تبليغاتX
در رگ تاک

من خیلی ریاضی ام خوب نیست و از دوره ابتدایی با این درس مشکل داشتم! اما بالأخره چیزهایی می فهمم! در آیین نامه داخلی مجلس معیار اصولی برای تصویب هر موضوعی (اعم از طرح، لایحه، رأی اعتماد و عدم اعتماد و...) با عبارت «اکثریت مطلق» بیان شده است و چنانکه می دانیم این «مطلق» در برابر «نسبی» است. اکثریت نسبی در جایی معنا دارد که با بیش از دو گزینه روبرو باشیم؛ اما در مورد آراء مجلس...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/08/29ساعت 21:18 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

دکتر کاتوزیان و دکتر محمدعلی موحدبرای کلاس مبانی حقوق، کمی با خودم کلنجار رفتم که بحث عدالت و رابطه اش با نظم، آزادی و حقوق را چطور تشریح کنم! به هرحال هرکس کلمه «حقوق» را می شنود ناخودآگاه به «عدالت» می اندیشد و انتظار جامعه هم از حقوقدانان – چه در مقام قضا، چه در مقام وکالت و هر جای دیگر – تلاش برای استقرار عدالت است. از طرفی، کتاب دکتر کاتوزیان را هم منبع درس قرار داده ام که آخر همه بحثها به عدالت ختم می شود و اندیشه خاص استاد که از هر روزنی برای رسیدن به «عدالت» بهره می برد و هنوز هم از آرمانش دست نکشیده است. خیلی ها با دکتر کاتوزیان مخالفت می کنند. با عرض پوزش، بعضی اساتید حقوق و مخصوصاً جوانترها ایشان را به آن عارفانی تشبیه می کنند که دیگر ضرورتی برای اقامه نماز خود نمی بینند! محترمانه اش می شود: سوءاستفاده از جایگاه علمی. اما به نظر من، حدیث دکتر کاتوزیان شبیه مولوی است که می گوید «پای استدلالیان چوبین بود / پای چوبین سخت بی تمکین بود» یعنی خود ایشان هم به ملزومات قواعد حقوقی پایبند هستند و اگر در ظاهر پا فراتر از منطق می گذارند (چنانکه مولوی چنین می کند)، اما در حقیقت حتی الامکان از همان قواعد منطقی برای نیل به مقصود فرامنطقی خود بهره می برند؛ چنانکه مولوی هم برای مقابله با استدلالیان، صغری و کبری می چیند! چنانکه دیروز خود تصریح نمودند که « ما باید به دنبال ارائه متد برای آن چیزی كه آن را عادلانه فرض می‌كنیم باشیم، آن چیزی كه اخلاق به شما حكم می‌كند.»

خلاصه این که وقتی دیدم نمی شود عدالت را آنچنانکه هست تعریف کرد که به حاکمیت قانون برنخورد و دلبخواهی هم نشود، برداشت آزادم از بعضی نوشته های استاد که موجز و مختصرتر از هرجایی در مقدمه کتاب مسؤولیت مدنی دکتر بادینی و در مقاله «سهم عدالت در قضاوت» آمده است را به کار بردم: «احساس عدالت!» گویا درست فهمیده بودم. ایشان روز گذشته چنین گفته اند که:

من بارها با این موضوع مواجه شده‌ام كه یك قاضی با مراجعه به من می‌گوید در فلان موضوع قانون یك چیز می‌گوید ولی وجدان من چیز دیگری. من چه كار باید بكنم تا عدالت را برقرار كنم. از من راه‌حل می‌خواست... مهم آن است كه دغدغه عدالت را همیشه در ذهن خود داشته باشیم. اگر دغدغه عدالت وجود نداشته باشد و فقط قانون را اجرا كنیم، حقوق را از زیبایی، لطافت و شرافت خالی كرده‌ایم...

اینجا را ببینید:

 
+ حاشيه حق
تمديد مجدد قانون آزمايشي مجازات اسلامي را به همه حقوقدانان به ويژه اهالي حقوق جزا تبريک عرض نموده و انشالله همگي به پاي اين قانون آزمايشي پير بشويم و بشويد! اينقدر سرکوفت فقدان ضمانت اجراي مؤثر در ح.ب را نزنيد! لااقل يک قانون دائمي براي "تعريف جرم" و مخلفاتش داشته باشيد بعد بحث کنيم!
نوشته شده در 87/08/28ساعت 15:12 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

 

» عکس نوشت:

دکتر صفایی از زمره اساتیدی است که دورادور به ایشان ارادت داشتم، حالا به خاطر اولین کتاب مهم حقوق مدنی که در دانشگاه با آن روبرو شدیم (کتاب اشخاص و محجورین) یا به خاطر علاقه ام به حوزه حقوق تطبیقی (علاقه ای که هنوز پاسخی به آن نداده ام). به هرحال امروز حضور ایشان در دانشگاه اصفهان مغتنم بود برای دیدار و بهره مندی از نظراتشان، به خصوص درباره لایحه حمایت خانواده که البته بخشی از آن قبلاً در ماهنامه منتشر شده بود. دکتر مظاهری، خواستند که عکسهای سخنرانی را من بگیرم و با دوربینی که به احتیاط همراهم بود، با افتخار این وظیفه را انجام دادم. یک دوره از مجلدات اخیر ماهنامه حقوق را هم تقدیم استاد کردیم تا یادگاری نگه دارند. نکته مهمی که در معرفی ایشان هم ناگفته نماند، اعطای نشان درجه 2 علمی کشور به ایشان توسط آقای خاتمی بود. هردانشجوی حقوق حداقل یکی دو کتاب ایشان را دارد و خوانده است. نگاهی به آثار ایشان نشان می دهد که در بسیاری از فعالیتهای علمی، از همراهی همکارانشان بهره برده اند که این روش کار گروهی احتمالاً بخشی از روحیه ایشان است که توانسته اند چنین کارهایی را مشترکاً به سامان برسانند، ازجمله کتابهای حقوق مدنی اشخاص و محجورین (با همکاری دکتر قاسم زاده) و نیز حقوق خانواده (دو جلدی با همکاری دکتر اسدا... امامی) و حقوق بیع بین المللی با سه همکار، بررسی تطبیقی حقوق خانواده زیر نظر دکتر گرجی (کتابی بسیار ارزشمند در حوزه حقوق تطبیقی و مدنی). ترجمه کتاب حقوق تطبیقی رنه داوید و اسپینوزی و مجموعه مقالات حقوق مدنی و حقوق تطبیقی ایشان نیز از آثار ارزشمندی است که در کنار دیگر آثار ایشان، به غنای ادبیات حقوقی ایران انجامیده است.

نوشته شده در 87/08/27ساعت 6:53 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

صندلی آخر اتوبوس مال من بود. فکر کردم با کسی شریک نمی شوم و راحت صندلی کنار را هم اشغال می کنم و...! دو نفر سوار شدند که در ردیف کناری بنشینند. بعد از چند دقیقه یکی شان آمد این طرف تا کنار من بنشیند. یکی دو دقیقه نگذشته بود که سر صحبت را باز کرد. بزرگراههای تهران برایش جالب بود. میگفت: همه جای تهران همینطوریه؟! فکر کردم همینطوریه! شلوغ و بزرگ! اما منظورش زیبایی درختها بود، وقتی از خیابان زاگرس وارد بزرگراهها می شویم تا برسیم به نزدیکهای طرشت و برج میلاد و... برایش گفتم که این زیبایی، محصول خراب کردن تپه ها و کار شهرداری است! لابلای صحبت گفتم که تهران بزرگ شده ام اما ساکن اصفهانم و مثل همیشه از ترجیح اصفهان بر تهران گفتم! ساعتی که گذشت و چرتی که زدیم، آهسته نزدیکتر شد، دستش را جلوی دهانش گرفت که کسی نشنود و گفت: یک سؤال خصوصی دارم! آن آقایی که آن طرف است نشنود! ماجرای این شرکتهای گلدکوئست چیه؟ درسته؟ آن آقا من را آورده تهران... بعداً که بیشتر صحبت کردیم متوجه شدم کارهای تزئینات ساختمان انجام می دهد و در این وضعیت اقتصادی، مردم دیگر چندان به این کارها نمی پردازند. خیلی وقت است ترک تحصیل کرده، متأهّل است و... خرج زندگی... گفتم که جرم است، گفتم که ریسک است و خیالش را بر هم زدم که «نه! دولت حمایت نمی کند که هیچ...» گویا به او گفته بودند دولت کاری به این مسائل ندارد و... می گفت این بازاریابی نیست؟ به او گفته بودند که ما کالایی را می خواهیم بفروشیم ولی به جای تبلیغات علنی و تلویزیونی، تبلیغات دهان به دهان را انتخاب کرده ایم و پورسانتش هم مال کسی است که کالا را بفروشد. حالا نمی دانم این چه بازاریابی است که پورسانت به چندین بازاریاب بالادستی هم تعلّق می گیرد؟

وقتی رسیدیم کاوه، من هنوز خواب بودم، او رفته بود جلوی اتوبوس و آن دوستش من را بیدار کرد. می ترسم حرفهایم را جدی نگرفته باشد، یا ریسک کند و آخر سر همین سرخوشی های نصفه و نیمه را هم از دست بدهد.

گلدکوئست یعنی ما هم بحران اقتصادی خودمان را داریم!

 

 

» خبر فوری: تا ساعتی دیگر (ساعت 9 صبح) دکتر حسین صفایی، استاد برجسته دانشگاه تهران به دعوت انجمن علمی حقوق، در سالن صدر دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان با موضوع لایحه حمایت خانواده به ایراد سخنرانی می پردازند. اگر می رسید، تشریف بیاورید! من دارم می روم! یادش بخیر جوانی! انجمن علمی!

اگر با تاخیر هم می رسید سعی کنید بیایید!

 

» دیگران

+ شعرهای سعید بیابانکی را اینجا بخوانید:

http://www.sangcheeen.blogfa.com/

+ در سوگ زنده رود

http://www.sangcheeen.blogfa.com/post-70.aspx

نوشته شده در 87/08/26ساعت 6:47 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

کارگاه آموزشی با عنوان «نهادهای بین المللی در خبر» در چارچوب برنامه های اتاق خبر برای دانشجویان خبرنگاری مرکز آموزش عالی فرهنگ و هنر یک اصفهان، روز شنبه از ساعت 16:15 برگزار خواهد شد. حضور سایر دانشجویان نیز آزاد است.

نوشته شده در 87/08/24ساعت 7:15 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

معمولاً در مباحث حقوق اداری مطرح می شود که حقوق اداری به دلیل وابستگی اش به نحوه خاص مدیریت و سازمان اداری هر کشور، کمتر درگیر «قواعد بین المللی شده» می شود، مگر در همان سطح موازین حقوق بشر و حاکمیت قانون و... که فراتر از حوزه حقوق اداری است و در این حوزه هم آثار خاصی دارد. (با عرض پوزش از دوستان و اساتیدم در حوزه حقوق عمومی!) من نیز در جریان نوشتن تز به سرفصلهای کتابی درخصوص بین المللی شدن حقوق اداری برخورد کردم، اما سرفصلها ارتباط زیادی با موضوعاتی که برای طرح درنظرگرفته بودم همخوانی نداشت و پیگیر نشدم؛ به هرحال حوزه مطالعه من، حقوق کیفری بود و نه حقوق اداری. اما از سرکنکجاوی چندی پیش عبارتی مانند حقوق بین الملل اداری را جستجو کردم! (البته اگر اساتید نفرمایند جعل عنوان کرده ام!) با سایت یک پروژه در دانشکده حقوق دانشگاه نیویورک روبرو شدم! بله! ما خواب و آنها در بیداری جستجوگر رؤیاهای خود! پروژه حقوق اداری جهانی! هر کس گوشه ای از کار را گرفته و در موضوعی خاص تحقیقی کرده و چند برگی بر این پروژه افزوده است. ما حتماً حق داریم که بگوییم جهانی شدن پروژه فریبکارانه غرب است! حقوق بین الملل، فقط و فقط نتیجه القائات و زورگوییهای چند قدرت محدود است! این هم سند! حتماً همینطور است «وقتی همه خوابند» و ما «خوابتر»! فرض کنید چنین پروژه ای در ایران باشد! دو سه نفر محدود می خواهند همه چیز به نام خودشان باشد و بعد هرچه می خواهند به عنوان نتیجه پروژه القا می کنند یا بدتر از آن، نتیجه همان چیزی است که نهاد سفارش دهنده خواسته است! پروژه هم حتما باید در چارچوب یک تحقیق چندصد صفحه ای تمام شود!

من با دیدن این وب سایت که نتیجه تحقیقات جزء به جزء برای اطلاع مردم دنیا و مشارکتشان منتشر شده است، حتماً غبطه می خورم، اگر حسودی نکنم! ما در خواب، رؤیاهای خود را می جوییم و آنها در بیداری. کسی چه می داند؟ شاید من هم نم نمک به این حوزه جهانی شدن حقوق، علاقه مند شوم! هرکس علاقه دارد این سایت و... یعنی این گوی و این میدان:

http://www.iilj.org/GAL/

میخواستم امروز با شعر به روز کنم، ولی این حرف دل هم مهم بود!

 

نوشته شده در 87/08/22ساعت 7:24 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

پنجشنبه شب وقتی خبر را شنیدم، هنوز تردید داشتم: تبریک احمدی نژاد به اوباما. می گفتند رادیو خبر را به این صورت خوانده است و آنجاها که مردم شنیده اند هم واکنش نشان داده اند! اما در بخش خبری 21 سیما گویا چنین خبری قرار نبود خوانده شود...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/08/20ساعت 12:53 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

 

نوشته روی یک موتور سیکلت 

عکس: امیر مقامی

نوشته شده در 87/08/19ساعت 7:11 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

دانشجویان محترم دانشگاه پیام نور، واحد سمیرم جهت اطلاع از برنامه کلاسهای حقوق مدنی1، 4، 5 و8، حقوق تجارت 3 و حقوق اداری 1و2 در ترم جاری به صفحه زیر مراجعه کنند.

http://maghami.blogfa.com/page/class.aspx

البته برنامه کلاسهای آقای شمس را نیابتاً از طرف ایشان اعلام می کنم و هیچ گونه مسؤولیتی بابت تغییر احتمالی آن در آینده یا تغییر یکجانبه برنامه توسط دانشگاه، متوجه بنده نخواهد بود! در سایر موارد حتی الامکان سعی می شود برنامه از طریق این صفحه نیز به اطلاع دانشجویان برسد.

نوشته شده در 87/08/08ساعت 8:49 توسط امیر مقامی Amir Maghami|

نوشتن از شعر قیصر برای مخاطب شعر او نباید چندان سخت باشد؛ از بس که واژه ها و ترکیبهایش؛ جمله سازی هایش «آشنا» است. واژه پردازی هایش زنده است و در میان وزن و قافیه، گویی مردی در کوچه های شهر با دوستش، همکارش، همراهش یا معشوقش حرف می زند. قیصر، حرف می زند. با همین معیار که شعرهایش را بخوانیم، شاه بیت کم ندارد. کلمه های ساده و روزمره را آنقدر دلنشین و «دلی» کنار هم چسبانده که گویی هزار بار از هزاران زبان شنیده ایم؛ گاهی دلمان می خواهد شاعر این شعر ما بودیم! به این سادگی نگاه کنید: «من از عهد آدم تو را دوست دارم». تمام این جمله، روان و عامه فهم است، همچنان که «از آغاز عالم تو را دوست دارم» صدها بیت و مصرع اینچنین می توان در میان شعرهای قیصر یافت. شعرهایی که گاه «پوستر» شدند و نفهمیدیم شعر قیصر بوده اند؛ فکر کردیم آدمی نشسته یکجا و برای خودش همین یک مصرع را ساخته، در حالی که آن مصرع بخشی از نظم بلندی است که واژه واژه اش خواندنی است: «درد های پوستی کجا/ درد دوستی کجا»؛ «تا نگاه می کنی وقت رفتن است»... «سفر ایستگاه» را تجسّم کنید. قطار می رود! اتفاق ساده ای است! اما... مگر می شود کنار «قطار رفته» ایستاد؟! تازه وقتی ایستگاه هم رفته است؟ «و همچنان/ به نرده های ایستگاه رفته/ تکیه داده ام!»

تازگی مقاله ای در روزنامه همشهری هم می خواندم که «همزاد عاشقان جهان (3)» را به شرح نوشته بود. «اعجاز» قیصر در استفاده از مفهوم سنّتی «مدرسه» (نماد عقل ورزی) تا رسیدن به عدم رعایت سکوت توسط «غوغای چشمها» در کتابخانه، خواندنی است.

قیصر هنرمند چیره دستی است در کاربرد واژه ها و بازی با آنها: «ای مسیح مهربان زیر نام قیصرم!» مهربانی مسیح و خشونت شاهانه قیصر. «مسیح» و «قیصر» که باز خود در علوم سیاسی هم واجد معنا است. حال اگر قیصری، مسیح مهربان باشد چه می شود؟! یقیناً افلاطون ذوق خود را در دنیای مردگان عیان خواهد ساخت!

اما صبح امروز اولین بیتی که به ذهنم رسید این بود: «عشق، عین آب ماهی یا هوای آدم است / می توان ای دوست بی آب و هوا یک عمر زیست؟»

قیصر کلمه به کلمه ما را بازی می دهد و هر کلمه ارجاعی است به یک داستان، به یک کلمه دیگر در همان بیت. از نظر اصولی «عین» چیزی بودن یعنی «همان» بودن؛ برعکس زبان عرف که «عین» را به معنی «مشابه» می داند. حالا عشق می شود همان آب برای ماهی و همان هوا برای آدم. یعنی عشق ماهی آب است و عشق آدم، هوا. ارجاع بعدی باز هم «عین» است که یعنی چشم، یعنی چشمه. عشق، چشمه آب و منشاء آبی است که ماهی در آن زندگی می کند! و همینطور منشاء هوایی که آدم در آن می زید. هوای آدم هم حرف تازه ای هست و نیست! هوایی برای زیستن، ظاهری فیزیولوژیک! اما اگر تشابه «هوا» و «حوّا» را در نظر بیاوریم و آن را بگذاریم کنار «آب ماهی» آن وقت چه؟! گویی قیصر می خواهد بگوید ماهی بدون آب هرگز و آدم بدون حوا! حالا دیگر پاسخ به این پرسش ساده است که «می توان ای دوست بی آب و هوا یک عمر زیست؟» اگر آب و هوا همان باشد که در مصرع نخست شناختیم؟!

قیصر یک بار «مرگ» را میان شعرهایش «شکار» کرد: «در میان تور خالی/ مرگ/ تنها/ دست و پا می زد» به گمانم او در زیستن خود و با آنچه برجای گذاشته است، هر روز و برای همیشه در تاریخ ادبیات ایران ماندنی شده است و نام او، مرگ را برای همیشه شکار کرده است.

+

http://maghami.blogfa.com/post-224.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-238.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-237.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-195.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-204.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-197.aspx

از این لینکها معلوم است که...

نوشته شده در 87/08/08ساعت 5:24 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

آخر دلم...

 

دیری است از خود، از خدا، از خلق دورم

با این همه در عین بی تابی صبورم

 

پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی

سرشاخه های پیچ در پیچ غرورم

 

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت

نیلوفرانه پیچکی بی تاب نورم

 

بادا بیفتد سایۀ برگی به پایت

باری، به روزی روزگاری از عبورم

 

از روی یکرنگی، شب و روزم یکی شد

همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم

 

خط می خورد در دفتر ایام، نامم

فرقی ندارد بی تو غیبت یا حضورم

 

در حسرت پرواز با مرغابیانم

چون سنگ پشتی پیر در لاکم صبورم

 

آخر دلم با سربلندی می گذارد

سنگ تمام عشق را بر خاک گورم

(قیصر امین پور)

 

+ عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من صفحه باز حوادث:

در ستون تسلیتها نامی از ما یادگاری

 

+ «عشق»، «عین» آب ماهی یا «هوای آدم» است

می توان ای دوست بی «آب و هوا» یک عمر زیست؟

 

+

http://maghami.blogfa.com/post-224.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-238.aspx

http://maghami.blogfa.com/post-237.aspx

 

یادش گرامی باد...

» تصویر:

http://www.navideshahed.com/attachment/83869.jpg

 
 
نوشته شده در 87/08/07ساعت 7:33 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

یادداشتی دیگر از حاشیه های ماهنامه حقوق

آنتن موبایلهای ایرانسل، آن اوایل به زحمت و هر چند هفته در یک شهر جدید راه اندازی می شد. چقدر طول کشید تا توسعه شبکه در شهر اصفهان تکمیل شود و چه خون دلی خوردیم تا چند ماه پیش که «آنتن دهی کامل» در خانه سر ذوقمان آورد! نتیجتاً خوشحال شدم که آن خط را نفروخته ام و روزی روزگاری شاید باز هم استفاده کنم...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/08/06ساعت 21:27 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

1) همه تجربه های سخنرانی و کنفرانس ها، حتی در همایش های بین المللی یک طرف و تجربه اولین روز تدریس یک طرف! روز گذشته مهمان دانشجویان حقوق شهر «سمیرم» بودیم، من و دوستم ذبیح الله شمس. داستان پرغصه پیام نور و پیدا نکردن مدرّس و مهمتر از همه هماهنگی دیرهنگام و بی اطلاعی بسیاری از دانشجویان از برنامه کلاس. به همین دلیل، کلاس حقوق اداری یک عملاً تشکیل نشد و کلاس حقوق اداری 2 هم با حدّاقل دانشجو! سعی کردم مباحثی از قانون مدیریت خدمات کشوری را مطرح کنم که هنوز در کتابها تدوین نشده است. خلاصه ای از مباحث را در جلسه آینده تکرار خواهم کرد. دو جلسه از درس حقوق تجارت 3 هم تشکیل شد که دانشجویان بیشتری شرکت کردند. طبق عادت و علاقه ام کمی مباحث بین المللی را هم مطرح کردم که امیدوارم جرقه ای باشد برای دانشجویانی که مخصوصاً به حقوق تجارت بین الملل علاقه دارند یا به دنبال اطلاعاتی از مباحث این رشته هستند. به هرحال، امیدوارم دانشجویان قصورهایم در تدریس را ببخشند؛ هرچه باشد حقوق اداری و حقوق تجارت تخصّص های اصلی من نبوده اند بلکه از زاویه مباحث حقوق اساسی و حقوق بین الملل دستی بر آتش این دو درس داشته ام و کمی تجربه عملی از دعاوی مربوط به اسناد تجاری. البته هفته آینده درس حقوق مدنی یک را هم خواهیم داشت. خیلی دوست داشتم حقوق بین الملل می گفتم!

2) برنامه درسی دقیق تر را روز یکشنبه ارسال خواهم کرد و در صورت تأیید دانشگاه، روی این صفحه هم قرار می گیرد. موضوعات و حواشی مربوط به کلاسهای درس را در این صفحه بخوانید:

 http://maghami.blogfa.com/cat-9.aspx

3) اگر از مخاطبان غیراصفهانی وبلاگ هستید و نمی دانید سمیرم کجاست، در نقشه استان اصفهان، تقریباً جنوبی ترین شهر است و با «سیب» شیرین و «آبشار» معروفش شناخته می شود! دیروز برای سومین بار بود که به این شهر سفر می کردم؛ دو بار برای تفریح و دیگر... چند وقت پیش گوینده شبکه خبر اسم این شهر را اشتباه تلفظ کرد! تلفظ رایج چنین است: Semirom. عکس های آبشار بماند برای وقتی دیگر که دوربینم را ببرم و طیف گسترده رنگهای سبز درختها را بریزم توی یک قاب.

4) شنبه آینده برای دانشجویان خبرنگاری، مبانی حقوق خواهم گفت. قصد داریم برنامه های جانبی هم داشته باشیم تا اشتباهات را در نگارش اخبار حقوقی (مثل اخبار بین المللی، حوادث، مجلس و...) کاهش دهیم. یکی از این برنامه ها درباره نهادهای بین المللی خواهد بود. اگر دوستان حقوقدان، گاهی خبری می خوانند یا می شنوند و بعد از اشتباه در تلفظ، اشتباه در اعلام نام نهادهای حقوقی، قوانین و... «رنج» می برند، موضوع را گوشزد کنند تا حدّاقل در این برنامه ها، آموزش داده شود.

5) معمولاً اساتید علوم ارتباطات از طریق سایت یا وبلاگ شخصی، هم با جامعه اطلاعاتی و هم با دانشجویان در ارتباط هستند اما مدرّسان سایر رشته ها کمتر دست به چنین ریسکی می زنند. باوجود این، به مخاطبان سابق وبلاگ قول می دهم این وبلاگ همچنان پابرجا باشد و به جز مطالبی که جنبه اطلاع رسانی دارد یا انتشار آثار علمی و یادداشتهای حقوقی است؛ سایر نوشته ها و مطالب وبلاگ فارغ از جایگاه کنونی یا آینده ام (هرجا که باشد) استمرار خواهد داشت.

6) از همه دوستان استمداد دارم! لطفاً یک طرح سه فوریتی در خصوص نگارش و ارسال مطلب برای ماهنامه تصویب و اقدام مقتضی مبذول فرمایید!

نوشته شده در 87/08/04ساعت 19:53 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

از سال تحصیلی جاری در مرکز آموزش عالی فرهنگ و هنر (شماره یک اصفهان)، رشته «خدمات مشاوره حقوقی صنوف» به روش پودمانی راه اندازی شده است. درسهای پودمان اول، درسهای پایه است اما در پودمانهای بعدی، درسهای حقوقی آغاز می شود. البته به نظرم عناوین درسها، کمبودهایی دارد که سعی می کنم بعد از مطالعه، بررسی و مشورت با دوستان، اصلاحات و الحاقاتی را به دانشگاه پیشنهاد کنم. از آنجا که مدیریت گروه حقوق برعهده ام قرار گرفته، اولاً به دوستان غیرحقوقدان که علاقه مند این دوره آموزشی هستند، پیشنهاد می کنم سال آینده از طریق آزمون دانشگاه علمی – کاربردی یا آگهی پذیرش دانشجوی مرکز، برای ثبت نام اقدام کنند. ثانیاً از دوستان علاقه مند به همکاری (حداقل مدرک کارشناسی ارشد) در رشته های حقوق خصوصی، حقوق جزا و حقوق اقتصادی، اقتصاد و فقه و حقوق اسلامی دعوت می کنم چنانچه تمایل دارند در پودمانهای آتی همکاری داشته باشند، سوابق علمی و پژوهشی شان را از طریق ایمیل ارسال کنند. ثالثاً از دوستانی که علاقه مند هستند سخنرانی موضوعی (به ویژه در مباحث قوانین صنفی، حقوق کار و حقوق تجارت) داشته باشند هم دعوت می کنم موضوعات پیشنهادی خود را ارسال کنند تا در برنامه های گروه مورد توجّه قرار گیرد.

نوشته شده در 87/08/02ساعت 7:29 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

 

عکس: امیر مقامی

نوشته شده در 87/08/01ساعت 7:31 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |