تبليغاتX
در رگ تاک

با پیامک دیروز عصر یکی از دوستان، به این نتیجه رسیدم که نرم نرمک راستی راستی می رسد اینک بهار!

پس هدیه نوروزی من تقدیم به شما...

 بهارستان اصفهان / 27 اسفند 86

 

نوشته شده در 86/12/29ساعت 21:33 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

چهارشنبه سوری است اما آسمان شهر را مه گرفته و باران باریده است! سعی می کنیم بهاری باشیم! بنابراین سعی می کنیم امّا قول نمی دهیم!

در آلبوم «نقش خیال»، همایون شجریان غزلی از سعدی را با آهنگ متفاوتی از علی قمصری به نام «گناه عشق» اجرا کرده است. پس هدیه من را به مناسبت چهارشنبه سوری با الهام از «سیاه مشق» در ادامه مطلب ببینید!


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/28ساعت 22:32 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

 

 ‏) تا دو شب آینده هم عکس و طرحهایی با مضمون عید و بهار در این وبلاگ خواهید دید! 2) این تابلو به نام ‏‏«رویش» چند روز پیش در نگارخانه کوثر اصفهان به نمایش گذاشته شده بود. متأسفانه نام صاحب اثر را به خاطر ‏ندارم. 3) کلمات، ظاهراً قسمتی از یک شعر بلندتر هستند.

نوشته شده در 86/12/28ساعت 1:2 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

این روزهای آخر سال، ویژه نامه های نوروزی یا بهتر بگوییم «سالنامه»های نشریات منتشر می شوند. هفته گذشته، سالنامه اعتماد ملّی منتشر شد که در نگاه اول چندان دلچسب نبود. سالنامه مجله شهروند امروز هم منتشر شده که هنوز به دستم نرسیده؛ اما سالنامه اعتماد نسبتاً خوب و پرمحتوی بود؛ به گونه ای که من را یاد اولین سالنامه «شرق» خدابیامرز در پایان سال 83 انداخت که مصاحبه هایی با هاشمی رفسنجانی و علی دایی داشت و...

دوست مطبوعاتی مان، آقای خاتمی فر که امسال در کنار نویسندگان «اعتماد» در کار گردآوری سالنامه بودند از من خواستند چندتن از اساتید را برای نوشتن یادداشتهایی در باب «آموزش حقوق در ایران» ترغیب کنم؛ اما همانطور که پیش بینی میشد، اساتید علاقه چندانی به نوشتن در مطبوعات با دیدگاه ژورنالیستی ندارند و بسیار کم اند اساتیدی چون دکتر هاشمی، دکتر اردبیلی و دکتر آخوندی که گاه در میان صفحات روزنامه ها می توان یادداشت یا مصاحبه ای از ایشان دید. در سالنامه اعتماد اما بهمن کشاورز تلاش کرده برخی مسائلی را که به نظر وی لازم است در دانشکده های حقوق آموزش داده شود اما نمی شود نشان دهد. مهمتر از این اما مصاحبه با استاد گرجی درباره رابطه فقه و حقوق و نیز مصاحبه ای با دکتر امیرارجمند درباره آموزش حقوق به خصوص حقوق عمومی و حقوق بشر در سطح عمومی است که خواندنشان را توصیه میکنم. البته سالنامه اعتماد، مطلب خواندنی بیشتر هم دارد و در این روزهای آخر سال که هیچ جور هم باورم نمیشود آخر سال است و مدام دارد باد سنگینی می وزد و بوی بهار را علیرغم سنت هرساله ام هنوز استشمام نکرده ام، تفریح سالمی است!

در ادامه مطلب نیز یادداشتی از من می خوانید که خیلی کوتاه و روزنامه ای به برخی چالشهای آموزش حقوق در کشور پرداخته ام.


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/26ساعت 2:12 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

n مهدی شهابی n

دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه نانت فرانسه

 

استاد محترم، جناب آقای دکتر جلالی، مطلبی را در مورد جهانی شدن حقوق کار مطرح فرمودند که در این وبلاگ منتشر شد. با کسب اجازه از استاد گرامی و با تشکر از آقای مقامی که این فرصت را فراهم آوردند، چند نکته دربارة جهانی شدن به مفهوم عام آن قابل طرح است:

فرآیند جهانی شدن حقوق مبتنی بر انتقال برخی ارزشهاست. گسترش رقابت اقتصادی، دولت قانونمند، حقوق بنیادین و حمایت از محیط زیست و... مصادیقی از این ارزشها به شمار می روند. وقتی از جهانی شدن حقوق سخن به میان می آوریم، دو محور اصلی مدّنظر قرار دارند و ارزشهایی که از این مسیر انتقال می یابند حول این دو محور مطالعه می شوند: جهانی شدن اقتصادی و جهانی شدن حقوق بشر...

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/22ساعت 11:2 توسط نویسندگان میهمان| |

سخنگوی وزارت خارجه خبر اخراج یک دیپلمات سوئدی را تأیید کرد. دلیلش را نمیدانم؛ اما به هرحال کشور ما حق دارد در مواردی که لازم میداند خروج فوری دیپلمات های خارجی را حتی بدون ذکر دلیل به عنوان «عنصر نامطلوب» اعلام نماید. اما امروز در اقدامی عجیب، یکی از روزنامه های صبح بخشهایی از گفتگوی باصطلاح محرمانه دبیرکل سابق جبهه مشارکت ایران اسلامی با سفیر آلمان را منتشر نمود که باز هم شگفتی بی نهایت من را از منظر حقوق بین الملل در پی داشت و در این وانفسای بی سوژگی و دلمردگی باید از این روزنامه بابت این سوژه ها تشکر نمایم...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/21ساعت 12:30 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

حتّی زاینده رود هم به ما که رسید...

 

البته نگران نباشید! دوباره برای مهمانان عزیز نوروزی آب پشت سد رها می شود...
نوشته شده در 86/12/18ساعت 23:21 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

n دكتر محمود جلالی n

استادیار گروه حقوق دانشگاه اصفهان

سازمان بین المللی كار یكی از آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد است كه برای ترویج عدالت اجتماعی و اجرای حقوق بشر به رسمیت شناخته شده بین المللی در زمینه كار فعالیت می نماید. سازمان در پایان جنگ جهانی اول و بر اساس معاهده صلح 1919 ورسای كه بوجود آورنده جامعه ملل نیز بود تأسیس و با جنگ دوم جهانی از بین نرفت بلكه اولین آژانس تخصصی سازمان ملل متحد در سال 1946 گردید. این سازمان ملاكهای جهانی كار را در چهارچوب مقاوله نامه ها (Conventions) و توصیه نامه هایی (Recommendations) كه تعیین كننده حداقل استانداردهای موصوف است معین می كند...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/17ساعت 11:18 توسط نویسندگان میهمان| |

آقای شریعتمداری، مدیرمسوول روزنامه کیهان روز چهارشنبه در یادداشت روز روزنامه، سعی در تبیین وضعیت حقوقی و سیاسی آخرین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران نموده است. اما ازآنجا که برخی قسمتهای یادداشت فوق به نام قواعد «حقوق بین الملل» به خوانندگان کیهان القا شده است در این یادداشت در حد بضاعتم از دید علمی به نقد نوشته ایشان می پردازم...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/16ساعت 0:19 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |
به این عدد ویژه و زیبا رسیده ایم! 24... به همین سادگی... 22 گذشت... 23... 24...
ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/15ساعت 21:56 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

سال گذشته هم در دو یادداشت «قطعنامه ممنوع» و «گامهای کند سیاست؛ دستان آلوده حقوق» و هم در یادداشت «بحران کارآمدی و مشروعیت» به موضوع هسته ای ایران پرداختم. شب گذشته نیز شورای امنیت برای بار چهارم این موضوع را با تصویب قطعنامه ای مورد توجّه قرارداد...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/14ساعت 13:39 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

شاید کسانی که برای تفریح و تدخین (!) می آمدند دریاچه هیچ وقت فکر نمی کردند آتش قلیانشان اینقدر شعله ور باشد که علاوه بر سلامت جسمشان، در راستای مبارزه با قلیان در اماکن عمومی این قهوه خانه (درواقع قلیان خانه) به آتش کشیده شود با همه تیر و تخته هایش!

 

نوشته شده در 86/12/11ساعت 22:23 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

ضمن تشکر از دوست عزیزم، آقای ضیایی که در مورد وبلاگی با نشانی و نام دامنه ای هم نام من (!) www.amirmaghami.blogfa.com اطلاع دادند؛

و با تأکید بر اختصاص آدرس Maghami.blogfa.com به بنده به عنوان پایگاه اینترنتی شخصی و رسمی و مرجع اصلی انتشار آثارم؛

و با ابراز تأسّف از سوءتفاهم های احتمالی؛

1 - بدینوسیله هرگونه ارتباط میان خود و آن وبلاگ که به نام بنده و با موضوع سرگرمی است را رد می کنم.

2 – احتمال می دهم مدیر وبلاگ مزبور تصادفاً هم نام بنده هستند و هیچ قصد سوئی وجود ندارد. البته متأسفانه به هیچ وجه ایشان را نمی شناسم. پیش از این نیز با افرادی هم نام خود در دنیای مجازی برخورد کرده بودم.

3- به اطلاع می رساند در حال حاضر، آثار و مطالب من صرفاً از طریق این وبلاگ و وبلاگ حقوق بشر منتشر می گردد و تأکید دارم وبلاگ حاضر تنها مرجع معتبر درباره وضعیت و آثار من است و خبر انتشار یا متن آثارم از طریق سایر رسانه های مجازی و مکتوب نیز همزمان در همین صفحه منتشر می شود.

4 – توصیه میکنم برای وبلاگهایی با زمینه و موضوعات غیرشخصی (اعم از سرگرمی، سیاست، اجتماعی، ورزش و...) که دربردارنده آثار نویسنده آن نیستند از نام دامنه ای غیر از نام شخص مدیر وبلاگ استفاده شود.

نوشته شده در 86/12/10ساعت 22:37 توسط امیر مقامی Amir Maghami|

بگذارید خیالتان را راحت کنم! من با دیدن فیلم به عنوان یک ناظر از راه دور، فقط و فقط اشارات «زوج» فیلم به «شهر خشن» که «همه را معتاد میکند» یا «در تهران (با حدّاکثر 10 میلیون نفر جمعیت) چند میلیون نفر معتاد هست!» دلیل عدم اجازه پخش میدانم و بس! در این «شهر زیبا» همه چیز زیباست، هیچ خشونتی وجود ندارد به گونه ای که پاسگاههای نیروی انتظامی و دادسراها همه بیکارند و دولت هم به همین دلیل بودجه پلیس، بخش آسیبهای اجتماعی بهزیستی و دادگستری مخصوصاً ستاد پیشگیری از جرم را کاهش داده و خواهد داد تا به صفر برسد...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/09ساعت 2:41 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

همانگونه که مطلعید پنجشنبه گذشته همایش «نقش دیوان بین المللی دادگستری در تداوم و توسعه حقوق بین الملل» به همت انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد برگزار شد. در این یادداشت سعی میکنم برداشتهایم از این همایش و برخی پرسشها و تحلیلها را مطرح نمایم...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/07ساعت 21:49 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

 

یکشنبه 5 اسفند‏‎ ‎‏86، حدود ساعت 11 روی ریلها به سمت اصفهان در حرکت بودم این عکس را انداختم و آن را ‏بهترین عکسی میدانم که تاکنون از طبیعت گرفته ام، مخصوصاً بخاطر درحرکت بودن و عکّاسی با موبایلی نه چندان ‏پیشرفته که کار ساده ای نیست. ساعاتی پیش از آن ناراحت بودم که چرا جهت حرکت قطار و صندلی من به گونه ‏ای نیست که بتوانم تصویر زیبای طلوع خورشید بر فراز تهران را ثبت کنم!‏ 

اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد

آفتابی بود، ابری شد، سیاه و سرد شد

 

آفتابی بود، ابری شد، ولی باران نداشت

رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد

 

صاف بود و ساده و شفاف، عین آینه

آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد؟

 

هر چه با مقصود خود نزدیکتر می شد، نشد

هر چه از هر چیز و هر ناچیز دوری کرد، شد

 

هر چه روزی آرمان پنداشت، حرمان شد همه

هر چه می پنداشت درمان است، عین درد شد

 

درد اگر مرد است با دل راست رویارو شود

پس چرا از پشت سر خنجر زد و نامرد شد؟

 

سر به زیر و ساکت و بی دست و پا می رفت دل

یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد

 

بر زمین افتاد چون اشکی ز چشم آسمان

ناگهان این اتفاق افتاد: زوجی فرد شد[1]

 

بعد هم تبعید و زندان ابد شد در کویر

عین مجنون از پی لیلی بیابانگرد شد

 

کودک دل شیطنت کرده است یک دم در ازل

تا ابد از دامن پر مهر مادر طرد شد



[1] پس از هبوط از بهشت آسمانی آدمی به صحرای سرزمین هند فرود آمد و حوا به جده، و آدم به جستجوی وی رفت. (ترجمه تاریخ طبری، ص 72-73)

نوشته شده در 86/12/06ساعت 21:38 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

این متن هم خاطرات و خطرات این چند روزی است که حضور فعّال روی وب نداشتم! سخنان سخنگوی دولت و... درباره جبران خسارت ایران توسط شورای امنیت، امضای معاهده منع کاربرد بمبهای خوشه ای، همایش دیوان بین المللی دادگستری در دانشگاه تهران، عدم راه اندازی گرایش حقوق بین الملل در دانشگاه اصفهان، رفتن به مرکز ملّی مطالعات جهانی شدن و... را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/05ساعت 23:6 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

این روزها بادهای نسبتاً تند بی آزاری می وزد. بوی گلهای بهاری نزدیک گلخانه، به مشام می رسد... پس باید سر افتاده باشم که... اسفند نزدیک است... تمام! فروردین شود اسفندهای ما... هوا خوب شده، می شود رفت گردش و کمی بالاروی!!! این وبلاگ با این شکل و ساختار کم کم یک ساله می شود و من بیست و سه...

 

* * *

بفرمایید

بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما

نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما...

* * *

عید

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند

سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند... 

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/12/01ساعت 1:22 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |