تبليغاتX
در رگ تاک

انجیرهای درخت جلوی گروه حقوق

 

» این روزها کارگاه آموزشی حقوق تجارت بین الملل در کانون وکلا برقرار است. امیدوارم در حاشیه اش بتوانم مصاحبه ای با یکی از اساتید برجسته حقوق کشور داشته باشم. خبر تکمیلی متعاقباً اعلام می گردد!

ضمنا برای تهیه نشریه حقوق از این به بعد می توانید به فروشگاه کانون وکلا هم مراجعه نمایید.

نوشته شده در 87/04/31ساعت 21:9 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

اعتراض زنان سودانیگویا دیوان کیفری بین المللی قرار بازداشت عمر البشیر، رییس جمهور سودان را برای بررسی وضعیت دارفور صادر کرده است. طی چند روز اخیر این قرار واکنشها و خبرهای عجیبی را به همراه داشت که نشان می دهد «اعمال قانون» برای دستیابی به عدالت بین المللی چه اندازه مشکل و رؤیایی شده است.

سودان، عضو دیوان نیست و ارجاع قضیه دارفور براساس قطعنامه 1593 شورای امنیت طبق منشور سازمان ملل و اساسنامه دیوان به عمل آمد. در این مدت، موافقان الحاق کشورها به دیوان، گاهی صدور این قطعنامه را به منزله ناکامی آمریکا در به شکست کشاندن تجربه دیوان کیفری بین المللی می دانستند و از آن به مثابه استدلالی حقوقی – کاربردی برای الحاق به دیوان بهره می جستند. اما چنانکه «لوییس آربور» پیش بینی می کرد تاکنون دیوان، به محکمه عالی کشورهای توسعه نیافته و «ناتوان» (Failed States) تبدیل شده است. مخالفان دیوان نیز حق دارند بگویند که آمریکا و کشورهای غربی از این دیوان، استفاده ابزاری می کنند. آنها حق دارند بپرسند که چرا شورای امنیت، تحقیق درباره جنایات علیه بشریت در گوآنتانامو و ابوغریب را به دیوان نمی سپارد؟

مصیبت دیگر، اجرای قانون است. دیوان اعتراف کرده است که قصد داشته هواپیمای حامل وزیر امور بشردوستانه را در راه مکه به یکی از کشورهای عضو دیوان منحرف نماید و وی را پشت میز محاکمه بنشاند! آیا بی قانونی مأمور اجرای قانون برای اجرای قانون، قانوناً یا اخلاقاً قابل قبول است؟! به نظر من، بی قانونی، بی قانونی است و در رذالت، تفاوتی میان «دزد» و «پلیس» نیست.

اتفاق تازه تر، تظاهرات در سودان بود! امروز تلویزیون ایران خبر داد که این تظاهرات برای «محکوم کردن» رأی دادگاه لاهه انجام شده است! تصاویر نشان می داد که تعدادی شاید کمتر از هزار نفر با سردادن شعارهایی در حمایت از عمرالبشیر تظاهرات می کردند. من نمیدانم استدلال «حقوقی» آنها برای چنین تظاهراتی چه بوده است؟! آیا آنها به مصونیت بین المللی رییس جمهور خود استناد می کنند؟ اساسنامه دیوان این را نمی پذیرد. (برای بحث مفصل رک به مقاله دکتر تقی زاده انصاری در شماره اخیر مجله نامه مفید – زمستان 86) آیا آنها به نقض حاکمیت ملّی خود اعتراض دارند؟ پس آیا مرزهای یک کشور به مثابه «چهار دیواری اختیاری» است که هر کس هر چه می خواهد بکند، بی آنکه همسایگان حق اعتراضی داشته باشند؟ دنیای به هم پیوسته و وابسته امروز، با مفاهیم کلاسیک حاکمیت ملّی، فاصله بسیاری دارد. در همین دنیا است که به خود حق می دهیم شورای امنیت را بابت عدم پیگیری فجایع ابوغریب، گوآنتانامو و... بازخواست کنیم. آنها دیوان را نهادی «ناعادلانه» می دانند، اما آیا به راستی چنین است؟

البته ایراد مهم ما این است که از «قانون» سخن می گوییم و می خواهیم در پس هر عملی و سخنی «استدلال» باشد!

گرچه من هنوز معتقدم می توان گفت یک نظام حقوقی کیفری فراملّی وجود دارد، اما مسأله هنوز بر سر ضمانت اجراهای این نظام حقوقی است.

در شماره جدید ماهنامه حقوق یادداشتی از خانم دکتر جدلی درباره عملکرد و آینده دیوان خواهید خواند. 

» پیوندها:

طرح دعوی علیه بشیر

http://www.icc-cpi.int/press/pressreleases/406.html

هواپیمادزدی دیوان

http://internationallawof.blogfa.com/post-463.aspx

اوکامپو – دادستان دیوان (اینجا)

 

+ یادداشت اضافی 3/5/87

کارادزیچ هم مثل صدام دستگیر شد، شباهت ظاهری جالبی بود! اتفاقاً همه هم استقبال کردند. او به نسل زدایی مسلمانان در یوگسلاوی سابق در اوایل دهه 90 متهم شده است و در دادگاهی که براساس قطعنامه شورای امنیت تشکیل شده محاکمه می شود. (قطعنامه شورای امنیت همیشه چیز بدی هم نیست!)

اما درباره سودان، واکنش ایرانیها بسیار جالب بوده است. وزیر امورخارجه از رفتار دوگانه دیوان، اظهار ناخرسندی کرد. رئیس جمهور آن را «اقدامی زشت» خواند و رئیس مجلس هم گفت که این اقدامی «موذیانه» و سیاسی بوده است. اما هیچکس نگفت که «غیرقانونی» بوده است!

نوشته شده در 87/04/25ساعت 15:2 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

از 21 خرداد که مطلبی درباره آن بخشنامه معروف «ازدواج به سبک...» نوشتم، در این مدت حدود یک ماه، به جز گزارشی از حضورم در همایش اصل 44 مطلب خاص دیگری ننوشتم. البته گویا بخشنامه های مشابه دیگری هم وجود داشته و دارد و اتفاقاً یاد یکی از دوستان افتادم که از برادرش سخن می گفت که شرکت دولتی اخطار کرده بود باید ازدواج کند وگرنه... و ما فکر می کردیم آن برادر، این را بهانه کرده تا...! حدود سال 82-83 بود! به هرحال... ننوشتن، بی دلیل نیست، درست مثل نوشتن؛ اما نمی خواهم از دلایل ننوشتن بنویسم. در این یک ماه تیترهای خبری زیادی بود که می شد دربارۀ هر کدام چند صفحه نوشت، کتابی می شود این یک ماه... توطئه ربودن رییس جمهور، مقاله اخیر منتجب نیا، حضور یا عدم حضور خاتمی و احمدی نژاد در انتخابات آینده، حوادث دانشگاه زنجان، پالیزدار، تهدیدات اسراییل، قبرهای آماده نیروهای متجاوز و درخواست فهرست آنان، تورمی که از 25 درصد هم گذشته است، قطعی برق حتی بدون رعایت دقیق برنامه خاموشی، کودتا در ترکیه و همینطور برخی تحلیلهای عجیب رسانه های خودی از وضعیت حزب حاکم در برابر دادگاه قانون اساسی ترکیه، طرح غیرمدوّن تحوّل اقتصادی، دیدار رییس جمهور با اقتصاددانان، پرداخت نقدی «پول نفت» به جای یارانه های غیرهدفمند، بازگشت افشین قطبی، قهرمانی اسپانیا در یورو2008 و... تازه بماند ماجرای رفتن به دانشگاه و عذابهای همیشگی این بار برای تحویل پایان نامه... و جالب انگیزناک تر بخشنامه استاندار محترم مبنی بر شروع کار دستگاهها از ساعت 6ونیم صبح برای صرفه جویی در برق! البته بدون درنظرگرفتن امکانات حمل و نقل عمومی!

می شد درباره همه اینها نوشت و به گفتگو نشست. اما خواهی نخواهی بیشتر این موضوعات، تلخ یا عجیب بودند و البته گاهی آنقدر درباره شان در رسانه ها گفته و نوشته شد که نیازی به نوشتن من نبود. به اینها اضافه کنید خستگی ام را و بعضی چیزهای دیگر. هر روز هم که نمی شود شعر نوشت! حتی منظره تازه ای نمانده که عکس بگیرم. اندکی صبر...

نوشته شده در 87/04/18ساعت 16:55 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

دلم خون و دلم خون و دلم خون

از این دنیای دون، دنیای وارون

نوشته شده در 87/04/11ساعت 2:15 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |
«ماهیت» قانون مربوط به اجرای سیاستهای کلّی اصل 44 که در آستانه تصویب نهایی مجمع تشخیص مصلحت نظام است، چیست؟! و این ماهیت چه تأثیری بر مسأله «نظارت» بر اجرای سیاستها دارد؟! آیا این قانون مثل قانون مدنی است که فقط باید انطباق عملکردها با مواد قانونی سنجیده شود؟...

ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 87/04/04ساعت 0:41 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |