تبليغاتX
در رگ تاک

 

n دکترسیّدعطاءالله مهاجرانی n

استاد تاریخ، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی

http://mohajerani.maktuob.net

 

چگونه زینب (س) چنان سخن گفت؛ که سخنان او تار و پود نظام استبدادی را از یکدیگر گسست؟ سخن گفتن او شباهتی تمام به سخنان علی (ع) داشت و نیز حالات او، حالات علی بود. عده ای مات و متحیر بودند که... 

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/28ساعت 2:20 توسط نویسندگان میهمان| |

واقعاً هنوز مبهوت 24 ساعت گذشته ام! سفر ما از ساعت 23:35 دقیقه با قطار عادی اصفهان – تهران آغاز شد. همان اول شب با هم کوپه ای ها درباره یکجور حیوان / اسباب بازی به نام «ژن پت» که گزارشش در روزنامه اطلاعات چاپ شده بود و جایگاه اخلاقی شبیه سازی صحبت کردیم! بعد خوابیدیم تا حدود ساعت 6:30 صبح که با دعوت مهمانداران قطار برای نماز بیدار شدیم. باز هم چشمانمان ناآرام بودند، میان خواب و بیداری... تا حدود ساعت 8:30 صبح... قطار هنوز حرکت نکرده بود. هیچ کس، چیزی نمی دانست! آرام آرام گفتگوها در واگن میان مسافران و نیز مهماندارانی که گاه رد می شدند (!) جدی می شد. هیچکس پاسخی نداشت تا این که یکی از مهمانداران گفت «(جلوی حرکت) قطار مسدود است!» و البته دیگری وعده می داد که «نهار را در تهران خواهید خورد!»...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/27ساعت 2:21 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

برای کسب اطلاعاتی درباره یک کنوانسیون نسبتا ناآشنای بین المللی (کنوانسیون یکسان سازی برخی قواعد مربوط به صلاحیت کیفری مصوب 1952 بروکسل از طریق سایت وزارت خارجه بلژیک، ایمیل بخش معاهدات را پیدا کردم و با ایمیل شخصی خودم، ضمن معرّفی خودم به عنوان یک دانشجوی حقوق بین الملل در تهران، خواستار اطلاعاتی درباره اعضای کنوانسیون و وضعیت ایران شدم. کمتر از 12 ساعت بعد، کارمند مربوطه در چند سطر کوتاه و با ضمیمه کردن فایلی پاسخ را ارسال کرده بود. همچنین برای دسترسی به پایگاه معاهدات بین المللی سازمان ملل نیز با بخش اشتراک پایگاه تماس گرفتم و یک روز بعد پاسخ را دریافت کردم... بی آن که کارمند بلژیکی یا کارمند سازمان ملل (ماری آن کارلو) با خود بگویند «دانشجوی ایرانی در تهران به من چه!»

اما چند روز پیش... موبایلم زنگ خورد. فرد پشت تلفن خودش را معرفی کرد که از همایش ... که فلان ارگان حکومتی هم برگزار میکند تماس گرفته است و می پرسید خلاصه مقاله شما را دریافت کردیم، اما اصل مقاله نرسیده است، آن را ارسال کرده اید؟! با تعجب گفتم: من اصل مقاله را به ایمیل همایش ارسال کرده ام! و ظاهراً با گذشت حدود دو هفته از مهلت ارسال مقالات، هنوز ایمیل چک نشده بود که اصل مقاله را «دریافت» کنند! البته هنوز مرکز ... به ایمیلم درباره نحوه استفاده از کتابخانه اش پاسخ نداده است! من هم فعلا عجله ندارم و از آنجا که اساساً هر آن ممکن است مقررات مربوطه تغییر کند پیش از رفتن به آن مرکز به موقع تماس خواهم گرفت! یا در فلان تحقیقم وقتی از مراجعه حضوری به یکی از سازمانهای شبه غیردولتی (!) ناامید شدم و برایشان ایمیل زدم، پاسخم را چند ماه بعد (وقتی تحقیقم عملاً تمام شده بود!) دریافت کردم! و... حالا بگو دولت الکترونیک - شهر الکترونیک - ثبت نام الکترونیک... آدم می ترسد!

نوشته شده در 86/10/25ساعت 0:19 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

مرد میانسالی به نظر می رسید... من هم وارد مغازه لوازم التحریری شده بودم تا از مقاله ای برای دوستی کپی بگیرم و به دستش برسانم تا برای امتحانش بخواند. برگه ها را دادم برای کپی. دیدم مرد دارد برای تایپیست توضیح می دهد که «از اینجا تا اینجا را بگذار فصل اول» چند صفحه ورق زد... «از اینجا هم تا اینجا فصل دوم» علامت هم میگذاشت... «یک فهرست هم اولش بگذار. براساس مطالبی که تایپ کردی نه فهرست کتاب.»

فکر کنم دانشجو بود، داشت از بخشهایی از یک کتاب کپی می گرفت تا به عنوان «تحقیق» به استادش ارائه کند، نمره ای بگیرد و بعد... از ظاهرش می آمد آدم متشرّعی باشد، البته به ظاهر که نیست، می دانم! ولی گویا خود را رها از حق معنوی مؤلّف کتابی می دانست که تا چند ساعت دیگر، بخشهایی از کتابش به عنوان تحقیق تألیفی مرد تقدیم استاد می شد! راستی موضوع کتاب هم دینی بود!

من کم و بیش این وضعیتها را می شناسم. خیلی ها هم ترجمه هایشان را به دوست، آشنا یا دارالترجمه می دهند، بی آن که خود کوچکترین زحمتی بکشند. حتّی یکی از دوستان تعریف میکرد که دوست دیگری یک کپی تحقیق جامع و مفصّلی در یکی از همین لوازم التحریری ها «پیدا» کرده بود و قطعه قطعه و بخش به بخش... هر بخشی را دانشجویی به استادی داده بود که مثلاً «بفرمایید، تحقیق من!» و البته استادی هم در این میانه زیرکی کرده بود و یکی از اینگونه دانشجویان را فراخوانده بود که... خود مابقی ماجرا را حدس بزنید!

بزرگترین جرم من در این زمینه شاید این بوده که نوشتن یکی از تحقیق هایم را به یکی از دوستان واگذار کردم که گمان میکردم ایشان تخصّص بیشتری در آن موضوع دارند و در تمام مراحل هم سعی کردم کمک کنم برای نوشتن مقاله و نهایتاً هم خودم چیزهایی اضافه کردم، ویرایش کردم و نهایتاً شد «اثر مشترک» طبق تعریف قانونی، هرچند سهم آن دوست حتماً بیشتر بود. اما با آنچه چند روز پیش دیدم به این نتیجه رسیدم که هیچگاه به عنوان یک معلّم، دانشجویی را وادار به ارائه تحقیق «برای نمره» نکنم. به تحقیق خوب، نمره اضافه بر 20 هم بدهم؛ و هر تحقیقی را طبق متد علمی و براساس شکل و ماهیتش مورد قضاوت قرار دهم. اگر خوب نبود هم تعارف نداشته باشم! هر چه می ارزد، همان. و البته با توجه به این که هر تحقیق را کدام دانشجو و در چه مقطعی از تحصیل نوشته است. فکر کنم روش خوبی باشد! به استادهای خودم در گذشته و حال هم پیشنهاد میکنم همین روش را در پیش بگیرند که گاه همینطور هم بودند.

 

» در حاشیه روزگار

امشب اتاقم کمی سروسامان گرفت. دکور کاملاً تغییر یافت. فقط مانده چیدن کتابها و کاغذها و... قابل تحمّل می شود!

اینجا هم نامه همسر مرحوم قاسمی (روزنامه نگار) را به همسر درگذشته اش بخوانید؛ جالب است.

نوشته شده در 86/10/24ساعت 0:38 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

داشتم لابلای صفحات کامپیوترم می گشتم. به یادداشتی را که اسفند 1382 درباره «نظارت بر اجرای انتخابات» نوشته بودم رسیدم. آن روزها که خیلی جوان تر بودم؛ تازه 19 سالم تمام می شد و هنوز کمی هیجان میان چشمهایم می دوید یا توی حرفهایم می پرید. آن روزها که چای سیاست اینقدر سرد نشده بود؛ قابل نوشیدن بود! آن گرما در رگهای ما نیز راهی می یافت. کشور در میان کشمکشهایی سیاسی – حقوقی قرار گرفته بود. کشمکشهایی که در تاریخ دموکراسی ایرانی بی نظیر بود...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/23ساعت 2:24 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

دیشب باز هم نیم برفی باریده بود اینجا. می گویند برف و سرما و در یک کلمه «یخ» همچنان ادامه دارد. پس ضمن بستن کمربند ایمنی با پوشیدن لباس گرم و نوشیدن یک فنجان چای داغ ترجیحاً با خرما از شما دعوت می کنم عکسهای روزهای سرد و برفی هفته ای که گذشت را در ادامه مطلب ببینید.

 نیم الف... / عکس: امیر مقامی ‏

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/21ساعت 23:51 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

برف و برف و برف... ناراحتی من اما گلوله برفی نیست! ناراحتم که چرا چهارشنبه هم دانشگاهها تعطیل بود و یک امتحان به تعویق افتاده و دردسر بیشتر! اما بیش از اینها همان شنبه صبح به این می اندیشیدیم که «تهران، گرچه سالی چند بار رخت سپید می پوشد، اما عروس سیاه بختی است!» والبته «چه فکر آسوده ای!»


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/20ساعت 21:47 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |
الآن توی ایستگاه راه آهن تهرانم.

آخر تکنولوژی....

نوشته شده در 86/10/20ساعت 6:34 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

لحن «استاد» و «افسر» و تیتر برنامه به گونه ای بود که چنین القا می شد که گویا بزه دیده اساساً از عوامل مؤثر در جرم است، شریک بزهکار...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/13ساعت 23:35 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

1 از جانب یکی از دوستان عزیز به لقب «آقای مقاله (Mr Article)» مفتخر شدم! البته شاید اخیراً فعالیتها کمی به چشم آمده، وگرنه به عنوان مثال همان دوست می توانند متن اولیه مقاله کشورهای اسلامی و دیوان کیفری بین المللی را در سی دی مقالاتی که سال گذشته خدمتشان دادم ببینند! یا ترجمه مربوط به حقوق اینترنت که مربوط به حدود هشت ماه پیش است و... به هرحال جالب بود. این کارها را نکنیم چه کنیم؟ دلکمان به چه خوش باشد؟!

 

2 داشتم برنامه می نوشتم، فرض کنید برای 46 ماه! یا اصلاً 48 ماه یا چه فرقی میکند همان «60 ماه»! مسخره است! در این کشور آیا روی هیچ برنامه ای مگر می شود حساب کرد؟! مثال بارزش وقتی بود که توی جاده تهران یکباره خبر سهمیه بندی بنزین رسید! من با تمام وجود در سال گذشته به این نتیجه رسیده بودم که اصلاً نباید برنامه ریزی کرد، چون یکباره یک اتفاق، یک روز عجیب همه چیز را به هم میزند. آدم را چند ماه یا حتی چند سال پرتاب میکند به ناکجاآباد ذهنش و آخرش هم هیچ! گلایه ای نیست! نمیدانم روی این برنامه n ماهه چه اسمی باید بگذارم! برنامه هنوز قطعی نیست! امیدوارم باز یک اتفاق، قبل از شروع، برنامه را به هم بزند وگرنه تحمّل کوچکترین خدشه ای را نخواهم داشت! قول هم می دهم هر ماه به خودم گزارش بدهم! خودم به خودم پیشنهاد می دهم. خودم تصویب میکنم. خودم اجرا میکنم. خودم نظارت میکنم. خودم گزارش میدهم. خودم گزارش و پیشرفت را ارزیابی میکنم. چه فرقی با برنامه های توسعه ای دارد که...! بهتر هم هست!

 

3چند وقت بود میخواستم این دوبیتی باباطاهر را روی وب بگذارم؛ نمی شد. وسط بی حوصلگی حقوق دیپلماتیک و خاطره نویسی های نویسنده اش (!) خواندنی است و از زیباترین ترانه های باباطاهر با تصویرسازی:

 

شب تاریک و دشت سنگ و مُو مست

قدح از دست مُو افتاد و نشکست

نگه دارنده اش نیکو نگه داشت

وگرنه صد قدح نفتاده بشکست

 

4 از جمعه تا چهارشنبه آینده به احتمال زیاد «کلّ یوم» مرخصی ام. وبلاگ هم استراحت میکند! امتحانات آغاز می شود... شنبه حقوق دیپلماتیک، درسی بدون استاد! چهارشنبه آینده هم حقوق دریاها که انشاءلله تعالی استاد از مقاله کنفرانس خودم (که منبع امتحان است) سؤال چندنمره ای بدهد که...! مثل درس حقوق بشر که کلّی درباره نهادهای ملّی کاغذ سیاه کردم! این بار با اطمینان نسبی متمایل به زیاد می گویم که امتحان روز ۲۶ دی درس حقوق جزای بین الملل با این که آخرین امتحان دوره ارشد برای من خواهد بود اما آخرین امتحان من در یک کلاس درس نخواهد بود! برعکس دو سال پیش که میگفتم این آخرین امتحان بود...!!!

نوشته شده در 86/10/13ساعت 2:3 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

زمانی که این متن را در دوره کارشناسی براساس علاقه شخصی ترجمه میکردم، نمی دانستم بعدها مورد توجّه سایت دادگستری تهران قرار میگیرد و چند بعد «لايحه‌ي جبران دولتي خسارت بزه‌ديدگان» به جلسه مسؤولان عالی قضایی می رود تا « صندوق جبران خسارت بزه‌ديدگان» تأسیس شود. امیدوارم این لایحه نیز البته به مانند بسیاری لوایح قضایی دیگر...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/11ساعت 3:21 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

پیشاپیش امیدوارم «عددها» در این یادداشت آزاردهنده نباشند!

آخرین اظهارات وزیر امور خارجه درباره رژیم حقوقی دریای خزر و تأکید بر این نکته که «سهم ايران از درياي خزر هيچ گاه 50 درصد نبوده است» صبح امروز در برخی روزنامه ها به ویژه روزنامه های منتقد و مخالف دولت در تهران، انعکاس وسیعی یافت تا شاید به این طریق نیز سیاست خارجی دولت نهم...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/10ساعت 21:46 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

آنچه در پی می آید مقاله ای است که در همایش «دادگاه کیفری بین المللی» روز پنج شنبه 29 آذر ماه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز ارائه نمودم و در مجله حقوقی «سروش میزان» همزمان با این همایش منتشر گردید. البته مباحث دیگری را نیز ضمن ارائه مقاله خود برای تکمیل مطالب، ذکر نمودم.

» همین مقاله در سایت اندیشکده روابط بین الملل (اینجا)

 

کشورهای اسلامی و دیوان کیفری بین المللی

امیر مقامی

دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، دانشگاه پیام نور، تهران

 

 

چکیده:

در این مقاله عضویت شانزده کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی در دیوان کیفری بین المللی و ادامه تردیدهای بیش از 40 کشور اسلامی دیگر که حدود یک ششم جمعیت جهان را تشکیل می دهند برای عضویت در این نهاد قضایی کیفری بین المللی، مورد توجه قرار گرفته است. این در حالیست که اکنون بیش از نیمی از کشورها عضو دیوان شده اند و بخش عمده ای از روند جهانی شدن حقوق کیفری در این دیوان روی می دهد که دوری از آن می تواند در آینده تبعات حقوقی برای کشورهایی که در جریان آن حضور فعالی نداشته اند ایجاد نماید.


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/10ساعت 19:0 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

بررسی «حداقل ارتباط» در انطباق با مقررات بروکسل

 

Netherlands International Law Review, 2003

نویسنده: پاتریک بورشه

ترجمه: امیر مقامی

یکی از سخت ترین موضوعات هم در حقوق آیین دادرسی آمریکا و هم آیین دادرسی اروپا، شمول صلاحیت دادگاه ها بر اعمال قراردادی و شبه جرم به متهمان است. این امر با افزایش چشمگیر کاربرد اینترنت به عنوان ابزار ارتباطی و بازاریابی به طور خاص، آشکار شده است. مسائل مربوط به دادگاه مناسب مثلا در اعمال اهانت آمیز یا اختلافات مصرف کنندگان، سؤالات سختی برای دادگاه های آمریکایی و اروپایی ایجاد می کند. تصویب «مقررات» جدید در اتحادیه اروپا برای دعاوی ثبت شده از یکم مارس 2002 و بعد از آن (مقررات بروکسل) ، فرصتی برای بازبینی دوباره این موضوع مهم فراهم می آورد....


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/09ساعت 0:48 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

این طرح را یاسر ضیایی به اصرار من کشید. ازش خواستم طرح یا کاریکاتوری از من بکشد! چون همیشه در کاریکاتورهای «سیاه و سفید» غایب بودم! شاید یکجور دیگری درباره من فکر میکردند!!! بالاخره با اصرارم، به جای کاریکاتور این طرحی که می بینید نصیبم شد! نسبت این طرح با من واقعاً چیست؟! آن چهره اخمو روی میز، با شمعی که از سرش بیرون آمده و طوماری که می نویسد، آن هم بدون سر، یعنی بدون مغز! تعبیر دیگرش می شود بدون عقل، محترمانه اش می شود با قلب! نمیدانم! خود یاسر باید بگوید چه کشیده!

 طرح: یاسر ضیایی

یاد روزهای «سیاه و سفید» و آن جلسات خواندن مطالب و چاپ مجله و خنداندن و خندیدن ها هم بخیر!

 

حاشیه روزگار» حرف آخر «هفت» همان «ت» است، آغاز «ترور»! امنیتی ترین و اقتدارگراترین دولتها هم گاهی از تأمین امنیت ناتوانند! چرا؟! پرویز مشرف شاید بتواند پاسخی برای این پرسش بیابد.
نوشته شده در 86/10/06ساعت 22:9 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

1

قرارداد «شاه و صدام» بوده، حالا  هم که هیچ کدام نیستند! تازه ما مخالفان صدام، از اول هم مخالف آن بودیم!!!

اعتماد، شدیداللحن ترین تیتر خود را علیه یک «دولت دوست» به کار برد: «طالبانی در نقش صدام» اما حالا دیگر کدام دوستی؟! تازه یک عکس بزرگ از یک هنرپیشه، تیتر را تکمیل می کند که راستی آیا طالبانی «نقش صدام» را بازی می کند؟! تا آخرش؟! یعنی تا...

2

علی آبادی، البته همان لحظه ناک اوت شد که رئیس جمهور، آغاز مشکلات را به «اشتباه» او نسبت داد و چندان رسم «دوستی» به جا نیاورد

بعضی گافهای کیومرث هاشمی در این برنامه را با نقل به مضمون بخوانید:

* هاشمی: من هیچ نامه ای برای فیفا نفرستاده ام!

صفایی: این هم نامه مورخ.... (بدجور نامه را گرفت جلوی دوربین!)

 

» متن کامل دو بخش یادداشت امشب را در ادامه مطلب بخوانید!


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/05ساعت 21:45 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

سایت حقوق اینترنت، به طور آزمایشی آغاز به کار کرده است. مطمئنم چنین عنوانی می توانست یک سرفصل درسی دانشگاهی باشد؛ اما پیش از هر چیز خلاءهای قانونی و فقدان قوانین مربوط و دست به دامان «آئین نامه های دولتی» شدن این رشته حقوقی و حقوق مردم در ارتباطات الکترونیک و اینترنتی را آسیب پذیر ساخته است. شاید این سایت که به همّت دوستانی چون آقای ایپکچی راه اندازی شده است، خود بهانه ای باشد برای بیشتر پرداختن به این موضوع، مباحثه و رفع مشکلات حقوقی ساکنان دنیای مجازی.

مسائل حقوقی مربوط به اینترنت در سطح حقوق داخلی و بین الملل بسیار کم مورد توجّه محافل آکادمیک قرار گرفته است و معدود مقرّرات مربوطه (به ویژه «قانون تجارت الکترونیک») برخلاف قوانین مربوط به محدودیتهای آزادی بیان، فیلترینگ و توقیف سایتهای اینترنتی چندان کاربردی نیز نبوده اند و لازم است دانشکده های حقوق و نیز دادگستری، به بررسی و نقد این قوانین و مقررات بپردازند و جامعه اینترنتی کشور نیز باید قانونمندی را بپذیرد. اتفاقاً در زمینه پژوهشهای آکادمیک، اخیراً یکی از دوستان برای پایان نامه کارشناسی ارشد خود در رشته حقوق بین الملل، موضوعی مرتبط را برگزیده اند که امیدوارم نتایج تحقیق ایشان و سایر دوستان، راهگشای پژوهشهای جزئی تر در «حقوق» و «اینترنت» و بخصوص «حقوق اینترنت» باشد.

به مناسبت راه اندازی این سایت، مقاله ای از پاتریک بورشه، استاد حقوق دانشگاه کرایتون در اوهاما (نبراسکا)، با عنوان «صلاحیت ناشی از قرارداد و شبه جرم از طریق اینترنت: بررسی "حداقل ارتباط" در انطباق با مقررات بروکسل» که چندی پیش ترجمه نموده بودم را در اختیار ایشان قرار دادم که بلافاصله منتشر گردید و به زودی روی این وبلاگ نیز تقدیم می گردد.

امیدوارم سایت حقوق اینترنت بتواند با همکاری و تلاش جامعه حقوقی و نیز اهالی فناوری اطلاعات، هر روز به روز و بهتر از دیروز باشد! و به منبعی پربار تبدیل گردد.  

» ترجمه مقاله در سایت حقوق اینترنت

» دریافت اصل مقاله (PDF)

 

* حاشیه روزگار

سال نو میلادی... گامهای 2008 تندتر می شود... قلبها سریعتر می تپند که باز دوباره یاد «مسیحا نفسی»، آرامش بخش زمستان یخ زده «هفت» باشد که این بار «هفت» رقمی «خنثی» بود... یا شاید اگر کمی بدبین باشیم حتّی تاریک!  

چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید

ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید

انجیل برنابا را کنار گذاشتم که فکر نکنم حالاحالاها فرصت مطالعه پیش آید، ولی غنیمتی است. این میلاد نخست پس از یلدا، این جشن بزرگ میلیونها انسان در سراسر جهان، کاش درنگی باشد برای زیستن...

گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان

بلا بگردد و کام هزار ساله برآید...

نوشته شده در 86/10/04ساعت 21:46 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |

سکانس آخر «مدار صفر درجه» را که می دیدم، میگفتم «چه هندی!» اما چند روز پیش، مصاحبه حسن فتحی را در اعتماد خواندم، نظرم عوض شد...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/03ساعت 0:5 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |
هنوز ویدیوش را دارم... وقتی من لب به گلایه گشودم، یکی از اساتید گفت: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة»! حالا بعد از 3 سال...
ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 86/10/01ساعت 13:39 توسط امیر مقامی Amir Maghami| |