تبليغاتX
در رگ تاک

دنیای پرخبر و پرخطری است. اما...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/11/29ساعت 8:43 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

نشست حقوقی

 مفهوم «مسؤولیّت مدنی دولت»

و رأی دیوان عدالت اداری در قضیه فیلم سنتوری

 

پنجشنبه یک اسفند 1387 - ساعت 16

 

گروه مشاوره حقوقی صنوف

دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر اصفهان

حضور دانشجویان سایر رشته ها آزاد است.

 

هرگونه تغییر در برنامه متعاقباً اعلام می گردد.

فعلا به تصمیم دانشجویان برای استراحت احترام می گذاریم! برنامه به هفته بعد موکول شد: یکم اسفند.

+ متن رأی دیوان

http://haraynews.com/خبرها/فرهنگی-و-هنری/364-راي-ديوان-عدالت-اداري.html

نوشته شده در 87/11/26ساعت 8:9 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

چند روز پیش نشریه ای محلّی به دستم رسید که به جز مشکل معروف مشابهت و «تداعی» لوگو، نه تنها هیچ آثاری از مجوز وزارت ارشاد نداشت، بلکه تنها به درج عنوان غیرمرسوم «تهیه کننده» (به جای مدیرمسؤول، صاحب امتیاز و... مثل بعضی تحقیقات درسی!) و یک شماره فاکس در شناسنامه اکتفا شده بود! این ظاهراً پنجمین شماره این نشریه بود که «رایگان» هم توزیع می شود! در حالی که هزینه انتشار «نشریه» بالاست و چهار آگهی در این نشریه چهار صفحه ای رنگی درج شده است. البته گرچه ظاهر نشریه حکایت از رویکردی «شهری» و اجتماعی دارد اما فارغ از رویکردهای سیاسی کلان و کشوری هم نیست؛ چنانکه مقاله ای نیز با عنوان «دولت نهم، پرچمدار زدودن عملکرد "شاه سلطان حسین ها"» منتشر کرده است! و این در حالی است که روزنامه کیهان هم از این که دولتهای گذشته «شاه سلطان حسینی» خوانده شوند، پرهیز دارد و چنین تفسیری از هشدار رهبری مبنی بر حاکمیت شاه سلطان حسین ها ندارد. این نشریه یک مسابقه هم برگزار کرده است و از شهروندان پرسیده که وجود گورستان در نزدیکی شهر (بهارستان)، چه تأثیر و اهمیتی برای مردم دارد؟ به «بهترین پاسخ» هم هزینه سفر به مشهد مقدّس جایزه داده می شود.(1)

از این شرح ماوقع که بگذریم، به تحلیل حقوقی ماجرا می رسیم. در نظامهای بهره مندی از حقوق بشر و آزادیهای اساسی، بسته به نوع نظام سیاسی می توان از چهار نوع نظام حقوقی آزادی مطلق، منع مطلق، ضرورت کسب اجازه و ضرورت اعلام قبلی نام برد. نظام حقوق مطبوعات ایران نیز از نوع «ضرورت کسب اجازه» است، یعنی هیچکس از حق انتشار نشریه به عنوان یک حق مصرّح در قانون اساسی (اصل 24) برخوردار نمی شود مگر آن که مطابق شرایط قانون مطبوعات، مجوز صدور نشریه را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کند.(2) البته من در مطابقت این مقرره قانون مطبوعات با اطلاق قانون اساسی تردید دارم.(3) به هرحال، هر بویی که از این نشریه استشمام شود، گمان می کنم بد نیست همین نشریه حامی دولت نهم در برابر قانون مطبوعات به اطلاق قانون اساسی در آزادی مطبوعات استناد کند و بدون دریافت مجوز به کار خود ادامه دهد.

در اصل 24 یک موضوع فرعی وجود دارد که می تواند مستمسکی برای زیر سؤال بردن اطلاق آزادی مطبوعات باشد: «تفصیل آن را قانون معیّن می کند.» اما به نظرم این قید مربوط به مسأله «ماهیت مطالب» منتشرشده در مطبوعات است که نباید «مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی» باشد و آنچه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی است باید در قانون به تفصیل بیان شود و نه شرایط «شکلی» انتشار مطالب.

 

» پی نوشت:

1- در حالی که رئیس جمهور در دور اول سفرهای استانی به بهارستان نیامدند (و نمیدانم چرا اصرار دارند که «اولین رئیس جمهوری که همه ایران را دیده است» شناخته شوند)، نشریات محلی تلاش می کنند ایشان را برای سفر دور دوم به بهارستان دعوت کنند که گمان نمی کنم این درخواست اجابت شود چون در دور دوم سفرها، فقط سفر به مرکز استان در برنامه است و سر زدن به یک منطقه محروم و برخی دیدارها با خواص و نهایتاً جلسه هیأت دولت، که خداراشکر بهارستان آنقدر محروم نیست!

2 - همین اطلاق آزادی مصرّح در قانون اساسی و تقیید شکلی آن به دریافت مجوز در مورد احزاب سیاسی بارها محل مناقشه بوده است. (رک: اصل 26 قانون اساسی)

3 - همین مدل را می توان در مورد سایر حقوق و آزادیهای مصرّح در قانون اساسی نیز بیان کرد. قوانین عادی در برخی موارد، به آزادی مطلق رأی داده اند (مانند حق اقامت در محل دلخواه!!!!)، و در بسیاری موارد به کسب مجوز (حتی اشتغال: ماده 12 قانون نظام صنفی مصوب 1382).

 

» حاشیه شهر

شهرآورد خوبی نبود! بعد از پنج مساوی پیاپی یک – یک حس خوبی نیست که فکر کنی مبادا...!

نوشته شده در 87/11/25ساعت 23:1 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

در جلسه ای بودیم که عملاً دقایقی تحت تأثیر حرفهای من و مداخله یکی از اعضا قرار گرفت. البته این جنجالی شدن شاید بخشی از شخصیت من باشد! اما اگر عضو محترم جلسه در امور غیرتخصصی اش وارد بحث نمی شد و بعد هم با استدلالهایی هزینه بر و از جنس «نفسی که از جای گرم بلند می شود» - که یک به یک پاسخ دادم و نهایتاً عقب نشینی کرد - بحث را ادامه نمی داد؛ اتفاق مهمی هم نمی افتاد! البته شخص مزبور گرچه تحصیلات و سابقه ای بیش از من داشت؛ اما در جمع ما تازه وارد بود و در موضوع بحث هم قبلاً با سلف او به توافق رسیده بودم! کاش می شد از اصل «دوام دولت» استفاده می کردم!

گاهی فکر میکنم نسل ما چقدر روانتر و بی پیرایه تر حرف می زند؛ مستقیم می رویم سر اصل مطلب؛ جزئی نگرتریم و بیشتر وارد مصادیق می شویم و... در یک کلام، فخرفروشی نداریم (یا خیلی کمتر داریم) و «مدرن»تریم! شاید هم اشتباه می کنم و اینطور نیست! اما یقیناً میانگین روانتر بودن و مصداقی حرف زدن در نسل ما بیش از پدران ماست؛ چرا؟!

 

+ پی نوشت سیاسی» چرا اوباما بیشتر از مک کین مورد توجه جوانها بود و حتی ورود پیلین هم ماجرا را تغییر نداد؟! شاید چون اوباما (مخصوصاً اوایل ورودش به کارزار) صریح تر حرف می زد؛ سایت اینترنتی فعالی داشت و حالا پس از ورود به کاخ سفید هم دست از سر ایمیل شخصی و موبایلش برنمیدارد! او در روز دوم ریاست جمهوری اش دقیقاً و مصداقاً برای یکی از وعده هایش اقدام کرد: تعلیق محاکمات و تعطیلی گوآنتانامو. همین مصداقی حرف زدن و مدرن بودن اوست!

البته هدف از این پی نوشت، ارتباط برقرارکردن میان خودم و اوباما نبود! در رفتارهای روزمره خودتان نگاه کنید؛ شما هم مصداقی حرف می زنید و سعی می کنید در رفتار، مدرن باشید.

 

+ پی نوشت علمی» سؤال اول امتحان را که یادتان هست. نمیدانم چرا بعضی از دانشجویان به جای «مصداق»ها تعریف نوشته بودند یا توضیح داده بودند یا ویژگیها را نوشتند و... .

نوشته شده در 87/11/24ساعت 14:1 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

این رهی نیست که از خاطره اش یاد کنید

این سفر همره تاریخ به جا می ماند...

 

محمّدعلی بهمنی

نوشته شده در 87/11/21ساعت 23:25 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

آیا دیوان می تواند درباره موجودیت دولتی فلسطین (به عبارت دیگر: شناسایی فلسطین به عنوان یک کشور و دولت) تصمیم گیری کند یا این امر خارج از صلاحیت دیوان است؟ به نظر من، پاسخ مثبت است! نخست به دلیل...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/11/19ساعت 23:27 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

چند هفته پیش شهردار گفت که مترو از کنار سی و سه پل رد می شود. پشتش گرم بود به سخنان استاندار که «اختلافات مسؤولان نباید مانع پیشرفت مترو بشود!» اما به چه قیمتی؟ رئیس سازمان میراث فرهنگی هم بالأخره یک حرف مهم در حوزه کاری خودش زد و گفت: «مقداری تخلف در مسیر مترو انجام شده است.» حالا حفاری که در چند متری سی و سه پل انجام می شود و متروهایی که قرار است... می ترسم در تاریخ بنویسند شاه عباس و اسلافش، سی و سه پل را ساختند و ما ویران کردیم: سی و سه پل را، توریست ها را (که پیش از این هم کمتر شده بودند)، مسافرانی را که به زنده رود زنده می شدند و جوانانی را که... من نگران حاکمیت قانون نیستم! من نگران سی و سه پلم! فرقی هم ندارد!

در ادامه، هفت تصویر از این روزهای سی و سه پل می بینید. امیدوارم چند سال دیگر افسوس نخوریم...

    


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/11/19ساعت 9:29 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

بد نیست دوستان و همکلاسی های قدیمی، با گذاری بر این سؤالات، موضوعات درس مقدمه علم حقوق را یادآوری کنند.

 

الف) لطفا به 5  سؤال زیر پاسخ دهید:

1-  «حاکمیت» را به منزله معیار تعیین کننده تمایز حقوق عمومی و حقوق خصوصی تعریف وویژگیهای امورحاکمیتی را براساس ماده 8 ق.م.خ.ک بیان کنید و دو مورد از مصادیق آن راذکر کنید. (5 نمره)

2- اوصاف قاعده حقوقی را نام ببرید و یک مورد را توضیح دهید. (3 نمره)

3 - منظور از «تابعیت» چیست و این موضوع در کدامیک از شاخه های حقوقی مطالعه می شود؟ (2 نمره)

4 - با توجه به اصل 85 قانون اساسی کدام یک از مصوبات مجلس، «قانون آزمایشی» است؟ (2 نمره)

5 - منابع حقوق اسلامی (فقه) را بر اساس تقدم نام ببرید. (1 نمره)

 

ب) به دو مورد از سه سؤال زیر پاسخ دهید. (یک سؤال اختیاری است)

6 - امضای مصوبات مجلس و همه پرسی، پس از تأیید شورای نگهبان بر عهده کدام مقام است؟ آیا امضا، جزو «وظایف» این مقام است یا «اختیارات» وی؟ در صورت استنکاف، چه تضمینی برای امضا و ابلاغ قانون پیش بینی شده است؟ (2 نمره)

7 - دو نقش اصلی دیوان عالی کشور را در تأمین اقتدار قانون شرح دهید. (2 نمره)

8 - چه موضوعاتی در حقوق اساسی مطرح است؟ منبع اصلی حقوق اساسی ایران چیست؟ (2 نمره)

 

پ) دانشجویانی که در طول ترم، تحقیق و کنفرانس ارائه نکرده اند یا مایلند نمره کتبی به جای کنفرانس لحاظ شود، به سؤال زیر پاسخ دهند:

9 – ارکان «عرف» را در معنای حقوقی آن نام برده و تعریف کنید. (3 نمره)

 

ت) دانشجویانی که در طول ترم تحقیق و کنفرانس ارائه نموده اند، عنوان تحقیق خود را ذکر نمایند (3 نمره):

 

نوشته شده در 87/11/16ساعت 22:37 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

 

صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است

که مژده طرب از گلشن سبا آورد

نوشته شده در 87/11/15ساعت 0:19 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

طی سه هفته گذشته بیشتر به عنوان مراقب امتحانات در دانشگاه بودم و کشفیات جالبی هم داشتم! امروز هم بالأخره برای اولین بار از دانشجویانم امتحان گرفتم. با این که تمرکز سؤالات روی مباحث چندبار تکرار شده کلاس بود ولی از نمرات راضی نیستم! فقط یک نفر واقعاً بیست شد و چند تا نمره خوب هم داشتیم که با ارفاق به 19 و نیم و 19 و هفتاد و پنج نمره دادم! اگر آن یک نفر، بیست تقریباً واقعی را نیاورده بود، اینها را هم 20 می دادم اما دیدم اگر به آنها هم 20 بدهم، بی عدالتی است!

نوشته شده در 87/11/14ساعت 23:4 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

به نام خدا

گواهی چاپ مقاله

بدین وسیله گواهی می شود:

مقاله «حقوق بین الملل و فرآیند جهانی شدن حقوق» نوشته آقای دکتر محمود جلالی و آقای امیر مقامی، جهت چاپ به دفتر این مجله واصل گردیده، به وسیله داوران متخصص مورد تأیید واقع شده، برای درج در فصلنامه حقوق، مجله علمی – پژوهشی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در نوبت چاپ قرار دارد.

عبدالرحمن عالم

سردبیر فصلنامه حقوق

 

بعضی خبرها ذاتاً خبرهای خوشی هستند اما کمی که دقیق می شوی دردناکند! دقیقاً همان بخش از پایان نامه که وقتی نوشته بودم، روی وب خواندید که از نوشتنش لذت بردم (شاید هم بدون هیچ دلیل قانع کننده ای!) و بعد فکر کردند که «زیاد» است و سر و تهش زده شد و در متن نهایی پایان نامه تبدیل به شیری بدون یال و دم و اشکم شد... و البته افسوس از برخی جهات دیگر... فقط می توانم دلخوش به این باشم که «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبّوا شیئا وهو شرلکم» (بقره، 216)

از همه این حرفها و درددلها که بگذریم برایم سؤال است که چرا سردبیر فصلنامه «حقوق» باید دکتر عالم، نویسنده کتاب ارزشمند بنیادهای علم «سیاست» باشد؟!

نکته دیگر این که بقیه بحثهایی که قبلا داشتیم پابرجاست!

http://maghami.blogfa.com/post-454.aspx
نوشته شده در 87/11/14ساعت 8:59 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

صبح جمعه وقتی برای اولین بار تصاویر مربوط به سخنان اردوغان در نشست داوس را می دیدیم، مادرم بدون توجه به زیرنویس تلویزیون سعی داشت حرفهای نخست وزیر ترکیه را برایمان ترجمه کند. کاملاً هیجان زده بودم و فکر می کردم کاش کامپیوتر بود که بتوانم خبرهای تکمیلی و تحلیلها را پیدا کنم و ببینم چه اتفاقی افتاده است! به هرحال، این اتفاق بزرگی بود. همه آنهایی که از ترکیه بخاطر روابطش با اسرائیل، انتقاد می کردند حالا «زنده باد...» را تیتر یک کرده اند. این حادثه تفسیرهای متفاوت و جالبی داشته است. مثل این که وقتی پرز 25 دقیقه حرف می زند و اردوغان 12 دقیقه، این یعنی واقعاً اسرائیل فرصت مانور بیشتری در اختیار دارد. یا این که می توان سیاست ورزی و منافع ملّی و احساسات انساندوستانه را یکجا جمع کرد و... ولی شاید مهمترین درس این است که: «علیه اسرائیل باش، محبوب جهان اسلام می شوی.» هرچند لحن آرام و البته گاه احساسی اردوغان، کمتر این شبهه را ایجاد می کند که او حرفی جز حرف دلش زده باشد. او تورات را به رخ پرز کشید که نشان دهد از دین، ایدئولوژی ساخته است برای بنیادگرایی مدرن.

+

http://irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&Page=24&TypeId=1&ArticleId=3825&BranchId=1&Action=ArticleBodyView

نوشته شده در 87/11/13ساعت 7:11 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

مردم میگن پل سه راه ملک شهر، ترک برداشته، در کمتر از یک سال بهره برداری و نتیجه اش ترافیک سنگینی است که نظیرش در تهران هم کمتر پیش می آید!

 

نوشته شده در 87/11/10ساعت 11:21 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

هوای مه آلود بهارستان، هفتم بهمن 1387: خیابانها، دوشنبه بازار و دریاچه!

    

در ادامه مطلب، 10 عکس از این فضای مه گرفته و شدیداً «غیرشفاف» می بینید!


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/11/09ساعت 1:44 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

عادل، هیچ وقت اهل تعارف نبوده است. اگر از اتفاق یا حرفی (مخصوصاً تعلیل و استدلالهای مصاحبه شونده) راضی و مجاب نمی شد، ابایی نداشت که بعد از چند بار چالش، دستهایش را از هم باز کند یا ابروهایش را برای چند ثانیه بالا بیاندازد! هر وقت هم مجاب نمی شد، میگفت: «آخه کجای دنیا دیدید...؟!» این عبارت را او آخرین بار جمعه گذشته حین گزارش زنده بازی استقلال و صبا گفت، در وصف ماجرای روی نیمکت ننشستن فیروز کریمی و... معمولاً طرف مقابل هم به او می گوید: «ببینید آقای فردوسی پور! اینجا ایرانه! آلمان و انگلیس که نیست، پس...!» به عبارت دیگر، به قول ناصرالدین شاه (در کمال الملک) «همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید!»

این روزها همه آنهایی که این جمله را تحویل «عادل» می دادند، با خودشان می گویند: «آخه اینقدر هم دیگه نباید اینطوری باشه!» برانکو، از آنجا که ایرانی نبود، هر وقت کم می آورد می گفت: آقای عادل! شما بخاطر اسمتان باید عدالت را رعایت کنید... و عادل، طی حدود 10 سال، در 90 یا هر جای دیگر، جلوی دوربین «معمولاً عادل» بوده است. نه این که عادل، هیچ اشتباهی نداشته است. بلکه برنامه پرخطر او (به دلیل پخش زنده، صراحت و شفافیت) کمتر از آنچه ممکن بود به خطا رفته است.

شایعه ها و حرفهای روزنامه ها هفته گذشته نگران کننده بود. من که برنامه را ندیدم، اما می گفتند سردترین 90 عادل بوده است. امیدوارم امشب اینطور نباشد. ما نه فقط در فوتبال، بلکه در همه حوزه ها به یک «عادل» برای یک «90» که شفاف و صریح باشد، نیاز داریم. البته اگر «ظرفیت» چنین شفافیت و صراحتی را داشته باشیم که نداریم. گمان کنم ایده «90 سیاسی» ضرغامی، با کشمکشهای 10 روز اخیر برای مدتی طولانی کنار گذاشته شد!

امشب اگر بتوانم به تماشای 90 خواهم نشست!

 

+ تکمله ۸/۱۱/۸۷

دیشب برنامه بسیار شاد بود و طنزهای بخش معرفی هم "چسبید"! احتمالا رکورد پیامک یک برنامه تلویزیونی در سطح جهان هم شکسته شد!

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=63355

 

+ حاشیه روزگار»

امروز صبح هوای مه آلود اصفهان دیدنی بود. اینجا شاید هر 7-8 سال یکبار (یا بیش از این) چنین اتفاقی در روز قابل مشاهده باشد. اولاً «مه» بر بسیاری از روابط اجتماعی ما سایه افکنده است. (تلاش برای شفافیت!) ثانیاً خیلی خیلی وقتها پیش نوشته بودم در حال «پیاده روی در مه» هستم؛ این پیاده روی شاید رو به پایان باشد! ثالثاً عکسهای جالبی از مه گرفتم که به زودی خواهید دید؛ مخصوصاً که چندی پیش در سفر سمیرم نتوانستم «حرکت مه» و جلو آمدنش را بگیرم! رابعاً شدیداً پیشنهاد می کنم فیلم «مه» (The Mist) از فرانک دارابونت را ببینید! او را شاید با «مسیر سبز» و «رهایی از شائوشنگ» به یاد بیاورید.  

نوشته شده در 87/11/07ساعت 21:39 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

در شرایطی که نظام تابعیت مبتنی بر خاک، یک آفریقایی زاده را به ریاست جمهوری آمریکا نشانده است، اخیراً موضوع جالبی برایم مطرح شد. سؤال این بود:

«من در سال 1364 در ایران متولد و 23 سال در آنجا زندگی کردم. پدر و مادرم کارمند و پناهنده ی ایران و تبعه افغانستان هستند. اما  این پناهندگی 2 ماه پس از تولد من اخذ شده بود. می خواستم بدانم آیا من می توانم تابعیت ایران را بدست آورم؟»

در پاسخ می توان بندهای مختلف ماده 976 و...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/11/06ساعت 11:14 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

آفتاب آمد دلیل آفتاب

عبدا... عابدینی

دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، دانشگاه علامه طباطبایی

 

همه ما  قبول داریم كه هر جامعه ایی متشكل از افراد انسانی، نیازمند نظم و تنسیق امورخویش است و این امر از رهگذر قانون امكانپذیر می باشد و این را نیز می دانیم كه قانون بد بهتر از بی قانونی است. بنابراین جامعه متشكل از دولت ها - كه حتی شرایط تشكیل آنها مطابق با ضوابط حقوق بین الملل است - به عنوان یك تقسیم انسانی با ویژگی های تاریخی،قرهنگی و سرشت اجتماعی مشترك نیز نیازمند حقوق و قانون است و این نظام حقوقی همان حقوق بین الملل می باشد. بدین بیان كه اگرچه كشورها مستقل از حقوق ایجاد می شوند ولی معیارهای تأسیس را حقوق بین الملل عرضه می كند...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/11/04ساعت 2:17 توسط نویسندگان میهمان| |

باراک حسین اوباما، رئیس جمهور جدید ایالات متحده سه شنبه با ادای سوگند، رسماً کار خود را به عنوان رئیس جمهور آغاز کرد. آنچه می خوانید پیش از این در شماره 11 ماهنامه حقوق (شهریور 87) منتشر شده است....


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/11/03ساعت 11:49 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

فیلم «مخمصه» را دیدم. اول فکر می کردم شاید با اقتباسی از مخمصه مایکل مان روبرو باشم اما اینطور نبود. ابتدای فیلم، فیلمبرداری تعقیب و گریز در خیابانهای انقلاب و هفت تیر به چشم می آمد. کمتر فیلمساز ایرانی چنین ریسک می کند که در خیابانهای شلوغ، این صحنه را فیلمبرداری کند ولی انصافاً فیلمبرداری قابل قبول بود. بازیها و دیالوگها هم نسبتاً جالب بود، به خصوص رمزهای دزدها! فیلم، اصلاً دنبال تطهیر و سفیدنمایی پلیس ایرانی هم نبود و نشان دادن خطای یکی از پلیسها و رد گم کردن فیلم که «اردلان» جاسوس دزدها در پلیس است، در جای خود جالب بود! همینطور صحنه های تعقیب و گریز در بیمارستان نسبت به سینمای ایران کم سابقه بود. تنها چیزی که کمی آزاردهنده بود، صدا و لحن یکنواخت سرهنگ (با بازی فرهاد قائمیان) بود که البته سابقه «نقش منفی»های او در این قضاوت بی تأثیر نیست. تفاوت دیگر فیلم، با روال فیلمهای ایرانی (فیلمفارسی – هندی!!!) در پایان آن رقم خورد، جایی که حتی یلدا هم کشته شد تا این باشد عاقبت سوءاستفاده از موقعیت و...!

البته يکي از سکانسها از نظر حقوق بشري قابل تأمل است و آن هم سکانس اعتراف گرفتن از "لالي"!

اخیراً دو فیلم دیگر هم دیده ام. انعکاس که درجه «الف» از ارشاد دریافت کرده بود و البته در این درجه کمی اغراق شده بود چون فیلم بین الف و ب در نوسان است. تأکید فیلم بر آیه قرآن (واجتنبوا کثرا من الظن، ان بعض الظن اثم) در جای خودش قرار گرفته بود، یک بار در سکانس اول و یک بار در انتهای فیلم و فلش بک.

«مینای شهر خاموش» را هم دیدم؛ البته اتفاقاً درست در سالگرد زلزله بم! روایت فیلم در نوع خودش جذاب و تأثیرگذار بود. درجه «ب» برای این فیلم عادلانه نبود!

 

+ حاشیه حق»

به تعبیر رأی قضیه ماورماتیس «رأی و نظر حقوقی» من و دبیر شورای نگهبان «یکی» شد. فقط نمیدانم اگر آقای لاریجانی «ابهام» ندارد، چرا موضوع را به صورت شفاهی و شخصی پرسیده است؟! پرسیدن نظر دبیر شورای نگهبان، یعنی «ابهام» وجود دارد و به نظر می رسد باید «تفسیر رسمی» شورای نگهبان ارائه شود؛ در غیر اینصورت نمایندگان مجلس می توانند در صورت استیضاح به تفسیر شخصی خود عمل کنند. برای یادآوری قضیه، لینکها را ببینید!

http://ijl.blogfa.com/post-163.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-359.aspx
نوشته شده در 87/11/02ساعت 8:51 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

این روزها که درگیر خبرهای جنگ در غزه بودیم، همه از ناکارآمدی نهادهای برآمده از حقوق بین الملل، سخن گفتند. همه بیش از گذشته از این پرسیدند که آیا «حقوق بین الملل، حقوق است؟» دیدم که نوشته اند اگر «حقوق جنگ» را حذف کنیم، حقوق بین الملل معنا می یابد؟! اما واقعا چنین است؟

آیا در زمانی که دولت، گزارش اجرای برنامه چهارم را ارائه نمی دهد و آسانسور تورم طبقات بالاتر را هم فتح می کند؛ کسی خم به ابرو می آورد؟ حتی مسؤولیت سیاسی قوه مجریه هم مورد بازخواست قرار نمی گیرد!

آیا حقوق جزا وجود دارد، وقتی هنوز در همه جای جهان از آمار بالای «رقم سیاه»، جرایم بی پاسخ (به علت فرار، مصونیت و...) و جرایم غیرقابل سرزنش و شرافتمندانه (که با مجرمش گاه همدردی می کنیم!) سخن می گوییم.

آیا حقوق مدنی وجود دارد وقتی هنوز ازدواجهای اجباری، رضایتهای بی رضایت و امضاهای «زوری» منعقد می شوند؟

آیا آیین دادرسی کیفری معنا دارد....؟!

آیا...

آیا اساساً چیزی که ما «حقوق» می نامیم و در پرتو الزامات دارای ضمانت اجرا، تعریف می شود «موجود» است؟! گاه می گوییم و می گویند عزم و اراده سیاسی برای به انجام رسیدن تلاشهای حقوق ضروری است. اما من چنین باوری ندارم! یعنی اینطور به تأثیر سیاست باور ندارم! سیاست، تنها در پرتو مشروع سازی و استمرار بقا می یابد و اینها جز با تعهّد به «حاکمیت قانون» میسّر نخواهد بود. سیاست «چند روزه» به ضدسیاست تبدیل می شود. خودتان نگاه کنید به آنها که بدون مشروعیت آمدند، یا برای بقای خود، گمان کردند که باید وفاق اجتماعی را نادیده بگیرند... سیاستمدارانی که سیاست نمی دانند، همواره هم خود را به سقوط می کشانند و آبروی سیاست را ازباب «بی قاعدگی»اش می فروشند و هم با بی احترامی به حاکمیت قانون، زخمهایی بر زیست انسانی و اجتماعی وارد می کنند که به سادگی مرهم نمی پذیرد. عرض خود می برند و زحمت ما می دارند! پس اگر بناست، علوم و هنرها را با «کارکرد»شان (به مثابه نتیجه) بسنجیم آیا سیاست معنا و مفهوم دارد؟!

بی کارکردی حقوق بین الملل که مشهور به ضعف در تضمین اجراست، در این وضعیت از بی کارکردی خیلی چیزهای دیگر، «شرافتمندانه»تر است! گرچه من به بی کارکردی حقوق بین الملل اعتنایی ندارم!

 

+ پی نوشت: بی کارکردی سیاست را در پس حرفهای بعضی دانشجویان علوم سیاسی و متعلّقاتش (!) می بینم که از فقدان تحلیل و اشتباهات اساتید خود سخن می گویند!

 

+پیوند» آیا اساساً حقوق بین الملل، حقوق است؟

http://internationallawzone.blogfa.com/post-92.aspx

موضوع گردهمایی انجمن آمریکایی حقوق بین الملل

http://am2009.asil.org/

 

+ حاشیه حق»

 یادداشت «درسهای غزه برای حقوق بین الملل» به همراه ترجمه نسبتاً قدیمی مختصری با عنوان «درباره دیوان کیفری بین المللی» در سایت اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری منتشر شده است. در همین صفحه بخش اول ترجمه ای از دکتر بیگ زاده باعنوان «دیوان بین المللی کیفری و حقوق بین الملل» (مجله الهیات و حقوق، 1383) نیز در دسترس علاقه مندان است:

http://iranbar.org/ph1166.php#566

نوشته شده در 87/11/01ساعت 11:38 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |