کار کنم و عید بهانه خوبی است برای استراحت و کمی آرامش.

* سوار اتوبوس شدم، خیلی شلوغ بود. مرد کناری ام یکباره گفت: شما وکیلی؟! گفتم: شما قیافه شناسی؟! مشاوره حقوقی سرپایی متحرّک! وسط راه پیاده شد و رفت! یاد تکیه کلام یکی از اساتید – که خودش قاضی برجسته ای است – افتادم که: «فقط دو دسته هستند که در تابستان کت می پوشند، یکی دیوانه ها و دیگری قضات!» و اساساً حقوقی ها! این روزها گاه هوا از بهاری هم رد می شود! گویی چرخ روزگار برای «سوختن» عجله دارد: خام بدم، پخته شدم...

* به ربیع الأول که می رسیم همه از «وحدت» می گویند اما... یکسو هنوز از «لعن» می گوید و سوی دیگر از «تکفیر» بی آن که به نظاره بنشیند که چگونه «به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا / فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد»؟ این روزها «یا رسول اله» سامی یوسف (در «امت من») شنیدنی است.

+ اصلاحیه قانون مدنی

http://ijl.blogfa.com/post-192.aspx

نوشته شده در 87/12/22ساعت 10:30 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

 

روز گذشته نخستین جلسه درس حقوق فرهنگی برگزار شد. شاید برخی دوستان نسبت به این که من (با تحصیلات در حوزه حقوق بین الملل) ارائه این درس را برعهده گرفته ام، تعجّب کرده و احیاناً از جهات مختلف ابراز مخالفت کنند. اما پذیرش ارائه این درس، بی دلیل نبود! در ادامه مطلب، تیتر مباحث جلسه اول را می بینید. با ارائه سایر مباحثی که در طول ترم ارائه خواهد شد متوجه می شوید که این درس هم بی ارتباط با حقوق بین الملل نیست! احتمالاً به جای معرّفی مقالات مختلف، بخشهایی از کتاب «حقوق بشر و آزادیهای اساسی» دکتر هاشمی نیز به عنوان منبع امتحان معرّفی خواهد شد؛ به ویژه از آن جهت که میان قواعد حقوق فرهنگی بشر و قوانین موضوعه ایران، بررسی تطبیقی نیز انجام شده است. امیدوارم از نظرات و راهنمایی های دوستان بهره مند شوم.

 

جلسه اول

·     تعریف حقوق (دستمزد، جمع حق، قوانین و مقررات): قوانین و مقرراتی که بر یک جامعه معین حاکم است و اجرای آنها از سوی دولت تضمین و حمایت می شود.

·         رابطه حقوق و فرهنگ:

1 – فرهنگ، نیروی سازنده حقوق

2 – فرهنگ، عامل تقویت یا تضعیف مقررات

3 – حقوق، عامل شکل دهنده و جهت دهنده به فرهنگ

4 – حقوق، بیان کننده سیاستهای فرهنگی

5 – حقوق، تنظیم کننده روابط فرهنگی (تلاش حقوق برای قاعده مند کردن همه روابط اجتماعی: حقوق فرهنگی به معنای خاص): قانون مجازات اسلامی، قانون مطبوعات، قانون برنامه چهارم توسعه، قانون منع بکارگیری الفاظ بیگانه، آیین نامه های متعدد، بخشنامه ها)

·         مبانی حقوق: نظم و عدالت – دولت؟

·         تفاوت حقوق با اخلاق و مذهب: هدف و ضمانت اجرا

·         اوصاف قاعده حقوقی:

1 – کلّی بودن

2 – الزام آور بودن: حقوق، ضمانت اجرا دارد اعم از ضمانت اجرای مدنی (بطلان، الزام به انجام تعهد، جبران خسارت و...) یا ضمانت اجرای کیفری (مجازاتهای گوناگون نظیر حبس، جزای نقدی و...)

3 – اجتماعی بودن: هدف آن تنظیم روابط اجتماعی است

4 – تضمین ضمانت اجرا از سوی دولت

+ پیوند» در این گرافیک زیبا، روند گسترش اعضای سازمان ملل را ببینید:

http://www.thenutgraph.com/user_uploads/images/2009/02/07/UN_member_states_animation.gif

» حاشیه تدبیر: شیخ طرح تازه رو کرد

http://etemademeli.com/1387/12/20/EtemaadMelli/877/Page/1/

نوشته شده در 87/12/20ساعت 9:54 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

امروز عصر برای ساعاتی فکر میکردم گوشی همراهم رفته و برنمیگردد! هرچه تماس می گرفتیم یا خاموش بود یا لحظاتی اشغال یا... خلاصه همه رقم پاسخی از گوشی گرفتیم جز صدای کسی که گوشی را برداشته بود. فکر میکردم اگر همه روز تولدشان کادو می گیرند، حتماً من باید کادو بدهم! وقتی برگشتم منزل، متوجه شدم که یکی از دانشجوها گوشی را از روی میز استاد یا میز دفتر اساتید برداشته تا گم نشود و بعد من را پیدا نکرده و... حالا هم گوشی در یکی از روستاهایی است که اصلاً آنتن نمی دهد! و با این اتفاق بیست و چهارسالگی ام به پایان رسید! درست در روزی که برای اولین بار، درس حقوق بین الملل میگفتم...

از دوستان تقاضا میکنم تا اطلاع ثانوی با همان موبایل قبلی (ایرانسل) یا منزل تماس بگیرند. 

http://maghami.blogfa.com/post-1.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-287.aspx

نوشته شده در 87/12/16ساعت 20:9 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

فضای سیاست خارجی کشور کاملاً تحت تأثیر حوزه حقوق بین الملل کیفری قرار گرفته است! رسانه ملی می کوشد قرار بازداشت رییس جمهور سودان را حتی با تحریف نظرات دولتهایی نظیر مصر و روسیه زیر سؤال ببرد و آن را پوششی حقوقی برای اقدامات سیاسی – اقتصادی «صهیونیست»ها معرفی کند. در این باره پیش از این بارها نوشته ام و گفته اند...

http://ijl.blogfa.com/post-136.aspx

http://ijl.blogfa.com/post-135.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-358.aspx

و مهمتر از اینها محاکمه سران رژیم صهیونیستی در ایران که به استناد ماده 9 قانون مدنی، ماده 7 قانون مجازات اسلامی و کنوانسیونهای ژنو انجام می شود، اما یک حلقه مفقوده دارد! اعمال اتهامی، مطابق مقررات داخلی ایران ممنوع هستند (عضویت در کنوانسیونها)، اما رسیدگی به علت فقدان عنصر قانونی مجازات (اصل قانونی بودن مجازات، اصل 36 قانون اساسی) عقیم خواهد ماند؛ شبیه وضعیت تبصره 2 ماده 165 قانون مجازات اسلامی! و باز تکرار همان حرفهای دو سال پیش که درباره صدام نوشته بودم «دست آخر شاید صرفا یك حكم انقلابی درباره‌اش صادر میشد؛ پیش از صدور حكم حقوقی»

http://humanrights-greenlaw.blogfa.com/post-102.aspx

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1322931

http://maghami.blogfa.com/post-443.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-457.aspx

اگر پایان نامه ام را پس از نبرد غزه می نوشتم، حتما در بخش تجربیات سابق، به این موارد اشاره می کردم، هرچند البته مجبور بودم به سایتهای خبری ارجاع بدهم نه کتابها!

بحثها تکراری است، چون دنیای سیاست خارجی ما و تعامل نظام حقوق داخلی ما با حقوق بین الملل، همچنان تکراری و این دومی اساساً معیوب است!

+ کتاب اخیر دکتر ظریف و دکتر سجادپور درباره دیپلماسی چندجانبه. کتاب ارزشمندی باید باشد. به نظر شما چه ربطی بین دیپلماسی چندجانبه و جهانی شدن (و به طور خاص بین المللی شدن) حقوق وجود دارد؟! این کتاب هم اگر یک سال زودتر چاپ می شد... (رک: ص 26 پایان نامه!)

http://internationallaw.blogfa.com/post-443.aspx

+ این وبلاگ هم برای کسانی که اخبار لاهه را پیگیری می کنند:

http://behzadsaberi.blogfa.com

+ امروز ساعت 4 برنامه نشست حقوقی برقرار است، موضوع سیاستهای کلّی نظام...

http://maghami.blogfa.com/post-481.aspx

 

حاشیه روزگار» فعلاً یک کاغذ (که هنوز پاره نشده است!) گرفتم که نشان دهد پایان نامه ام را دفاع کرده ام و پرونده ام جهت صدور گواهی موقت در دست بررسی است!!!! فکر کنید در کمتر از 10 ساعت پایان نامه ها را تحویل دادم: سازمان مرکزی مینی سیتی، کتابخانه ملی حقانی، استاد راهنما در خیابان بهشت، مرکز اسناد علمی چهارراه ولیعصر و بعد دانشگاه خ ویلا و... کار فشرده! نکته جالب این که در سازمان مرکزی دانشگاه که ظاهراً دانشگاه است و دانشجوهای ارشد و دکترا برای دیدن استادشان، مراجعه به گروه آموزشی یا کتابخانه باید به آنجا بروند، قبل از ورود باید برگه ملاقات پر کنند و کارت شناسایی تحویل دهند! میخواستم بروم کتابخانه برای تحویل پایان نامه و باز هم این ماجرا تکرار شد!

حاشیه غزلک» امروز ۱۵ اسفند و سالروز تولد پروین اعتصامی است. این هم از اشعار اوست که با آنچه از او بیشتر خوانده ایم تفاوت بنیادین دارد:

من اشک خویش را چو گهر پرورانده ام

دریای دیده تا که نگویی گهر نداشت

http://ganjoor.net/parvin/divanp/

نوشته شده در 87/12/15ساعت 7:59 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

صبح یکباره تماس گرفتند که ورودیهای جدید دوره های کارشناسی از امروز می آیند و باید کلاس برگزار شود و این هم برنامه شما... روز اول استقبال خوبی از کلاسها نشد، مخصوصاً که تعطیلی روزهای گذشته مانع ارائه برنامه به دانشجویان شده بود! برنامه متنوع این ترم – که کمی هم برایم غیرمنتظره بود – معجون جالبی برایم ساخته و قصد ندارم شانه خالی کنم! هرچند مطمئناً کلاسهای حقوق اساسی چیز دیگری خواهد بود. امروز فقط سعی کردم به دانشجویانم بقبولانم که حقوق اساسی و قانون اساسی باید نگرانی و مسأله روزمره آنها باشد! تا چه پیش آید...

 

 + تکمله ۱۱ اسفند: درباب اهمیت روزمره حقوق اساسی همین یادداشت بس!هرچند اصل قضیه و ابراز چنین سخنانی از سوی سخنگوی دولت را باور نمی کنم...

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1814490

» حاشیه روزگار

چند روز نیستم. فردا شب می روم که شاید خاطرات تلخم از سفرهای اخیر به تهران را کمرنگ کنم؛ مخصوصاً اگر بتوانم مراحل تصفیه حساب را طی سه روز انجام دهم!!! سه روز برای چنین کاری در تهران بی در و پیکر... امیدوارم وقت کمی نباشد!

+ برنامه کلاسها به روز شد.

http://maghami.blogfa.com/page/class.aspx

نوشته شده در 87/12/10ساعت 22:1 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

چهاردهمین شماره ماهنامه حقوق (بهمن 1387) مدتی است در اختیار هموطنان عزیز قرار گرفته است. برخی از عناوین این شماره عبارتند از:

* خبر و تحلیل

* در ضرورت نقد رأی – امیر مقامی

* التزام به حقوق کیفری جهانی – دکتر جعفر کوشا

* لطفاً نوبت را رعایت کنید! (درباره ناکامی ایران در عضویت شورای امنیت)

* اگر سازمان ملل نبود... – دکتر محمّدجواد ظریف

* حبس اجتناب ناپذیر است! – دکتر نجفی ابرندآبادی

* آیا لایحه مجازاتهای اجتماعی قابل اجراست؟ - سلمان عمرانی

* متن لایحه مجازاتهای اجتماعی

* و پرونده ای مقدماتی برای «حقوق نفت»

به اطلاع خوانندگان حقوق می رسانیم که متأسفانه به دلیل مشکلات مختلف، انتشار شماره ویزه اسفند ماه منتفی شده و از ابتدای سال نو تلاش خود را برای رفع مشکلات ادامه خواهیم داد. امیدواریم شماره بعدی حقوق را در اولین روزهای داغ خرداد ماه تقدیم کنیم. بابت این تأخیر صمیمانه از شما، به ویژه همکاران و نویسندگان ارجمند مقالات پوزش می خواهیم.

 

+ حاشیه روزگار: این صفحه بدون هیچ شرح اضافی برای «بعضی» دوستان که مخصوصاً خلقیات من را می دانند خواندنی است و به همه دوستان توصیه می کنم که بخوانند:

http://farhangdaily.com/page/87-12-05/zendegiroozmare.htm

راستی! واقعاً چرا خیلی از ما برای وقت دیگران هیچ ارزشی قائل نیستیم؟!

+ حاشیه حق: شدیداً به جامعه حقوقی کشور بابت تمدید مجدد قانون آیین دادرسی کیفری تبریک می گویم که بالأخره بعد از مدت کوتاهی فقدان قانون برای دستگیری دزدان و قاتلها (که اصولاً نیازی به قانون شاید نداشته باشد! از باب عرفی بودن جرایم می گویم، برداشت دیگری نشود.) و محاکمه آنها، مجدداً صاحب قانون شدیم! در کل، خداوند به بانی و مبتکر اصل 85 قانون اساسی خیر بدهد و نفرین بر ناپلئون که بنای کدنویسی را گذاشت و لعنت بر جنبه تشریفاتی حاکمیت قانون که به نظر من تمام حقوق همین جنبه تشریفاتی است!

http://ijl.blogfa.com/post-185.aspx

نوشته شده در 87/12/08ساعت 7:8 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

نشست و گفتگوی حقوقی

 

جایگاه «سیاست های کلّی نظام» در حقوق ایران

 

 

پنجشنبه 15 اسفند 1387 - ساعت 16

کلاس 107

 

گروه مشاوره حقوقی صنوف

دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر اصفهان

حضور سایر دانشجویان و علاقه مندان مباحث حقوقی آزاد است.

 

 

 

» معرفی موضوع:

واژه پردازان شورای بازنگری قانون اساسی به هنگام انجام اصلاحات در سال 1368 عبارت «سیاستهای کلّی نظام» را در اصل 110 ذکر نمودند که براساس آن، تعیین این سیاستها و نظارت بر حسن اجرای آنها از اختیارات و وظایف رهبری برشمرده شد. این سیاستها به مثابه نخستین گام در مدیریت و برنامه ریزی کشور برای نیل به آرمانهای قانون اساسی و قواعدی میان قانون اساسی و قانون عادی شناخته شده است. در این نشست تلاش می شود ضمن برشمردن تاریخچه ای از این سیاستها به بررسی ماهیت و نقش آن در نظام حقوقی کنونی و چگونگی نظارت بر آنها اشاره شود و مورد بحث و گفتگو قرار گیرد.

+ پیوندهای مربوط:

http://www.irec.ir/Contents.aspx?p=7c4dcf8f-fa62-4796-9c75-f9cadf2e5b92

http://www.irec.ir/CONTENTSTOPLESS.ASPX?P=c4c8a110-5f54-4979-b6da-1990b523a99c

 

+ نشست اول نسبتاً راضی کننده بود و دانشجویان نشان دادند که می توانند آرام آرام وارد بحثهای حقوقی بشوند. «شدیداً» و «قویاً» از همه دوستان، به ویژه دوستان قدیم و جدید در اصفهان دعوت می کنم هم برای این نشستها، موضوع پیشنهاد بدهند و اگر تمایل دارند، خودشان کنفرانس بدهند و هم این که این نشستها را یک «پاتوق گفتگوی حقوقی» بدانند؛ چون آخر جلسه ها قرار است به صورت آزاد گفتگوی حقوقی داشته باشیم؛ از هر دری سخنی!

نوشته شده در 87/12/03ساعت 14:34 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

در تبلیغات فیلمهای کلوپ، گاهی می دیدم که یک فیلم هندی شبیه «من سام هستم» را تبلیغ می کند و گمان کنم در اسم فیلم تغییر مختصری داده بودند. سینمای هند را از این بابت که «حتما باید بسازد، ولو کپی!» شماتت می کردم! اما چند شب پیش پای فیلم «شبی در تهران» نشستم که اقتباسی از یک فیلم خارجی (احتمالاً آمریکایی) که قسمتهایی از آن را بریده بریده در رسانه ملی دیده بودم. و تقریباً به جز سکانس قطار، کپی ایرانی کاملاً برابر اصل بود. آن سکانس قطار هم احتمالاً حذف شده چون شلوغ و پردردسر و در نتیجه هزینه بر بوده است! بعد از فیلم هم چراغهای سینما زود روشن شد و نفهمیدم که تهیه کننده اثری از فیلم «مقتبس الیه» در تیتراژ آورده بود یا نه. به هرحال، همسایه ها یاری کنند... اگر کسی یادش هست نام آن فیلم را یادآوری کند!

نکته جالب این که وقتی بریده های فیلم را در تلویزیون می دیدم هم کمی می خندیدم و هم واقعاً اعصابم خرد میشد، مخصوصاً که دیدن فیلم همزمان بود با بعضی مسافرتها...! و نتیجه اخلاقی این که باید از تهران «متنفر» باشیم که دیگر آن شهر زیبای پای دامنه البرز با آفتاب کوهستانی و غروبهای زیبا نیست. شهری است در حصار غم و دود و کوفتگی عضلات.

نوشته شده در 87/12/01ساعت 7:41 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |